از زمان روی کار آمدن دولت نهم محرومیت از تحصیل به دلیل داشتن عقیده ای خاص،انتقاد به بی تدبیرهای مسئولین و جنسیت که از موارد صریح نقض قانون اساسی و کنوانسیونهای بین المللی است به شدت گسترش یافته است که مواردی از آن به شرح زیر است.
۱- محرومیت دانشجویان منتقد از تحصیل در مقاطع بالاتر-ستاره دار نمودن فعالین دانشجویی- اقدامی ناخوشایند است که از زمان روی کارآمدن دولت نهم شاهد آن هستیم. در سال ۱۳۸۵ همزمان با ثبت نام پذیرفته شدگان کارشناسی ارشد دانشگاهها حدود ۱۷۰۰ نفر از فعالین دانشجویی پذیرفته شده با درج یک، دو و سه ستاره در کنار اسامیشان مواجه شدند و در نهایت نیز ۱۷ نفر از آنها که سه ستاره داشتند به رغم قبولی نهایی در دانشگاهها نتوانستند ثبت نام نمایند. خوشبختانه این اقدام با انتقادات فراوان روبرو گشت و حتی دیوان عدالت اداری نیز رای به بازگشت آنها به دانشگاه داد ،هرچند این رای هیچگاه اجرایی نشد، با توجه به این اعتراضات در سال ۱۳۸۶ نهادهای امنیتی و وزارت علوم به طراحی روش دیگری پرداختند و از ارائه کارنامه به برخی فعالین دانشجویی خودداری نمودند و در نهایت نیز این دانشجویان هیچگاه نتوانستند کارنامه خود را دریافت نمایند.متاسفانه این اتفاق در سال جاری نیز به وقوع پیوست و نکته تاثر آور اینکه برخی از دانشجویانی که در دوسال گذشته نیز نتوانسته بودند به تحصیل ادامه دهند امسال نیز نتوانسته اند کارنامه خود را دریافت نمایند و به نظر می رسد این دانشجویان به محرومیتی همیشگی دچار شده اند.هرچندبرخی از این دانشجویان اکنون شکایتی را در دیوان عدالت اداری ثبت نموده اند اما وضعیت ادامه تحصیل آنها همچنان در هاله ای از ابهام است و نکته مهم آنکه سازمان سنجش در توجیه عدم ارائه کارنامه به این دانشجویان به صراحت از نداشتن صلاحیت عمومی سخن می گوید و این درحالی است که هیچکدام از این دانشجویان در دادگاهی صالحه به محرومیت از تحصیل محکوم نگشته اند.
۲- محرومیت ازتحصیل تنها معطوف به تحصیل در مقاله بالاتر نمی باشد و صدور انواع گوناگون احکام کمیته انضباطی از دیگر مصادیق محرومیت از تحصیل می باشد احضار و همچنین صدور بیش از ۸۰۰ حکم کمیته انظباطی برای فعالین دانشجویی درکنار بیش از ۴۰۰۰حکم کمیته انضباطی که به دلیل نحوه پوشش ومسائل دیگر از نمونه های بارز محرومیت از تحصیل است .احکامی که گاه شامل محرومیت از چهار ترم تحصلیی به دلیل سخنان انتقادی است والبته این نحوه برخورد حتی به دانشجویان همفکر دولت نیز تسری یافته است که نمونه آن صدور حکم کمیته انضباطی برای دانشجویان بسیجی دانشگاه علامه به دلیل انتقاد به رئیس دانشگاه علامه در جلسه خصوصی با وزیر علوم بود! که در نهایت به تجمع آنها در برابر وزارت علوم انجامید.لذا به نظر می رسد پاسخ دولت کنونی به هرگونه انتقاد دانشجویان تنها محرومیت از تحصیل است که این امر جای تاسف فراوان دارد.
۳- محرومیت از تحصیل به دلیل زن بودن! نیز از دیگراقدامات بدیع وزارت علوم و بهداشت دولت مهروزی است که در آزمون ورودی دانشگاها برای مقطع لیسانس و رشته های پزشکی شاهد آن هستیم که این امر نه تنها در تضاد با قوانین داخلی و بین المللی است بلکه در تضاد کامل با فرهنگ ایرانی -اسلامی این مرز و بوم است و نشان از نگاه کج اندیشانه به نقش زنان در جامعه دارد.نگاهی کج اندیشانه ای که در طرح امنیت اجتماعی و لایحه حمایت از خانواده نیز به خوبی نمایان است و هرچند ایجاد کنندگان این گونه از محرومیت از تحصیل به بهانه هایی مانند وضعیت اشتغال و بازار کار متوسل می شوند اما مساله اصلی در نگاه منفی به نقش زنان در جامعه است که توسط برخی از رهبران معنوی اصولگرا تئوریزه شده است و اکنون در قالب طرحهای مختلف مانند طرح امنیت اجتماعی ، لایحه حمایت از خانواده و سهمیه بندی جنسیتی در حال اجراست. و جالب آنکه حتی برخی از نمایندگان اصولگرای مجلس نیز قادر به توجیح آن نمی باشند و در مصاحبه ها مجبور به پذیرش نقاط ضعف طرح می شوند.
در پایان دفتر تحکیم وحدت ضمن محکوم نمودن شیوهای مختلف محرومیت از تحصیل که در دولت نهم به شدت رواج یافته است خواهان تجدید نظر مسئولین در این شیو های قرون وسطایی است که هیچ سنخیتی با فرهنگ ارانی- اسلامی این مرز و بوم ندارد.
روابط عمومی
دفتر تحکیم وحدت
۱۵ مرداد ۸۷
با گذشت ده روز از بازداشت دانشجویان هویت طلب تبریز هنوز خبری از آنان در دست نیست.
سجاد رادمهر، آیدین خواجه ای و فراز زهتاب به همراه مهندس داریوش حاتمی روز پنجشنبه 27 تیر ماه حوالی ساعت 12 ظهر از جلوی دانشگاه تبریز ربوده شدند.
گفتنی است آنان بلا فاصله پس از حضور در جلسه دفاع از پایان نامه مهندس سجاد رادمهر و با همکاری ماموران حراست دانشگاه دستگیر شدند. دو روز پس از دستگیری 4 فعال هویت طلب دکتر شاهرخ حاتمی برادر داریوش حاتمی نیز دستگیر شد. علت دستگیری وی در ارتباط با پیگیری وضعیت فعالین در بند عنوان شده است. همزمان در دانشگاه ارومیه الهه رادمهر خواهر سجاد رادمهر دو بار پیا پی به کمیته انضباطی و در چند نوبت به حراست کل احضار شد. وی تهدید شده است که در صورت انجام اقدامی در مورد بازداشت برادرش با ارجاع پرونده وی به کمیته مرکزی انضباطی در تهران، حکم اخراج وی صادر خواهد شد. از خانواده های دو دانشجوی دیگر نیز با تماس های تلفنی خواسته شد که اخبار فرزندان دربندشان را رسانه نکرده تا فشار کمتری بر آنان وارد کنند.
سجاد رادمهر عضو سابق شورای انجمن فنی و دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک به دلیل اعتصاب غذا و بست نشینی به یک ترم تعلیق از تحصیل در ترم دوم سال جاری محکوم شده بود. اعتصاب غذای او در اعتراض به عدم اجازه رئیس دانشگاه برای برپایی جلسه دفاع از پایان نامه اش صورت گرفته بود. جلسه دفاع از پایان نامه وی به مدت 6 ماه اجازه برگزاری نیافته بود.
آیدین خواجه ای و فراز زهتاب از اعضای شورای انجمن اسلامی دانشکده انسانی و همچنین شورای مرکزی انجمن ادبی، ترم اول سال جاری را در تعلیق و محرومیت از تحصیل و ترم دوم را در تعلیق معلق سپری کردند. همچنین آیدین خواجه ای در اواخر ترم دوم به دلیل شرکت در اعتصابات اخیر دانشگاه تبریز به اخطار کتبی با درج در پرونده محکوم شد. 2 ترم تعلیق فراز زهتاب و آیدین خواجه ای در ارتباط با اعتصاب 3 روزه خرداد سال 86 صادر شده بود.
پس از بازداشت دانشجویان فوق تا سه روز از وضعیت دانشجویان در بند هیچ خبری در دست نبود. اما گزارش های غیر رسمی از بازجویی آنان در اداره حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی واقع در خیابان پاستور خبر می داد.
در پی فشار رسانه ای و پیگیری های فعالین حقوق بشری و خانواده دانشجویان روز یکشنبه 30 تیر ماه سجاد رادمهر یکی از دانشجویان بازداشتی در تماسی چند ثانیه ای با خانواده ی خود از آنان درخواست لباس کرد. نوع و لحن درخواست وی نگرانی هایی از جانب شکنجه های بدنی و روحی در خانواده های محبوسین ایجاد کرد. مخصوصا با عدم تماس آیدین خواجه ای، فراز زهتاب ، مهندس داریوش حاتمی و برادرش دکتر شاهرخ حاتمی این نگرانی ها افزوده گشت.
قبل از تماس سجاد رادمهر و در پی تشکیل کمیته پیگیری وضعیت دانشجویان در بند دانشگاه تبریز صدای آمریکا و رادیو فردا در گزارش های جداگانه ای به تشریح دستگیری فعالین دانشجویی تبریز پرداختند و در اقدامی متهورانه و خودجوش فعالین حقوق بشری نقده از شهر های آذربایجان غربی، در پی پخش وسیع شبنامه در اعتراض به بازداشت دانشجویان هویت طلب، مردم را دعوت به تجمع کردند. این دعوت برای روز جمعه 4 مرداد ماه صورت پذیرفته بود که با حضور مردم در محل تجمع که کوهی در خارج از شهر بود، به زد خورد با ماموران نیروی انتظامی منجر گشت.
در نتیجه اقدامات فوق محبوسین دیگر نیز طی تماس های کوتاه تلفنی با خانواده های خود از زنده بودنشان خبر دادند.
روز دوشنبه 31 تیر ماه انجمن های 36 دانشگاه کشور با امضای بیانیه ای به دستگیری های غیر قانونی دانشجویان منجمله دانشجویان هویت طلب تبریز اعتراض کردند.
روز چهارشنبه حسن رحیمی فعال حقوق بشر آذربایجان در مصاحبه با رادیو فردا به تشریح وضعیت دانشجویان در بند پرداخت.
مسئولان دانشگاه تبریز نیز در اقدامی عجیب از دستگیری دانشجویانشان اظهار بی خبری کرده حتی چند روز پس از دستگیری آنان در بولتن دانشکده فنی از سجاد رادمهر درخواست کردند به ریاست دانشکده مراجعه کند و همزمان ایرنا خبرگزاری وابسته به دولت از قول اباصلت صیاح مدیر کل سیاسی و تقسیمات استانداری تبریز یک هفته پس از دستگیری فعالین هویت طلب، دستگیری آنان را تکذیب کرد.
روز جمعه 4 مرداد ماه ماه مادر فراز زهتاب دیگر دانشجوی بازداشتی در مصاحبه با رادیو فردا از وضعیت فرزند خود و دوستان وی اظهار بی اطلاعی مطلق کرده و از یک بار تماس تلفنی فرزندش خبر داد.
روز شنبه پنجم مرداد ماه در دهمین روز بازداشت، خانواده دانشجویان موفق به دیدار قاضی پرونده فرزندانشان شدند. قاضی مذکور قرار وثیقه را رد کرده به صورت صریح از ادامه بازداشت آنان تا شروع دانشگاه ها به مدت دو ماه سخن گفته است.
همچنین در همان روز انجمن فنی دانشگاه تبریز در بیانیه ای به بازداشت دانشجویان دانشگاه تبریز اعتراض کرد.
گفتنی است آخرین خبر ها از ادامه بازداشت دانشجویان دربند حکایت دارد. با طولانی تر شدن بازداشت دانشجویان احتمال آوردن فشار و شکنجه بر دانشجویان در بند رفته رفته افزایش می یابد. همچنین احتمال اعتصاب غذای هماهنگ هر سه دانشجو وجود دارد.
بیانیه ی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ی فنی دانشگاه تبریز در محکومیت دستگیری 3 دانشجوی دانشگاه تبریز
در روزهای اخیر بار دیگر آستانه ی تحمل پایین دولت نهم و سیستم دانشگاهی متبوع آن در مواجهه با ندای حق طلبی دانشگاه ها به جامعه نمایان گشت. برخورد های هراسان و برنامه ریزی شده با دانشجویان در جهت محدود نمودن فضای دانشگاهها و برخورد های امنیتی با فعالیت های فرهنگی، خود پیامد انتصاب مدیران امنیتی در پست های آکادمیک می باشد. مسئله ای که در گذشته رخداد آن پیش بینی می شد.
دانشگاه تبریز در شرایطی شصت و دومین سال تاسیس خود را سپری می کند که به جای آنکه به پویایی و بالندگی علمی رسیده باشد روز به روز اخبار نا امید کننده از برخورد با جامعه ی دانشگاهی در آن به گوش می رسد.
بعد از احضار های گسترده به کمیته انضباطی و احکام سنگین آن و محرومیت از تحصیل چهار تن از دانشجویان این دانشگاه، توقیف نشریه ی دانشجویی ستارخان، هفته ی گذشته، خبر بازداشت خودسرانه ی سه دانشجوی دانشگاه تبریز پس از اتمام جلسه ی دفاع از پایان نامه ی کارشناسی ارشد مهندس سجاد رادمهر، جامعه ی دانشگاهی را متاثر ساخت.
مهندس سجاد رادمهر دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک، فراز زهتاب و آیدین خواجه ای دانشجویان رشته ی حقوق از پنجشنبه 26 تیر ماه دستگیر شده و تا کنون خبری از وضعیت آنان در دست نیست. سجاد رادمهر که پیش از این نیز از برگزاری جلسه ی دفاع از پایان نامه ی تحصیلی کارشناسی ارشد وی ممانعت به عمل آمده بود، در اردیبهشت ماه امسال دست به اعتصاب غذا زد و با احضار به کمیته ی انضباطی حکم تعلیق از تحصیل دریافت نمود. آیدین خواجه ای و فراز زهتابی نیز ترم گذشته را در محرومیت از تحصیل گذراندند.
این برخورد و دستگیری دانشجویان در ادامه ی روند بازداشت فعالان دانشجویی و پروسه ی امنیتی کردن فضای دانشگاهها و انتقام گیری تعبیر می شود. دستگیری و بازداشت دو تن از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، محمد هاشمی و بهاره هدایت و بازداشت های گسترده ی اعضای شورای عمومی این مجموعه نتیجه ای جز تایید گزارش های بین المللی مبنی بر نقض حقوق بشر در جامعه ی ایران ندارد.
فشار بر فعالین دانشجویی دانشگاه سهند تبریز، محرومیت مدیر مسئول نشریه ی نوای نو ( ارگان خبری انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سهند تبریز)، احضار انجمن اسلامی این دانشگاه به هیئت منصفه و دستگیری پیمان غلامی و علی عبداله زاده از جمله ی برخورد های روز های اخیر در این دانشگاه است.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ی فنی دانشگاه تبریز ضمن ابراز نگرانی از وضعیت پیش آمده ، دستگیری خود سرانه ی سه تن از دانشجویان دانشگاه تبریز و سایر دانشگاهها را محکوم می نماید.
تبریز بیلیم یوردو فنی فاکیلتاسی اؤیرنجی لرینین ایسلامی انجومنینین بیانیه سی 3 اویرنجی توتوقلانماسینین محکومیتینه گؤره
کئچن گونلرده ایران دولتی، اویرنجی لرین اعتیراضلارییلا قارشی قارشی دورماق سیاستین آرتیقراق اورتایا چکدی. بو ایشلر اؤلکه سوروملولرین اؤیرنجی لر قیبالیندا اولان آرتیق دوزومسوزلوغو گؤستریر.اویرنجی لرحاققیندا پلانلاشمیش شکیلده باسقی لارین آرتیریلماسی و بیلیم یوردولارین سیاسال دوروملارینین سیخینتییا دوشمه یی، امنیتی سؤروملولرین آکادئمیک ناظیرلیک لره قونداریلماسیندان آسیلی دیر.
تبریز بیلیم یوردو 62 اینجی ایل دونومونده بیلیمسل گلیشمه لره دوغرو گئتمه دن، هر گون آجیناجاقلی خبرلر اؤز اؤیرنجی لرینه گؤره شاهید دیر.
گئنیش لی چاغیریش لار اینظیباطی کؤمیته یه و اونون آغیر حؤکم لری، بو بیلیم یوردونون اؤیرنجی لرینین
تحصیل حاققیندان محروم قالماسین و ستارخان درگیسینین باغلانیلماسیندان سونرا کئچن یئتدیجه، سجاد رادمهرین یوکسک لیسانس تئزی ساوینماغیندان سونرا، تبریز بیلیم یوردونون 3 اؤیرنجیسینین توتوقلانماسی، اؤیرنجی لری کدرلندیردی. یوکسک لیسانس کورسوندا تحصیل ائدن مئکانیک اویرنجی سی، سجاد رادمهر و حقوق اؤیرنجی لری فراز زهتاب و آیدین خواجه ای تیر آیینین 26 سی، سوگونو توتوقلانیبلار و اونلارین دوروملاریندان هئچ بیر خبر یوخدور. بوندان اؤنجه سجاد رادمهر، بیلیم یوردونون یوکسک لیسانس تئزینین ساوینماغینا قارشی دورماسینا گؤره، یئمک اعتصاب اعتیراضینا اوز گتیریب، کومیته یه چاغیریلیب و تعلیق حؤکمونه معروض قالمیشدی؛ هابئله فراز زهتاب و آیدین خواجه ای کئچن تئرمی تحصیلدن محروم اولاراق سونا چاتدیرمیشدیلار.
بو داورانیش لار، اویرنجی لرین توتوقلانماری و بیلیم یوردولارین امنیتی دوروما دوغرو آپاریلماق پروسه سینین آردیندادیر. "تحکیم وحدت" اورقانینین مرکزی شوراسینین اویه لری، "محمد هاشمی" و "بهاره هدایت" و بو تشکیلاتین گئنل شوراسینین اویه لرینین توتوقلانماسی، اولوسلار آراسی بشر حاقلاریندان ساوینان قروپلار و اورقانلارین راپورتلارینی گرچکلندیریر.
سهند تکنیکال بیلیم یوردونون نوای نو (سهند بیلیم یوردونون ایسلامی انجومنینین خبر اورقانی) درگی سینین سوروملو مودورونون محروم اولونماسی، بو بیلیم یوردونون ایسلامی انجومنینی مونصوفلر هیئتنه چاغیریلماسی و اویرنجیلر "پیمان غلامی" و "علی عبداله زاده" نین توتوقلانماسی، بو بیلیم یوردودا اولان کئچن باسقی لاردان دیر.
فنی فاکیلتاسینین اؤیرنجی لرینین ایسلامی انجؤمنی، بو دوروموان اؤفکه له نه رک، تبریز بیلیم یوردونون 3 اؤیرنجی سی و باشقا بیلیم یوردولار اؤیرنجی لرینین توتوقلانماسینی محکوم ائدیر.
"اباصلت سياح " افزود: درصورتي که اين افراد بازداشت شده بودند ،دانشگاه مربوطه بايد گزارشي ازجريان امرارايه مي نمود اما تا کنون اين ادعا از سوي هيچ يک از مراجع ذيربط در استان تاييد نشده است .
این گزارش در شرایطی به تکذیب دستگیری دانشجویان دانشگاه تبریز می پردازد که روز پنجشنبه 26 تیر ماه بعد زا جلسه ی دفاع از پایان نامه ی کارشناسی ارشد سجاد رادمهر، 3 دانشجوی دانشگاه تبریز به نام های سجاد رادمهر، فراز زهتاب، آیدین خواجه ای و نیز مهندس داریوش حاتمی و بعدا برادرش شاهرخ حاتمی دستگیر شده اند و حتی در روز های اخیر نیز ضمن برقراری تماس تلفنی با منزل از زنده بودن خود خبر داده اند.
محمد تقی اعلمی معاونت دانشجویی دانشگاه تبریز در حالیکه اشراف کامل به قضیه دارد ضمن تکذیب و سلب مسئولیت از خویش، تا کنون از اعلام گزارش به نهاد های امنیتی خودداری نموده است. محمود عادلی رئیس حراست دانشگاه تبریز نیز که تا کنون از مانع تراشی برای جلسه دفاع از پایان نامه ی سجاد رادمهر دریغ نورزیده است، از ارائه ی هرگونه اطلاعاتی امتناع می ورزد
احتمالا علت اين احضار نشان دادن بي خبري ساختگي مسئولين دانشگاه از دستگيري دانشجويانشان باشد.
خبرگزاري ايرنا از قول ابا صلت سیاح مدير کل سياسي و تقسيمات استانداري آذربايجان شرقي، "ادعاي دستگيري دانشجويان تبريز كه از طيف موسوم به هويت طلب را ادعاي دروغ برخي سايت ها" ناميد. اين تكذيب در حالي است كه حتي روزنامه هاي رسمي همچون اعتماد نيز خبر دستگيري هويت طلبان دانشگاه تبريز را منعكس كرده اند.
منبع:http://www.tabriz-peygiri.blogfa.com

«علي صابري» عضو انجمن اسلامي دانشگاه اميرکبير و «رضا عرب» دبير انجمن اسلامي دانشگاه مازندران از زندان شهر مشهد آزاد شدند. به گزارش خبرنامه اميرکبير علي صابري و رضا عرب همراه با چند دانشجوي ديگر بعدازظهر 17 تيرماه در مشهد بازداشت شده بودند. علي صابري سال گذشته نيز در جريان حوادث دانشگاه اميرکبير بازداشت شد.همچنين در پي دستگيري محمد هاشمي و بهاره هدايت، دو عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت(طيف علامه)، خانواده آنها پس از مراجعه مکرر به دادگاه انقلاب جهت اطلاع از وضعيت فرزندان خود روز يکشنبه موفق شدند با متين راسخ، رئيس شعبه يکم بازپرسي دادگاه انقلاب، ملاقات کنند.در ديداري که هر يک از خانواده ها به صورت جداگانه با بازپرس پرونده اين دو عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم(طيف علامه) داشتند، وي اتهام اين دو فعال دانشجويي را «اقدام عليه امنيت ملي» ذکر کرد و اتهامي که پيش از اين توسط خبرگزاري ايرنا و ايسنا عليه آنها مطرح شده بود را تکذيب کرد.قاضي متين راسخ همچنين به خانواده ها گفت که محمد هاشمي و بهاره هدايت در زمان ابلاغ قرار بازداشت ضمن اعتراض به قرار صادره از امضاي آن امتناع کرده اند که اعتراض آنها به قرار صادره در حال رسيدگي است.از سوي ديگر با گذشت چهار روز از دستگيري تعدادي از دانشجويان در تبريز، «سجاد رادمهر» يکي از اين دانشجويان با خانواده اش تماس گرفت. وي در اين تماس بدون اشاره به محل نگهداري خود گفت به لباس احتياج دارد.در حالي که ديگر دانشجويان هنوز با خانواده هايشان تماسي نداشته اند، «شاهرخ حاتمي» دانشجوي دندانپزشکي و برادر «داريوش حاتمي» يکي از بازداشت شدگان تبريز نيز در منزلش دستگير شد.
به گزارش وبلاگ " گونئی آذربایجان اویرنجی قادینچیلار "، الهه رادمهر دانشجوی سال آخر مهندسی شهر سازی به کمیته ی انضباطی دانشگاه ارومیه فرا خوانده شد.
الهه رادمهر خواهر سجاد رادمهر دانشجوی دستگیر شده ی دانشگاه تبریز در پی جریان صدور بیانیه دانشجویان هویت طلب دانشگاه ارومیه در "حمايت از مهندس سجاد رادمهر و آيدين خواجه اي و 4 دانشجوي ستاره دار دانشگاه تبريز" ، که از سوی 97 نفراز دانشجویان دانشگاه ارومیه مورد حمایت واقع شده بود، از سوی حراست کل دانشگاه ارومیه مورد تهدید به اخراج قرار گرفته بودند، و در همین راستا بعد از اتمام سال تحصیلی به کمیته انضباطی فرا خوانده شده است.
"برایم لباس بیاورید"
در پی تهدید دانشجویان به اعتصاب غذا، سجاد رادمهر تماس تلفنی کوتاهی با خانواده خود برقرار کرد و این در حالیست که از سلامتی ۴ زندانی سیاسی دیگر خبری در دست نیست.
مهندس رادمهر در این تماس درخواست لباس کرده است. این درخواست در حالی مطرح شده است که حالت سخن گفتن وی نشان از فشار شدید و شکنجه او در زندان خبر می دهد.
مامورین گفته اند که اجازه ملاقات حضوری به خانواده های زندانیان داده نخواهد شد.
دکتر شاهرخ حاتمی دستگیر شد
در پی افزودن فشار بر دانشجویان دربند شاهرخ حاتمی نیز دستگیر شد.
دکتر شاهرخ حاتمی برادر مهندس داریوش حاتمی که به همراه ۳ دانشجوی دانشگاه تبریز دستگیر شده بود، اینک در حبس نهاد های امنیتی قرار دارد.
وی در یورش ماموران امنیتی به خانه خود دستگیر شده است. ظاهرا علت دستگیری وی در رابطه با خبررسانی عنوان شده است.
نهاد های امنیتی خانواده های دانشجویان را تهدید کرده اند که در صورت پوشش خبری فشار بیشتری بر فرزندانشان خواهند آورد.
پخش اعلامیۀ حمایت از دانشجویان هویت طلب دربند در نقده
دانشجویان هویت طلب شهرستان نقده در آذربایجان غربی در اقدامی تحسین برانگیز و خودجوش با پخش شب نامه هایی به دستگیری های اخیر دانشجویان تبریز اعتراض کردند.
این اطلاعیه که در سطح وسیعی در سطح شهر و دانشگاه های آزاد و پیام نور پخش شده است خواستار اعمال آزادی های بشری و حقوق بشر در باره دگراندیشان به خصوص جنبش هویت طلب آذربایحان شده است.
و نیز در این اعلامیه از مردم نقده واسته شده است که روز جمعه از ساعت ۹ الی ۱۰ در تفرجگاه یئدی گوز نقده تحمع کنند.
سالار بهروزيان دانشجوي سال سوم علوم سياسي دانشگاه شيراز كه به جرم دگرانديشي تحت فشار بوده است و از جمله چندين ترم متوالي توسط برخي استاد نماها نمرات پايين دريافت كرده بود و در آستانه محروميت تحصيلي قرار داشت با خودكشي به زندگي خود خاتمه داد. خودكشي دختر دانشجويي پس از چند بار احضار به كميته انضباطي در دانشگاه آزاد لاهيجان و دانشجوي ديگري از دانشگاه سيستان و بلوچستان كه از طرف حراست تحت فشار بوده است و نيز حادثه اخير دانشگاه شيراز علاوه بر اينكه مورد پيگرد قضايي قرار گرفته است ميبايست هشداري جدي براي رؤساي دانشگاهها و وزير علوم تلقي شود.
همانگونه كه در ملاقات 17/4/87 مسؤولين انجمن حاميان حق تحصيل با نايبرييس محترم كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي به تفصيل توضيح داده شد، ناديده گرفتن ابتداييترين حقوق اجتماعي دانشجويان ميتواند به فجايع بيشتر انساني و بحرانهاي دانشجويي منجر شود و تا ديرتر نشده لازم است مسؤولان ذيربط چارهاي اساسي براي آن بينديشند.
بر اساس اطلاعاتي كه به دفتر انجمن رسيده در موارد زير حقوق اوليه دانشجويان نقض شده است:
احضار شدن 37 دانشجوي دانشگاه تبريز توسط كميته انضباطي بهدنبال انتقادات دانشجويان به محروميتهاي تحصيلي، اخراج متين مشكين دانشجوي دكتراي برق دانشگاه اميركبير، اخراج سيد حامد احمد دانشجوي زبان و ادبيات عرب دانشگاه تهران، تعليق تحصيلي و توبيخ كتبي در دانشگاه تبريز براي سجاد رادمهر دانشجوي ترم آخر كارشناسي ارشد مكانيك و آيدين خواجهاي و فراز زهتابي دانشجويان حقوق و سپس بازداشت هرسه در روزهاي اخير، محروميت از تحصيل اشكان مدني در دانشگاه شاهرود، چهار ترم محروميت از تحصيل مهديه گلرو در دانشگاه علامه، تعليق تحصيل محمد صديقي دانشجوي پزشكي كاشان، يك ترم محروميت از تحصيل مرتضي اشرافي مدير مسؤول نشريه دانشجويي "رها" در دانشگاه علوم پزشكي زاهدان، يك ترم محروميت از تحصيل پيمان انجيدني دانشجوي برق سهند تبريز و مرتضي مساكني دانشجوي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، ممانعت از تحصيل سهيل آصفي در دانشگاه سوره، يا حتي محروميت از تدريس جمشيد قشنگ پس از 10 سال سابقه كار در گروه تاريخ دانشگاه فردوسي مشهد و نيز تعداد ديگري از دانشجويان كه برخلاف نصّ صريح قانون اساسي به حق تحصيل آنان تعرض شده است و در اطلاعيههاي بعدي انجمن، اسامي مربوطه منتشر خواهد شد.
انجمن حاميان حق تحصيل از وزارت علوم و آموزش عالي، كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي، ديوان عدالت اداري و ساير مراجع ذيربط انتظار دارد عاجلاً به نقض قانون اساسي توسط برخي دانشگاهها و كميتههاي انضباطي پايان داده و مسؤولين مربوطه را به آرام كردن فضاي دانشجويي ملزم نمايند.
۲۹ تیر ۱۳۸۷
انجمن حامیان حق تحصیل
haghetahsil@gmail.om
طبق اخبار رسیده ۳ دانشجوی در بند دانشگاه تبریز به حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی مستقر در خیابان پاستور انتقال داده شده اند.
سجاد راد مهر عضو سابق شورای انجمن اسلامی دانشکده فنی، آیدین خاجه ای و فراز زهتاب از اعضای شورای انجمن اسلامی دانشکده انسانی، پس از دستگیری و انتقال به حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی، تهدید به اعتصاب غذا کرده اند.
خبر ها حاکی از آن دارد که این دستگیری در پی دستگیری های اخیر دانشجویان دگر اندیش رخ داده است.
اکنون بیش از ده ها دانشجو منجمله محمد هاشمی دبیر تحکیم وحدت، در بازداشتگاه های نیرو های امنیتی محبوسند.
سه تن از دانشجویان هویت طلب دانشگاه تبریز به نام ها ی سجاد رادمهر (مهندس مکانیک و دانشجوی کارشناسی ارشد)، آیدین خواجه ای (دانشجوی حقوق) و فراز زهتابی (دانشجوی حقوق) و داریوش حاتمی طهر دیروز پنج شنبه 27 تیرماه از طرف نیروهای امنیتی اطلاعاتی دستگیر و به مکان نا معلومی انتقال داده شده اند.
ماموران امنیتی ظهر دیروز به منظور تفتیش منازل این فعالین دانشجویی به خانه ی آنها حمله برده و به جستجوی خانه و تهدید ارعاب پرداخته اند.
این دستگیری ها بعد از جلسه ی دفاع از پایان نامه ی کارشناسی ارشد سجاد رادمهر که 6 ماه به تعویق انداخته شده بود رخ می دهد.
گفتنی است مهندس داریوش حاتمی نیز ظهر دیروز در مقابل درب اصلی دانشگاه تبریز توسط نیروهای امنیتی دستگیر گردیده که تا به امروز از محل نگهداری هیچ یک از دستگیر شدگان اطلاع خاصی در دسترس نیست.
سجاد رادمهر دانشجوی کارشناسی ارشد رشته ی مکانیک که به دستور حراست دانشگاه مکرارا ازبرگزاری جلسه ی دفاع از پایان نامه اش منع گردیده بود و به خاطر اعتصاب غذا و اعتراض به این عمل غیر قانونی حراست دانشگاه تبریز در12 خرداد ماه به کمیته ی انضباطی فراخوانده شده بود به یک ترم منع موقت از تحصیل بدون احتساب سنوات محکوم شده بود.
آیدین خواجه ای و فراز زهتاب نیز از فعالین دانشجویی هویت طلب هستند که به علت شرکت در اعتراضات خرداد ماه سال گذشته نسبت به دستگیری غیرقانونی نادر مهد قره باغ به دو ترم منع موقت از تحصیل محکوم گشت که یک ترم محرومیت از تحصیل را پاییز سال گذشته پشت سر گذاشت.
پیش از این آیدین خواجه ای به دلیل آنچه که همراهی با سجاد رادمهر در بر هم زدن نظم و امنیت دانشگاه، به کمیته ی انضباطی احضار شده بود که به توبیخ کتبی با درج در پرونده محکوم گشت.
همچنین گفتنی است از وضعیت دو تن دیگر از فعالین دانشجویی نیز خبری در دسترس نیست که در صورت تایید دستگیری آنها در اخبار تکمیلی درج خواهد گردید.لازم به یادآوری است که ین اتفاق بعد از جلسه دفاعیه پایان نامه مهندس سجاد رادمهر در روز پنجشنبه اتفاق افتده است خبرهای تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد
بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتی سهند تبریز در حمايت از دانشجويان ستاره دار دانشگاه تبريز
تلاشهاي آزادي خواهانه و عدالت طلبانه و بويژه جنبش دانشجويي همواره با مشكلات فراواني از جانب حاكمان روبه رو بوده و هزينه هاي بسياري نيز در اين را ه پرداخت نموده است ولي هر روز امیدوارتر از ديروز به راه خود ادامه داده و در اين راه تنها سلاح خود را آگاهي بخشي و استقامت ياران دانشجويشان مي پندارند. هرچند با گذشت زمان شيوه هاي برخورد و سركوب جهت انفعال دانشجويان تغيير كرده و در اين بين حتي ابتدايي ترين حقوق انساني يك شهروند نيز زيرپا گذاشته مي شود . ولی هيچ كدام راه به جايي نبرده و نخواهد برد چرا كه آزادي خواهي و عدالت طلبي ريشه در سرشت بشريت دارد.
متاسفانه با روي كار آمدن دولت نهم كه شعار عدالت خواهي و مهرورزيش گوش همه را نواخته است بدعتي جديد بنا شد كه بعد از انقلاب فرهنگي 59 بي سابقه بوده است. ستاره دار كردن فعالان دانشجويي به معني محروم كردن دانشجويان از ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر – ارشد و دكترا- جديدترين روش برخورد با جامعه دانشجويي است ابتكاري كه اصول مصرح قانون اساسي را نيز زير پا مي نهد و دانشجويان را از بديهي ترين و اوليه ترين حقوق خود منع مي دارد، به راستي معيار عدالت دولتمردان چيست؟
پس از گذشت 3 سال از آغاز ستاره دار كردن دانشجويان اين عمل زشت هر ساله شكل گسترده تري به خود گرفته و معلوم نيست حد پاياني آن كجاست؟هرچند كه ميدانيم در گستره اعمال غيرقانوني و غير انساني غايتي وجود ندارد!
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند تبریز ضمن محكوم نمودن اقدامات چند سال گذشته وزارت علوم در ستاره دار نمودن دانشجويان، بويژه دانشجويان دانشگاه تبريز نادر مهد قره باغ ، امین امامی، صمد پاشایی و ناهید بابازاده نگراني شديد خود را از ادامه اين روند ابراز میدارد ودر ادامه تاسف شدید خود را از احضار 37 نفر از فعالین دانشجویی دانشگاه تبریز به کمیته انضباطی بیان کرده و صدور احکام ازپیش تعیین شده برای این دانشجویان را عملی غیر قانونی به شمار می آورد و به مسئولین حراست و کمیته انضباطی دانشگاه تبریز، نسبت به عواقب این ظلم هشدار می دهد.
در پایان خاطر نشان می سازد که دانشجویان سهند در سخت ترین لحظات در کنار دانشجویان دانشگاه تبریز خواهند ماند و با اتحاد خود بر اندام تمامیت خواهان لرزه می افکنند.
بعد از احضار 37 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز به کمیته ی انضباطی آن هم فقط یک روز بعد از امتحانات پایان ترم، احکام کمیته ی انضباطی دانشجویان در کمترین فرصت صادر شد.
این در حالی است که معاونت دانشجویی دانشگاه تبریز و رئیس کمیته ی انضباطی دکتر اعلمی، ازصادر شدن احکام اظهار بی اطلاعی می کند.
در این میان سنگین ترین حکم برای نادر مهد قره باغ، دانشجوي هويت طلب دانشگاه تبريز صادر می شود که به يك ترم محروميت از تحصيل محكوم می شود.
نادر مهد قره باغ دانشجوی مهندسی برق دانشگاه تبریز، که امسال فارغ لتحصیل نیز می شود از دانشجویان ستاره دار برای آزمون کارشناسی ارشد می باشد. که از ادامه ی تحصیل ایشان از طرف حراست دانشگاه ممانعت به عمل می آید.
در حكم كميته انضباطي " توهين به شعائر اسلامي و ملي و اقدام عليه نظام جمهوري اسلامي " و " ايجاد وقفه در نظم خوابگاه " به عنوان اتهام براي او قيد شده اند. اما به نظر مي رسد عامل اصلي محكوميت او، اقدامات و اعتراضات اخير وي در راستاي دفاع از حق مسلم خود براي ادامه تحصيل مي باشد.
سابقاً نادر مهد قره باغ در اعتراضات 1 خرداد سال 86 تبريز دستگير شده و به مدت 17 روز تحت بازجويي بود كه بعدها حكم تبرئه وي صادر شد. حكم تعليق در حالي براي ترم جاري ( ترم دوم 87-1386 ) وي صادر شده است كه او در اين ترم با اتمام واحدهاي درسي، فارغ التحصيل مي شد. همچنين كميته انضباطي بر خلاف نص صريح آيين نامه انضباطي كه در آن قيد شده است: " در صورتي كه دانشجو پس از شروع امتحانات به كميته فراخوانده شود، هر گونه حكمي در مورد وي در ترم بعد موضوعيت دارد "، نادر مهد قره باغ را به محروميت از ترم جاري محكوم كرده است.
احکام انضباطی سایر دانشجویان محرومیت از تسهیلات رفاهی و خوابگاه و نیز توبیخ کتبی با درج در پرونده می باشد.
37 تن از دانشجوي دانشگاه تبريز به كميته انضباطي فراخوانده شدند
در پي اعتراضات دانشجويان دانشگاه تبريز نسبت به مسائل دانشجويان ستاره دار و اقدامات غير قانوني حراست، 37 تن از دانشجويان به كميته انضباطي دانشگاه احضار شده اند.
مسئولين، تحصن محدود روز 6 تير را علت احضار بي سابقه 37 نفر عنوان كرده اند. روز پنج شنبه 6 تير، تجمع اعتراض آمیز در خوابگاه شهرك امام در اعتراض به كارشكني هاي مسئولين حراست دانشگاه كه با ايجاد اختلاف بين دانشجويان قوميت هاي مختلف، قصد تفرقه افكني بين دانشجويان را داشتند، برگزار شده بود.
نهادهاي امنيتي دانشگاه با دستاويز قرار دادن تحصن 6 تير، افرادي را به كميته انضباطي فرا خوانده اند كه حتي در محل تجمع نيز حاضر نبوده و از فعالين دانشجويي محسوب مي گردند.
در حالي روز يكشنبه 16 تير، تاريخ احضار دانشجويان عنوان شده است كه شنبه 15 تير، امتحانات تمامي دانشكده هاي دانشگاه تبريز به پايان مي رسد.
شنيده ها حاكي از آن است كه حجم وسيع احضار به كميته انضباطي، حساسيت دانشجويان را شديداً برانگيخته است و اين در حالي است كه هنوز دانشجويان محروم از حق تحصيل دانشگاه تبريز در بلاتكليفي به سر مي برند.
تاریخ شرق به ویژه شرق میانه تراژدی غم انگیزی است از کشاکش نا برابر و پنجه در انداز دو حوزه ی حیات. انسان شرقی که یکسوهمه قدرت و تبختر و نخوت قدرتمندان و سوی دیگر بیچاره مردمانی پراکنده و بلا تکلیف که بهترین واژه برای تفهیم وضعیتشان « مظلومیت» است، آری یک سو شلاق ستم و سوی دیگر ناله ی بی دادرس! در اولین نگاه و مقایسه ی تاریخ شرق و غرب(مقصود از غرب عمدتا اروپا به ویژه اروپای غربی و امریکاست) این سوال اساسی در هر ذهن کاونده ای سربر می آورد که چرا در تاریخ غرب، انسان به مفهوم عام یعنی اکثریت قاطع افراد بشر که طبیعتا خارج از حوزه قدرت سیاسی و تشکیل دهندگان اصلی جوامع محسوب می شوند، تا به این حد تحت ستم نبوده و همچنین قدرتمندان را این همه جسارت ، تعدی و قساوت در حق مردمان تحت سلطه شان نبوده بر خلاف شرق که حاکمان، حتی در اکثر موارد فرد حاکم فعال ما یشا بوده و بی هیچ کنترلی همه چیز را بازیچه ی هوی و هوس ها و تمنیات غیر انسانی خویش نموده و در برخی جوامع شرقی از جمله ایران هنوز هم چنین می کنند! دلایل بسیاری می توان بر شمرد اما به یکی از مهمترین دلایل این پدیده ی نا میمون در تاریخ حیات جوامع شرقی ذیلا اشاره می شود:
در شرق به ویژه ایران، همیشه ی تاریخ تنها دو حوزه ای که اشاره ای به آنها رفت، رو در رو بوده اند، یعنی « حوزه قدرت سیاسی» که عمدتا نظامی گر و سلطه جو بوده و نقش اصلی و محوری را در آن یک شخص( بخوانید پادشاه..) دارا بوده و تمامی مجریان اوامر این راس سیاسی، کپی هایی از شخص و مرکزیت اصلی بوده اند و « حوزه شخصی و فردی» افراد تحت تابعیت اجباری این حکومت و بر این اساس در شرق « جامعه» به مفهوم واقعی وجود نداشته است یعنی انسان «تنها» و «فرد» بوده و اجتماعات انسانی هم چیزی نبوده جز واحدهای کوچک بشری که پیوند میان افراد آنها هم اساس های شهروندی و اجتماعی نداشته بلکه انواعی از پیوند های سنتی مانند ایل و طایفه و فرقه ای و مذهبی و ...بوده است، چون در شرق شهر به مفهوم واقعی وجود نداشته و هنز هم کمتر وجود دارد. اما در غرب عامل و فاکتور سومی وجود داشته و دارد که اصلی ترین عامل کنترل قدرت های حاکم بوده است و بی تردید اگر این حوزه ی سوم نبود سرشت انسان غربی تفاوتی از انسان شرقی نمی کرد ، قدرت فساد می آوردو قدرت مطلق، فساد مطلق! این حوزه ی سومی که یکی از وجوه تمایز اصلی شرق و غرب است،«حوزه ی عمومی» با مفهوم «جامعه» و صورت فرد تر «شهروندی» است و بررسی علل عدم تکوین این حوزه ی سوم در شرق و وجود آن در غرب بحثی است که خارج از حوصله ی این گفتار کوتاه است. باری در جوامع غربی به هر گونه این حوزه ی عمومی وجود داشته و مهمترین لایه و عامل باز دارنده در برابر قدرت سیاسی_ نظامی حاکمان و حامی و پشتیبان افراد تحت تابعیت حکومت ها بوده است و این است که در تاریخ غرب انجمن های شهری و منصب شهرداری از مهمترین و بحث انگیز ترین مسائل اجتماعی بوده است، بر خلاف تاریخ شرق که نه جامعه و نه شهر و نه انسان اجتماعی به مفهوم واقعی وجود داشته است و آنچه بوده به حاکمانی قدرتمند با قدرت لجام گسیخته در سویی و انسانهایی تنها و بی پناه به مفهوم «فرد» در سوی دیگر و مفهوم «شهروند» و «حقوق شهروندی» مفهومی غایب از حیات انسان شرقی! اما در سالهلی اخیر در جوامع شرقی نیز انسان شرق خسته از تنهایی تاریخی خویش با تاثیر از تاریخ و جوامع نوین غربی در صدد تعریف خویش در واحدی جمعی به نام «جامعه» بر آمده است و دیر نیست که شاهد تولد مبارک این «حوزه ی عمومی» غایب از شرق در جوامع شرقی به ویژه ایران شویم و بیشترین بیم حکومت های مطلقه ی شرقی از تولد و تکوین همین پدیده بوده و هست و این است که حکومت توتالیتر شرقی با هر نوع تعریف نوین برای افراد تحت سلطه ی خویش به عنوان عضوی از یک حوزه گسترده ی عمومی و «شهروندی» به مفهوم نوین سر سختانه مقابله می کند، چرا که در صورت تحقق یافتن این پدیده دیگر موجودیت انسان تاخت و تاز بی امان حکومت و حاکم مطلقه نخواهد بود و انسان شرقی خواهد توانست به پشتیبانی جامعه خویش از حقوق شهروندی خود دفاع کند هر چند هم اکنون هم حقوق اولیه ی ما پایمال هوی و هوس های خود سری های کار گزاران دست چندم حکومت است تا جایی که از حق تحصیل عادی هم محروممان می کنند ، اما تردیدی نداریم که عصر تنهایی برای انسان شرقی پایان یافته و تولدی نوین در راه است، تولد انسان شرقی به عنوان عضوی از جامعه که پشتیبانی جامعه خویش را در راستای صیانت از حقوق شهر وندی پشت سر دارد.
اخيراً رييس دانشگاه تبريز طي پيامي، در خصوص "ايام خردادماه"، فرزندان عزيز، دانشجويان گرامي و جوانان برومند ايران اسلامي را مخاطب قرار داده است.
دكتر محمدحسين سرورالدين، استاد گروه شيمي و تحصيل كرده انگليس، از بركات "دولت مهرورز و عدالت گستر" بر روي كار آمده است. دكتر سرورالدين همراه با تيم مديريتي فعلي دانشگاه، از دانشجويان آن زمان انگليس بود كه با فتواي آقاي خميني به خانه سلمان رشدي حمله كرده بودند.
سرورالدين كارنامه قابل دفاعي در مديريت خود بر دانشگاه تبريز ندارد. در زمان مديريت وي، دانشگاه تبريز براي اولين بار از جمع 8 دانشگاه مادر ايران خارج گشت! سيستم مديريتي وي كاملاً در سايه حكمراني حراست آن هم به رياست محمد عادلي قرار دارد. اطرافيان او، وي را فردي خشك و مغرور قلمداد مي كنند كه جاه طلبي اش محدود به "عنوان" رياست دانشگاه تبريز است.
در دو سال اخير مديريت و رياست دكتر سرورالدين بر دانشگاه، در مسائل دانشگاه، كمتر دخالتي از او ديده شده است. گويي اراده اي براي دخالت در امور ندارد. اما پيام اخير وي به نوعي سنت شكني محسوب مي گردد. سرورالدين اين پيام را پس از تعطيلات 15 خرداد با عنوان "پيام رئيس دانشگاه تبريز در خصوص ايام خردادماه" صادر كرده است. شكل ساده چاپ شده اين پيام كه بدون سربرگ و مهر و امضاست، به نوعي خودماني و شخصي بودن اين پيام را القا مي كند. عنوان به شكل زيركانهاي انتخاب شده است. عبارت "ايام خرداد" مي تواند معاني مختلفي داشته باشد. اما چيزي كه باز هم به صورت زيركانه اي بولد شده و به مخاطبين هشدار داده شده است، "تحركات ايادي تجزيه طلب" مي باشد كه باعث دلسردي مردم مي شود. در واقع تنهاترين صفت منفي به كار رفته در بيانيه رئيس، تجزيه طلبي است، گويي جريانات ضدانقلابي، ديگر مشكلي براي رياست دانشگاه ايجاد نمي كنند.
حال اين قسمت پيام جناب دكتر را در كنار تحركات اخير فعالين دانشجويي قرار مي دهيم.
با انتشار اخبار ستاره دار شدن 4 دانشجوي فعال سياسي دانشگاه، ممانعت از جلسه دفاع كارشناسي ارشد، يكي ديگر از فعالين، تجاوز به حريم خصوصي فعالين دانشجويي و كميته هاي انضباطي تازه، اعتراضات گسترده اي آغاز گرديد. بيانيه هاي شديداللحن انجمن اسلامي، نشريه هاي پرتيراژ انجمن و پخش بالاي آنها، پخش گسترده شبنامه و تراكت به تعداد زياد، پوشش گسترده خبري با راه اندازي وبلاگ، پوشش اس ام اسي، انتشار خبر از روزنامه هاي سراسري و سايت هاي خبري همچون روزنامه اعتماد و سايت هاي ادوارنيوز و خبرنامه اميركبير، بيانيه حمايت انجمن ها و ديگر تشكل ها و تفكرات متعدد دانشجويي و ...، از اعتراضات دانشجويي بود كه درست، لبه تيزشان حراست را مي آزرد. اكثر مطالب گفته شده در موارد فوق، مقصر شماره يك را حراست معرفي كرده اند و حكمراني مطلق حراست را مورد اعتراض قرار داده اند. به توجه به نكات گفته شده در بالا، مي توان اهداف آقاي دكتر از دادن پيام را طبقه بندي كرد:
1- براي آنكه ترتيب سيستم مديريتي دانشگاه كه بيشترين اعتراض ها نسبت به آن شده است، لااقل در ظاهر طبيعي به نظر بيايد، رئيس مقتدر، پيام به نسبت كوبنده اي جهت ابراز وجود صادر كرده است كه مي تواند از دو جنبه مورد بحث قرار گيرد. از يك نگاه رئيس دانشگاه در مقابل تمركز معترضين در مورد ضعف مديريتي وي، مي خواهد همچنان هژموني خود را به عنوان رئيس دانشگاه به رخ بكشد و از نگاه ديگر حراست را در اعتراضات اخير تنها نگذاشته و فشار را تقسيم كند.
2- مورد ديگر نيز مربوط به اوج پيام وي است. "تجزيه طلبي" و "ايام" مربوط به آن، شايد اولين باري است كه توسط بيانيه اي، اين گونه رسميت مي يابد. در حالي كه اخيراً هيچ تحركي با هويت "تجريه طلبي" در دانشگاه صورت نگرفته و هر چه بوده، تحركات حراستي ها بر عليه افراد به گمان خودشان، "تجزيه طلب" بود. اعتراضات اخير فعالين دانشجويي در دانشگاه هم به جز چند مورد بيانيه، حاوي هيچ مسئله اي نبود كه از آن بوي تجزيه طلبي و حتي هويت طلبي بيايد. پس چرا رئيس تنها به تجزيه طلبان اشاره كرده و هيچ مشكل و موردي با ضدانقلابيون يا منافقين يا ملحدين و يا راندگان خلق ندارد؟! شايد تيم مشاوره او اين گونه تحليل كرده اند كه بيشتر فعالين دانشجويي تبريز را "تجزيه طلبان" تشكيل مي دهند و با استفاده از نيروهاي خارج از دانشگاه، قدرت غير قابل كنترلي دارند و بايد نوك پيكان حمله را متوجه اين طيف فكري كنند. احتمال ديگر نيز اين است كه مشاوران رئيس با وحشت از اتحاد بي سابقه طيف هاي مختلف فكري در دانشگاه تبريز، تنها با هدف قرار دادن " تحركات تجزيه طلبان" قصد ايجاد انشقاق در صفوف دانشجويان دارد.
3- دانشگاه با ترس از فضاي اعتراضي به وجود آمده در دانشگاه و در ادامه تلطيف فضاي دانشگاه همچون احكام نسبتاً سبك كميته انضباطي، با قبول منت گذارانه مشكلاتي در دانشگاه، از دانشجويان "استدعا" مي كند كه با شركت در جلسات ديدار ماهيانه و صندوقهای ارتباطی محرمانه مشكلات را بازگو نمايند تا در جهت حل آنها تلاش شود. در پايان پيام رئيس، وي از درگاه خداوند موفقيت دانشجويان را در امتحانات پايان ترم خواستار مي شود. در واقع همچون پدري خيرخواه، دانشجويان را دعوت به درس خواندن مي كند تا كارهاي جنبي!
در كل، بيانيه دكتر سرورالدين، رئيس دانشگاه تبريز را مي توان در 3 مورد فوق، تحليل نموده و چكيده آن را در دو عبارت "تلطيف فضا" و "ايجاد اشقاق در صفوف دانشجويان" بيان كرد. البته مسئولين مربوطه، ديگر تا حال بايد مي دانستند كه با جار و جنجال و تجزيه طلب خواندن نمي توان منكر خواسته هاي به حق هويت طلبان شوند.
گفتنی است مهندس رادمهر در رای کمیته ی انضباطی بدوی به یک ترم منع موقت از تحصیل بدون احتساب سنوات محکوم شده بود و اتهام ایشان را اخلال در نظم دانشگاه عنوان نموده اند.
علی رغم اینکه کمیته انظباطی در رای بدوی صادره تکرار مجدد هرگونه تحريك دانشجویان را در تشدید حکم صادره متذکر شده بود ولی گویا اعتراضات دانشجویی دانشگاه تبریز و فضای کلی اعتراضات در سایر دانشگاه ها در کاهش حکم تجدید نظر بی تاثیر نبوده است.
آنچه که در رای بدوی کمیته ی انضباطی با عنوان اخلال در نظم دانشگاه یاد شده است اشاره دارد به اعتصاب غذا ی سجاد رادمهر در ۲۲ اردیبهشت ماه در اعتراض به کارشکنی مسئولین دانشگاه تبریز که مانع برگزاری جلسه دفاعیه پایان نامه کارشناسی ارشد شده بودند.
خبرنامه امیر کبیر: محمدعلی دادخواه، وکیل دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر که وکالت اکثر دانشجویان محروم از تحصیل را برعهده داشته، با قاطعیت از طرح همیشگی شکایتها در مرجع قضایی صحبت میکند، اما طرح شکایت را خط پایانی برای محرومیت از تحصیل دانشجویان نمیداند.
آیا دولتها نسبت به ایجاد حق آزاد تحصیل برای ملتها موظف هستند؟
پیش از آنکه دولتها در قوانین اصلی خود به فکر ایجاد و ارائه حق تحصیل برای ملتهای خود باشند، حق تحصیل و آموزش به عنوان حقوق اصلی و بنیادین بشر در اعلامیه جهانی حقوق بشر به صراحت اعلام شده است، آنچنان که در ماده ۲۶ این اعلامیه آمده است: «هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهرهمند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید رایگان باشد. آموزش ابتدایی اجباری است. آموزش حرفهای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل به روی همه باز باشد تا همه بنا به استعداد خود بتوانند از آن بهره گیرند». تصریحکنندگان حقوق بشر حتی پا را هم از این فراتر گذاشتهاند و آنچه که باید به ملتها آموزش داده شود را هم تشریح کردهاند: «آموزش و پرورش باید طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر فرد را به حد کمال رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادیهای بشر را تقویت کند. آموزش و پرورش باید حس تفاهم، گذشت و احترام به عقیده مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیتهای نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیتهای ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهیل نماید».
بنابراین تنها موضوعی که باید مورد توجه دولتها قرار گیرد، توجه به شناسایی استعدادها و راهنمایی آنها برای قرار گرفتن در مسیر رشد است؟
بله! براساس این مفاد، تنها معیار تعیین میزان آموزش بشر لیاقت آنها است، یعنی باید به استعدادها و تواناییهای فکری بشر در هر میزان با توجه به تعاریف مشخص دقت شود.
و این موضوعی است که همه کشورها باید از آن تبعیت کنند؟
بله! ایران در سال ۱۳۵۴ رسما اعلامیه جهانی حقوق بشر را پذیرفته و بنابراین در راستای تعهدات بینالمللی موظف است که همه قوانین، آییننامه و اصول قانونی خود را با توجه به این اصول قانونی تدوین و تعیین کند. در کنار همه این موضوعات با توجه به صراحت ماده ۲۷ کنوانسیون وین که در ماه می ۱۹۶۹ مصوب شده است، هیچ دولتی حق ندارد به استناد و قوانین داخلی خود معاهدات جهانی را نادیده بگیرد. آموزش و پرورش هم از این قبیل موضوعات است که حذف و یا تهدید و تحدید آن نقض حقوق بشر است.
حتی اگر کشورها معتقد باشند که براساس اصول مشخصی باید حدود آن را تعیین کنند؟
آموزش و پرورش و حق تحصیل از معیارهای اصلی عملکرد دولتها است که براساس قواعد و اصولی که به آن اشاره شد هیچ دولتی حق عدول از آن را ندارد، یعنی امتیازات و امکانات اجتماعی باید در تعامل تنگاتنگ با این حقوق اصلی انسانها باشند. و این شرایط باید به گونهای تعریف شود که هیچ یک از حقوق اولیه انسانها را نادیده نگیرد.
در قوانین مصوب ایران آیا این حقوق نادیده گرفته شده و یا به صراحت تعریف شده است؟
خیر! در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رسما بر حق تحصیل و منع تبعیض نسبت به افراد ملت تاکید شده، در کنار قانون، اصول دینی و شرع مقدس اسلام نیز به صراحت بر علمآموزی مسلمانان تاکید کرده است، و با توجه به اصل چهارم قانون اساسی که قانونگذاران را مکلف کرده: «کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد». هیچ قانون، آییننامه و یا دستوری نمیتواند با این تعابیر و تعاریف مغایر باشد. وقتی پیامبر بزرگ اسلام بر کسب علم حتی از دورترین نقطه جهان تاکید کردند و یا حتی تحصیل را فضیلتی برای رفع پستیهای ملتها دانستهاند پس کسب دانش و فراهم کردن امکانات آن وظیفه دولتهاست.
بنابراین برای کسب علم و دانش حدودی تعیین نشده است؟
در کلیت نظام جمهوری اسلامی ایران و در جهانبینی حقوق اساسی برای آموزش و تعلیم و تربیت حد و اندازهای و یا معیاری برای اتمام آن تعیین نشده است. ضمن اینکه در فصل سوم قانون اساسی آموزش و پرورش از حقوق اصلی ملت ذکر شده و تکلیف دولتها را در برابر آن مشخص کرده است: «آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح، و تسهیل و تعمیم آموزش عالی». این عنوان یعنی به دولتها یادآوری میکند که هیچ دلیل و برهانی برای جلوگیری از تحصیل آزادنه فرزندان ایران وجود ندارد.
با این تعاریف شرایط امروز دانشگاه در پذیرش دانشجو و یا ارائه فهرستی مشخص از دانشجویانی که امکان تحصیل ندارند و یا تحصیل آنها مشروط به کسب اجازه است، چگونه است؟
وزارت علوم و یا هر دستگاه اجرایی دیگر حق ندارند به مراجع تصمیمگیری یا دستگاههای سنجش رتبههای علمی دانشجویان اعلام کند که برخی دانشجویان از تحصیل محروم میشوند. این تصمیم و عملکرد میتواند مصداق کامل نقض حقوق بشر تلقی شود.
اما مدیران دولتی معتقدند که اجازه ادامه تحصیل و یا حضور دانشجویان در مدارج بالای تحصیلی امتیازی است که دولت برای ملتها در نظر میگیرد و با توجه به عملکرد آنها میتواند امتیاز را از برخی دریغ کند؟
این ادعا در صورتی درست بود که ایران قانون اساسی مکتوب و رایگیری شده توسط مردم را نداشت و یا به پیماننامهها و کنوانسیونهای بینالمللی نپیوسته بود و همچون جزیرهای دورافتاده اداره میشد. این تعریف بدعتی جدید در نظام قانونگذاری است که به هیچ شکل مورد پذیرش نیست. ارائه تحصیل به عنوان امتیاز با آنچه که عدالت نامیده میشود مغایر است و حقوق اولیه مردم را مخدوش میکند.
یعنی هیچ یک از مقامات آموزشی نمیتوانند با استفاده از احکام قضایی صادر شده برای دانشجویان حکم به منع تحصیل آنها دهند؟
این موضوع در هیچ یک از قوانین اصلی جمهوری اسلامی ایران نیامده است، یک نکته را نباید فراموش کنیم، مردمسالاری وقتی به خوبی اجرا میشود که هر یک از قوا براساس مسوولیت و حدود قانونی خود فعالیت کنند. این یعنی هیچ دستگاهی به غیر از مجلس شورای اسلامی حق قانونگذاری ندارد؛ قانونی که نه تنها با حدود اسلامی بلکه با حقوق اولیه انسانی همخوانی و هماهنگی داشته باشد.
و اگر این تخلف از قانون دیده شود آیا مرجعی برای رسیدگی وجود دارد؟
مطابق قانون، دیوان عدالت اداری موظف است به تخلفات دستگاههای اجرایی رسیدگی کرده و پس از قضاوت با صدور حکم دستگاهها را مجبور به رعایت اصول قانونی و حقوق ملت کند.
آیا تاکنون در این مورد پروندهای در این مرجع مطرح شده؟
بله، فراوان!
نگاه قضات دیوان عدالت اداری به این موضوع چگونه بوده؟
در بسیاری از موارد قضات پس از بررسی پرونده حکم به بازگشت دانشجو به کلاسهای درس دادند.
احکام صادره اجرا شدند؟
به سختی و پس از پیگیریهای فراوان بله، اما در برخی موارد محدود هم اجرا نشده است.
این یعنی، پله آخر؟ یا همچنان هم مرجعی وجود دارد که به حقوق مردم رسیدگی کند؟
این از اصلیترین حقوق نمایندگان ملت در برابر موکلانشان است، اعضای کمیسیون اصل ۹۰ باید مطابق قانون از دستگاه اجرایی متخلف تحقیق و تفحص کنند و با حساسیت نسبت به تضییع حقوق ملت، از متخلف و یا متخلفان توضیح بخواهند.
اين مطلب از وبلاگ شخصی حامد توفیق نقل مي شود. حامد توفیق، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی، از فعالین دانشجویی و دانشجوی مهندسی برق دانشگاه تبریز می باشد.
حامد توفیق تابستان سال گذشته پس از چندین بار احضار به کمیته ی انضباطی حکم منع موقت از تحصیل را دریافت کرد و ترم پاییز 86 را در محرومیت از تحصیل سپری نمود.
امین امامی در مهندسی ساخت و تولید، ناهید بابازاده در علوم تربیتی، صمد پاشایی در مهندسی کشاورزی و نادر مهد قره باغ در رشته مهندسی برق، دانشجویان دانشگاه تبریز هستند که با ارائه نشدن کارنامه اولیه آزمون کارشناسی ارشد آنها، از ادامه تحصیل باز مانده اند
محدوده عمل نهادهای امنیتی در ساختار وزارت علوم تا حدی گسترش یافته است که به سادگی در امور آموزشی دانشجویان دخالت می کنند و بی توجه به شایستگی های علمی افراد، گزینش عقیدتی می نمایند. مسئولین وزارت علوم نیز تا کنون وجود دانشجویانی را که به دلیل عدم احراز صلاحیت عقیدتی از اخذ کارنامه خود محروم مانده اند، تأیید نکرده است. در حقیقت می توان این چنین تصور کرد که مسئولین وزارت علوم و دانشگاه ها خود گماشته مأموران امنیتی هستند که غالباً از تحصیلات مناسب آکادمیک نیز بی بهره مانده اند
همینک می توان ظهور و پیشرفت سریع طیفی را در دانشگاه ها مشاهده نمود: اساتید چکمه پوش
این اساتید یا از ابتدا چکمه پوش بوده اند یا اینکه به دلیل باقی ماندن در پست های دانشگاهی اخیراً به جرگه مأموران دانشگاهی پیوسته اند. در بررسی این طیف چند نکته قابل توجه است
یک - با گسترش محدودیت های سیاسی عقیدتی در جذب اعضا هیئت علمی دانشگاه ها و بازنشستگی اساتید با سابقه که بر مبنای شایستگی علمی به دانشگاه راه یافته بودند، طیف اساتید چکمه پوش به تدریج به اکثریت اعضا هیئت علمی تبدیل می گردند که کلیه نهادهای تصمیم گیری دانشگاه را به تسخیر خود در می آورند
دو- نحوه انتصاب رؤسای دانشگاه های عمده کشور نشان داده است داشتن سابقه امنیتی اجرایی یکی از مهمترین ملاک های انتصاب بوده است. مصداق های این مسئله در بسیاری از دانشگاه های تهران و همچنین دانشگاه های مناطق آذربایجان قابل مشاهده است
سه- شدت یافتن جریان انحصارگرا در دانشگاه ها، موجب گردیده است تا برخی دیگر از اساتید خواسته یا نا خواسته و بدون توجه به شأن دانشگاهی خود در مسیر حرکت این جریان نظامی گونه قرار گیرند
چهار- بزرگترین قربانی این جریان بی شک دانشجویان منتقد هستند که اینک با قدرتمند شدن طیف اساتید چکمه پوش، شاهد مداخله های خارج از عرف آکادمیک در مسائل آموزشی خود هستند
پنج- مهمترین خطر این گروه از اساتید، باز گذاشتن عرصه دانشگاه برای چکمه پوشانی است که بدون سابقه آکادمیک به دانشگاه راه یافته اند، چه در گروه اول می توان به ذات رابطه بر پایه تسامح استاد و شاگردی امیدوار بود اما در مورد گروه دوم باید منتظر تنبیهات پادگانی و اوامر فرمانده مآبانه بود
شش- رویدادها و جریانات اخیر دانشگاه تبریز نیز به نوعی نشانگر قدرت گرفتن طیف اساتید چکمه پوش و اقتدار همراهان بی سواد آن ها است
در چنین موقعیتی به نظر می رسد تلاش در جهت برقراری آزادی های آکادمیک و حفظ عرصه دانشگاهی یکی از مهمترین وظایف فعالین دانشجویی است. در این راستا می توان با حمایت از اساتیدی که در این جریان قرار نگرفته اند، حمایت های حقوقی از تضییع حقوق تحصیلی دانشجویان و آشکار نمودن مصداقی این جریان خطرناک در دانشگاه ها از گسترش آن جلوگیری نمود.
قرن بیستم زمان کشمکش توتالیتاریسم و دموکراسی در میدان سیاسی و اقتصاد متمرکز و اقتصاد بازار در اقتصاد بوده و در سایه ی تلاش مبارزان آگاه و دلسوز بشریت این مبارزه با موفقیت نسبی دموکراسی و اقتصاد بازار که مشخصه ی اصلی هر دو رقابت و در نتیجه گردش قدرت برای سر بلندی انسان است، پایان یافت و نکته ی مهم این که در نیمه ی دوم این قرن فیلسوفان و دانشمندان سعی در نظریه پردازی جهت دموکراتیک کردن قدرت کردند.
میشل فوکو و یورگن هابرماس پیشروان این امر شدند. فوکو بررسی قدرت را تبدیل به مسئله ای برای فلسفه کرد و سعی نمود که مهار و تحلیل قدرت را به شیوه ای بنیادی انجام دهد. اما هابرماس که به نظر می رسد در نظریه پردازی اش موفق تر از فوکو بود با مطرح کردن نظریه کنش ارتباطی، نظر فیلسوفان سیاسی را به این جلب کرد که قدرت باید با یک نظریه ی انتقادی که تفاوت های هنجارین بین استفاده ی مشروع و نا مشروع ار آنرا تمییز می دهد. مهار و تعدیل شود. در نظریه هابرماس سه نوع عقلانیت وجود دارد- به ترتیب سیر تکوین- عقلانیت ابزاری، عقلانیت ارتباطی و عقلانیت رهایی بخش. سلطه ی حاصل عقلانیت ابزاری است که همه چیز را به چشم ابزار می بیند. علم حقوق که انسان و آفریده هایش را ( از جمله تکنولوژی ) از سردرگمی خارج می کند، نتیجه ی عقلانیت ارتباطی است. اما اما آنچه بشر را از شر نتایج آفریده هایش، نگرانی هایش و زیاده خواهی هایش نجات خواهد داد، عقلانیت رهایی بخش است. خلاصه ی مطلب اینکه این دانشمندان به ما آموخته اند که قدرت و سلطه متفاوت اند. اولی نتیجه ی طبیعی کنش ها در حیات بشری است که باید آن را تعدیل و نظارت کرد و دومی انحرافی است در زندگی اجتماعی که همچون غده ای سرطانی همه چیز را نابود می کند.
و اما باز هم دانشگاه تبریز...
امروز نه تنها در دانشگاه تبریز بلکه در تمام جوامع دانشگاهی ایران شاهد نوعی فرهنگ به طور نسبی دموکراتیک در روابط بین دانشجویان و اساتید و کارکنان هستیم که ویژگی اصلی اش تساهل و مدارا است. ساختار بوروکراتیک آن، که در راسش اساتید و هیئت علمی در پوشش مسئولین دانشگاه هستند توانایی نسبی اداره ی منظم دانشگاه را داراست. اما عده ای که نه سابقه ی آکادمیک و نه صلاحیت لازم برای اداره ی دانشگاه را دارند، نه تنها داعیه ی اداره ی دانشگاه را دارند، بلکه عملا تمام ساختار و سازمان های دانشگاه را زیر مجموعه ی خود می دانند. رفتار های آنها مشخصات اعمال ناشی از عقلانیت ارتباطی را ندارد چرا که به علم حقوق و قوانین و حتی روابط بوروکراتیک اعتقاد ندارند و اصلا کسی را بجز خود و شبکه شان- که مشابه اش تنها در بلوک از هم گسیخته ی شرق قابل مشاهده بود- نمی بیند تا با آن ارتباط داشته باشند. با این که از تکنولوژی که نتیجه ی عقلانیت ابزاری است استفاده می کنند و سلطه گرا هستند، اما با مفاهیم عقلانیت ابزاری هم نمی توان رفتار های آنها را تحلیل کرد و در حقیقت اعمال آنها ناشی از هیچ نوع عقلانیت نیست. بهتر است برای روشن شدن موضوع، مثالی بزنیم:
کشورهایی که منطقشان در روابط بین الملل ناشی از عقلانیت ابزاری است، به مفهومی بنام مذاکره معتقدند- هرچند به صورت ابزار-. درحقیقت مذاکره برای آنها ابزاری است برای رسیدن به سود بیشتر که عقلانیت آنها را تایید می کند. به خاطر همین عقلانیت است که گاهی حتی قدمی به عقب می گذارند چرا که عقب نشینی تاکتیکی در موقعی که رقیب قدرتمند شده است شرط عقلانیت است. اما رفتار حراست و نیروهایش را تنها می توان در چند جمله خلاصه کرد:"حمله به جلو حتی اگر پوزیسیون دفاع داشته باشیم" نباید تعجب کرد که نیروهای حراستی متوجه نیستند که این روش به شکست و فرسایش انرژی آنها در مقابل آگاهی و یا حتی خشم دانشجویان کاسه صبرشان شده است.
نباید از خود و آگاهان پرسید که چرا نیروهای حراست از اشتباهات خود پند نمی گیرند. زیرا که تحلیل و پند گیری و اندیسیدن چاره و تاکتیک برای جبران اشتباهات تنها از عقل ناشی می شود در حالی که رفتارهای نیروهای امنیتی دانشگاه شکل سنتی و روانی دارند.مارکس وبرنیز سه نوع رفتار را برای تحلیل کنش های انسانی مطرح می کند نوع اول رفتارهایست که در جوامع سنتی رخ می دهد که در واقع رفلکس روانی و عاطفی است و دو نوع دیگر کنش های ناشی از عقلانیت معطوف به ارزش و عقلانیت معطوف به هدف است. اعمال نیروهای امنیتی دانشگاه در حقیقت نوع رفلکس روانی است که ناشی از احساس خطر است و در پس خود هیچ عقلانیتی ندارد و برای تحلیل رفتارهای این افراد باید از روانشناسان کمک گرفت.
افرادی که قدرت طلب، بی منطق و ترسو هستند و دفاع آنها در پوشش حمله ظاهری ترسناک دارد اما همه می دانند که انسانهای عاقل برای اداره ی ارگانی که به آنها وگذار شده - حال به هر دلیلی- از تئوری های مدیریت بهره می گیرند و نه از ایجاد فضای رعب و وحشت.
پس از تحصن دانشجویی که به دستور حراست از دفاع از پایان نامه ی ارشد خود محروم شده بود. مسئولین امنیتی دانشگاهد هشدار داده و توصیه نمودیم که برای اداره ی دانشگاه باید قوانین را رعایت کنند و دانشجویان را در اداره ی دانشگاه دخالت دهند خوشبختانه دیگر مسئولین دانشگاه این مسئله را درک می کنند اما صد حیف که نیروهای امنیتی دانشگاه هنوز در توهم قدرت خود سرگردانند ولی کاش که هرچه سریعتر موارد هشدار داده شده را درک کنند چرا که دیگر کسی توان فرونشاندن خشم دانشجویان را نخواهند داشت.
تحصن های پی در پی و خود جوش در ماههای اخیر ثابت کننده ی این مدعاست. در چنین شرایط حساس و بغرنجی که به سود هیچ یک از طرفین نیست حراست دانشگاه تبریز در اقدامی دور از خرد، چهار تن از دانشجویان این دانشگاه را ستاره دار کرده اند تا از ادامه ی تحصیل در مقطع کارشناس ارشد باز مانند.
به مسئولین حراست اخطار می دهیم که بدانند این مورد برای ما به هیچ وجه قابل قبول نیست و دیگر انتظار نداشته باشند که در این مورد هم صبر پیشه کنیم. ما تا جاییکه در توان داریم تلاش خواهیم کرد که این دانشجویان از ادامه ی تحصیل باز نمانند و برای این کار به هر اقدام قانونی دست خواهیم زد و به صورت خستگی ناپذیر این مسئله را پیگیری خواهیم کرد تا زیاده خواهان بدانند که دانشجو آگاه است و دانشگاه هنوز هم زنده است.
با صدای بلند به آنانکه به تعبیر قرآن کریم گوش دارند ولی نمی شنوند ، چشم دارند اما نمی ببینند، زبان دارند اما زبانی که حقیقت ها را نمی گوید، می گوییم که این عمل مغایر با انسانیت و شرف است.
به آنهایی که هنوز بدیهی بودن حق تحصیل را درک نکرده اند می گوییم که اگر در خیال باطلشان فکر می کنند که در مورد ستاره دار شدن دانشجوی دانشگاه تبریز و حتی دیگر دانشگاه های سراسر ایران کوتاه خواهیم آمد بدانند که کاملا در اشتباهند. این مورد برخلاف دیگر موارد قبلی به هیچ وجه قابل بخشش نیست. اگر فکر می کنند که همچون تاریخ ملعون 2500 ساله ی شاهنشاهی واستبداد در ایران خواهند توانست حق تحصیل را به یک طبقه ی خاص محدود کنند سخت در اشتباه هستند. دستاورد های اجتماعی و حقوقی را نمی توان به پس رفت دچار کرد.
ما تصمیم خود را گرفته ایم حال شما هم تصمیم بگیرید که البته دو راه بیشتر هم ندارید، یا سر عقل بیایید و خود کرده را این بار تدبیر کنید و ضرر را هرچه سریعتر بگردانید و یا اینکه منتظر اقدامات به حق و قانونی ما در راستای وظایف مدنی و انسانی مان باشید.
در سالهای اخیر نیز شاهد به وجود آمدن لیستی با عنوان دانشجویان ستاره دار هستیم که در آزمون قبلی به جهت اعتراض های شدید به این قضیه، اینبار سازمان سنجش با هماهنگی ارگانهای امنیتی به طور غیرقانونی و غیررسمی و غیر علنی از صدور کارنامه قبولی و ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد عده ای از دانشجویان امتناع ورزیدند. برخی از این دانشجویان از فعالین جنبش دانشجویی آذربایجان (در دانشگاه تبریز) می باشند که با وجود قبولی در کنکور کارشناسی ارشد از ادامه تحصیل در مقطع مذکور منع شده اند. در موردی دیگر نیز مکرراً شاهد لغو جلسه دفاع از پایان نامه و نهایتاً تعلیق از تحصیل یکی از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک دانشگاه تبریز بودیم. دانشجویان مذکور همگی از فعالین جنبش دانشجویی آذربایجان می باشند. با نگاهی به رفتارهای مذکور از طرف حراست دانشگاه تبریز، ارگانهای امنیتی و نهایتاً سازمان سنجش به این نتیجه می رسیم که حاکمیت با اعمال مذکور سعی در فشار بیشتر بر جنبش دانشجویی آذربایجان را دارد.
انجمن حقوقی آذیاسا کلیه اعمال مذکور توسط حاکمیت و ایادی آن در حراست و کمیته های انضباطی دانشگاهها را کاملا غیرقانونی و در تناقض با قوانین جاریه کشور و کنوانسیونهای حقوق بشر می داند و بطور کامل آن را محکوم می کند. انجمن حقوقی آذیاسا با درک موضوع و مشاهده بی عدالتی کامل در مورد دانشجویان مذکور، استنادات حقوقی خود را که اثبات کننده غیرقانونی و غیرانسانی بودن اعمال یاد شده می باشند را در روزهای آتی به اطلاع عموم آزادی خواهان و فعالین حرکت ملی آذربایجان، علی الخصوص فعالین جنبش دانشجویی آذربایجان ارائه خواهد کرد.
انجمن حقوقی آذیاسا
(اولین مرجع آموزشهای حقوقی برای فعالین حرکت ملی آذربایجان)
22/3/1387
مخاطب این مطلب نهاد های امنیتی مسئولی است که پیشنهاد هایی چند برای سامان دادن به حراست دانشگاه برای آنان داریم.
دانشگاه، همواره در جهان محل مناقشه آمیزی شده است. دلایل زیادی برای این مطلب آورده شده و مکرارا بحث های تفصیلی زیادی، این موضوع را تحلیل کرده است. اما آن چه که جالب به نظر می آید این است که با اینکه ایجاد تنش های سیاسی و یا غیر سیاسی رابطه نزدیک و معکوسی با درجه آزادی در اجتماع دارد. اما حتی اگر در آزاد ترین جامعه ممکن نیز دانشگاهی با این روال تاسیس شود الزاما تنش هایی در آن وجود خواهد داشت. به عبارت دیگر تنش های حداقلی همواره وجود دارند و بسته به درجه آزادی تنش های ثانویه نیز به این تنش های حداقلی اضافه می شوند. در جوامعی مانند ایران که درجه آزادی پایین تر از حد استاندارد می باشد این تنش های ثانویه نیز امریست طبیعی. تنش بر پایه تعریف مهندسی زاییده ی فشار است. یعنی اگر فشاری خارج از حالت طبیعی جسم بر آن وارد شود، درون جسم پر تنش خواهد بود. برای کم کردن این تنش در مهندسی متد های متنوعی وجود دارد، اما به طور خلاصه به دو متد زیر اشاره می کنیم:
1- از بین بردن یا کاهش- تا حد امکان- محل هایی که باعث ایجاد تمرکز تنش اند.
2- عدم چفت کردن جسم به صورتی که منافذی برای جذب حرکات و تنش های اضافه موجود نباشد.
اینک به توضیح مصداقی مختصر می پردازیم:
مواردی در دانشگاه تبریز که باعث ایجاد تمرکز تنش اند:
معمولا افراد و شخص ها مسبب این نوع تنشند. این شخص ها نوعا افراد مزاحمی به حساب می آیند. چون اگر حتی سیستم کلی نیز درست باشد، این افراد باعث ایجاد مشکل اند. البته در سیستم های اصولی این نوع از زیرمجموعه ها در اسرع وقت دفع می شوند اما در سیستم های غلط این افراد جذب شده و به مشاغل بالاتر هم دست می یابند. از افراد تمرکز تنش دار حراست دانشگاه می توان از مرد کوتاه قد طبقه چهارم ساختمان ریاست نام برد. سید سجاد حسینی از جمله افراد نامنتظمی است که برای اصلاح وی، نهاد های امنیتی مسئول باید به فکر چاره باشند. دو موتور سوار بی ادب حراست نیز از جرگه ی این افرادند. آن ها هم مسئله دارند. برخی از دربان های حراست هم زیاد افراد با نزاکتی نیستند. مدریت فرهنگی و رئیس معاون نمایش همچون همتای قبلیش نیز مورد دار است. آخرین مورد عینی تنش زایی که به علت تمرکز تنش روی یک شخص رخ داد بحث تحصن دانشجویان کرد و ترک با هم بود که در اعتراض به شخص رئیس حراست فیزیکی دانشگاه برگزار شده بود. وی طی یک نقشه برنامه ریزی شده قصد ایجاد یک دعوای صوری بین دانشجویان کرد و ترک در خوابگاه شهرک امام را داشت که لو رفت.
پیشنهاد می کنیم تمرکز تنش ها را کم کنید.
مواردی برای عدم چفت کردن و ایجاد منافذ:
به رغم مورد فوق که مربوط به اشخاص بود، این مورد مربوط به سیاست های کلی و سیستم حراست می شود. سیاست های کلی حراست دانشگاه تبریز که به صورت مستقیم مربوط به مدریت آن می شود، سیاست های اشتباهی است. قلدری مفهومی در مدیریت ندارد. حتی اگر مدریت حراست باشد. آن هم حراست دانشگاه. دانشجویان افراد عاقلی هستند و از بهره هوشی بالایی نیز برخوردارند پس پیشنهاد می شود حراستی ها هم عاقل باشند و عاقلانه مدیریت کنند.
اینکه بر تمام افراد، تشکل ها، نشریات و ... فشار حداکثری وارد کنیم، عمیقا کار اشتباهی کرده ایم. زیرا می خواهیم همه جارا چفت کنیم. دود این آتش به چشم چه کسانی می رود؛ الله اعلم؟!!
کمیته انضباطی دانشگاه مثل دادگاه صحرایی انقلابات چریکی شده است. اعضای این کمیته ها معمولا از افراد بی تربیت تشکیل شده اند.
دانشجویان ارشد و دکترا- که ارکان آینده دانشگاهند- با حادث شدن مشکل آموزشی از جانب حراست برای مهندس رادمهر دانشجویی ارشد مکانیک شدیدا نسبت به حراست احساس بدبینی حتی تنفر پیدا کرده اند.
اساتید و مقامات آکادمیک دانشگاه نیز به دلیل دخالت های بی جای حراست در امور دانشگاه حساسیت شدیدی به این گروه پیدا کرده اند.
بین فعالینی که با ستاره دار شدن چهار نفر از دوستانشان امید به ادامه تحصیل کم رنگ شده، فضایی رادیکال در حال غلبه کردن است.
به دلیل ورود به زور مامورین حراست به اتاق دانشجویان بدون کسب اجازه از آنان و بدون مجوز مسئولین مربوطه- در حالی که دانشجویان در حال استراحت بودند- فضای نا امنی مزمنی را در فضای خوابگاهی رقم زده است. خوابگاهی ها علت به هم خوردن احساس امنیت حریم خصوصیشان را متوجه حراست می دانند.
پیشنهاد می کنیم نهاد های امنیتی مسئول به فکر اصلاح سیاست های کلی حراست هم باشند. شاید تعجیل در این امر به منفعت افراد زیادی باشد.
خلاصه...
جان کلام اینکه ایده آل ما دانشگاهی آرام با تنش های حداقلی و با تشکل ها و منافذی دارای حاشیه امنیت بالا و تعامل با مسئولین است.
اما همه می دانند اگر دو سوی شلنگ آب را چفت کنید، شلنگ دیگر از وسط پاره نمی شود بلکه ناگزیر از همان ابتدا و از شیر آب خود را می رهاند.
نیروهای حراست دانشگاه تبریز که اکثر آنها دارای مدارک تحصیلی اهدایی و اعطایی هستند به خیال اینکه تحصیل همه مانند آنها سهل است چهار نفر را از ادامه تحصیل محروم کرده اند و امکان دفاع از پایان نامه ی کارشناسی ارشد یکی از دانشجویان دانشکده ی مکانیک را سلب نموده اند. جالب است که در بین تمام اعضای رده بالای حراست دانشگاه تبریز نمی توان کسی را یافت که دارای مدرک تحصیلی از دانشگاه معتبری باشد.
عزیزان! دیگران برای ادامه تحصیل زحمت می کشند و با اتکا به توانایی های ذهنی خود مراحل آموزشی را طی می کنند. کاش می توانستید اینها را درک کنید. و اگر هم نمی توانید این مسائل را درک کنید حداقل انصاف و آخرت را از یاد نبرید هر چند که عقوبت این اعمالتان را در این دنیا هم خواهید دید.
دومين بيانيه دانشجويان دانشگاه اورميه در حمايت از مهندس سجاد رادمهر و آيدين خواجه اي و 4 دانشجوي ستاره دار دانشگاه تبريز
" لقد كرمنا بني آدم في البر و البحر "
"با مردم به مهرباني رفتار كن و چون حيوان درنده به جان آنها نيفت ، چرا كه مردم دو دسته اند ، يا برادران ديني تو هستند و يا همانند تو انسانند."( فرموده حضرت علي به مالك اشتر )
در انديشه ديني ، انسان كسي هست كه خداوند متعال به او كرامت اعطا كرده و بر ساير موجودات برتري داده است. بنابراين انسانها صرفنظر از نژاد ، زبان ، مذهب ، جنسيت ، مليت ، موقعيت و ساير علايق داراي حقوقي هستند كه به اعتبار انسان بودن به آنها اعطا شده است. اعلاميه جهاني حقوق بشر كه يكي از افتخارات انسان متمدن است ، اين حقوق را كه حقوق ذاتي و غير قابل سلب و غير قابل اسقاط انسانها است مورد بحث قرار داده است. حق ابراز عقيده ، حق آزادي ، امنيت ، منع شكنجه ، حق دادخواهي ، حق مشاركت در اداره عمومي كشور ، حق مالكيت ، زنا شويي و تشكيل خوانواده ، حق برخورداري از آموزش و پرورش ، از جمله حقوق انساني محسوب مي شوند. انسانها نمي توانند محتويات اين اعلاميه را براي خود دفع كنند و نه ميتوانند سلب كنند و نهادهاي حقوقي و قضايي ( داخلي و بين الملي ) ميبايد از آن دفاع كنند.
در پي اولين بيانيه دانشجويان دانشگاه اورميه در حمايت از مهندس سجاد رادمهر و 4 دانشجوي ستاره دار دانشگاه تبريز و با توجه به ناديده گرفتن آن از سوي مسئولين امر و اعلام حكم كميته انضباطي مبني بر يك ترم تعليق از تحصيل براي مهندس سجاد رادمهر دانشجوي ترم آخر كارشناسي ارشد مكانيك و توبيخ كتبي درج در پرونده براي آيدين خواجه اي ترم 6 رشته حقوق (با يك ترم تعليق از تحصيل در ترم 5 ) و نيز تشديد جو سنگين حاكم بر دانشگاه از سوي حراست ، اينك ما دانشجويان دانشگاه اورميه با استناد به گفته جناب آقاي احمدي نژاد در دانشگاه كلمبياي آمريكا مورخه 2/7/1386 با مضمون :" ما آزادترين دانشگاههاي جهان را داريم ." ، بدينوسيله اين حكم بي شرمانه كميته انضباطي دانشگاه تبريز را محكوم كرده و خواستار لغو هرچه سريعتر اين حكم مي باشيم.و حمايت همه جانبه خود را از اين دانشجويان ، صريحاً اعلام مي داريم .چرا كه رهروي فاطمه اي هستيم كه لاي درش گذاشتند چون معترض بود به حق خورده شده همسرش علي ، سرور آزادگان جهان .
اسامي امضا كنندگان : 1.آیسان جعفری 2. سعید منصوری 3. بهزاد سليمان پور 4. محمد آزاد 5. حسن شیری 6. وحيد يحيوي آذر 7. الهه رادمهر 8. رقيه جاويدي 9. فرشته ابراهيمي 10. سهيلا دولتي 11. فاطمه قهرماني 12. ناصر هادي دهقان 13. بهلول ابراهيمي 14. زینب ستاری 15. سميه بهروزي 16. سحر عبادي 17. جواد قاسمي 18. شبنم عبدي 19. سميرا قديمي 20. بهاره سرخوشي 21. نوشين فتحي 22. وحيد امين 23. شيوا اسفرم 24. علي دولتي 25. سارا عليزاده 26. نفيسه گلزار محسن 26. ستاره مشروطي 27. هادي ماكويي 28. عطا آغاسي 29. زهرا ميرزايي 30. معصومه محمدي 31. سامان هوشمند 32. سئودا آقابالازاده 33. زهرا صادقي 34. بهزاد مهريورز 35. مسعود حاتمي 36. حسين احدي فر 37. مينا حقي 38. سميه پيغمبري 39. هادي ابتهاج 40. معصومه رجبي 41. مجتبي ملكي 42. پرستو خدايي 43. فريد اصغري 44. حامد شافعي 45. هاجر محبي 46. زهرا محمدي 47. احد عليپور 48. فريد درگاهي 49. رعنا ميرزاده 50. فريد غلامزاده 51. معصومه عبدي 52. رسول حسني 53. بهنام صمد پور 54. ناصر تيموري 55. وحيده جليلي 56. اكبر نيكخواه 57. طيبه پهلواني 58. هادي فتح الهي 59. جواد ميرزايي 60. نسرين انتظاري 61. حامد احمدي 62. سحر قرباني 63. موسي دبيري 64. شبنم اصغرزاده 65. حامد مجیدی 66. فريده عشايري 67. سعيد صحرايي 68. مهسا هادی 69. بهراد پورعبداله 70. شهين شيريني 71. حسن قيزيل باش 72. فريده حسين زاده 73. عبداله طالعي 74. حامد افزون 75. مجتبي حسيني 76. وحید رجعتی 77. آرش مرادي 78. سحر توحيدي 79. ژاله خطيبي 80. عليرضا غفاري 81. شفق عسگرزاده 82. سجاد آقابالازاده 83. فاطمه نهاوندي 84. بهنام شكري 85. سجاد مقدسي 86.حجت محمودي 87. آرزو احتشامي 88. سعيد متللبي 89.صابیر خلیلی 90. عيسي اباذري 91. رویا نورمحمدی. 92. پرویز سلطانی 93. امیر فرجی 94. محمد رئیسی۹۵.سویل اهرلی
بیانیه دانشجویان هویت طلب دانشگاه تبریز در حمایت از حق تحصیل دانشجویان هویت طلب محروم شده از تحصیل دانشگاه تبریز
دانشگاه تبریز همواره بعنوان یکی از مهمترین سنگرهای آزادی خواهی در ایران و آذربایجان مطرح بوده و هست. در هیچ برهه ای از تاریخ فشارهای امنیتی قادر به سرکوب کامل جنبش دانشجوئی آذربایجان در این دانشگاه نبوده و نخواهد بود. دانشجویان آذربایجانی این دانشگاه از سالها پیش تا امروز و حداقل در دو دهه ی گذشته به لحاظ مسئولیتهای سنگین تاریخی و اجتماعی خویش در صف اول و خط مقدم مبارزه برای آزادی های ملی بوده اند. اگرچه در سالهای اخیر فشارهای امنیتی بر دانشجویان آذربایجانی چندین برابر گشته و بسیاری از فعالیتهای مدنی دانشجویان آذربایجانی از سوی حراست و عوامل امنیتی محدود گردیده است، اما جنبش دانشجوئی آذربایجان به ویژه دانشجویان دانشگاه تبریز، بنا به رسالت تاریخی و مسئولیت اجتماعی خویش سکوت در برابر تمامیت خواهی و تبعیض قومی را به هر شکل و نوعی که باشد، برنتافته و تاکنون علیرغم تمامی ناملایمات بر خواسته های مدنی و انسانی خود پافشاری نموده و بی هیچ ترس و واهمه ای پافشاری خواهد نمود.
آنچه اینک در دانشگاه تبریز اتفاق می افتد ظلم مضاعفی است که به دانشجویان فعال آذربایجانی وارد می شود و آنها را از ابتدائی ترین حقوق انسانی خود یعنی حق تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد علیرغم کسب رتبه قبولی به جرم دفاع از هویت ملی و انسانی یک ملت مظلوم، محروم می نمایند. تاسف آور اینکه هیات رئیسه ی دانشگاه تبریز تن به خفتی بی سابقه داده و به آلت دست نیروهای حراستی و امنیتی خارج از دانشگاه تبدیل شده است. در تاریخ مبارزات دانشجوئی در دانشگاه تبریز تاکنون چنین انفعالی از سوی هیات رئیسه ی دانشگاه ملاحظه نشده بود. دانشجویان هویت طلب دانشگاه تبریز ضمن محکوم نمودن عملکرد حراست و هیات رئیسه ی دانشگاه موارد زیر را به اطلاع می رساند:
1- تحصیل در مقاطع عالی و تکمیلی به مانند تمامی دانشجویان، حق انسانی و قانونی دانشجویان دانشگاه تبریز بوده و هیچ مقامی به هیچ عنوان توان سلب این حق از دانشجویان را نداشته و از اینرو بایستی هرچه سریعتر امکان ادامه تحصیل برای چهار دانشجوی دانشگاه تبریز به نامهای نادر مهد قره باغ دانشجوی مهندسی برق، ناهید بابازاده دانشجوی علوم تربیتی، صمد پاشایی دانشجوی مهندسی کشاورزی و امین امامی دانشجوی مهندسی مکانیک فراهم گردیده و امکان دفاع از پایان نامه برای مهندس سجاد رادمهر دانشجوی رشته ی مهندسی مکانیک که در آستانه ی فارغ التحصیلی به ناحق حکم یک ترم تعلیق دریافت کرده مهیا گردد. همچنین مراتب اعتراض خود نسبت به حکم توبیخ کتبی درج در پرونده ی آیدین خواجه ای دانشجوی کارشناسی حقوق را اعلام می داریم.
2- فعالیت های سیاسی و فرهنگی بر علیه هر نوع تبعیض قومی حق مسلم هر انسان آذربایجانی به ویژه دانشجویان آذربایجانی است. مسئولین دانشگاه تبریز بایستی امکان فعالیتهای مدنی را به دانشجویان هویت طلب داده و از دانشجویان در مقابل فشارهای امنیتی خارج از دانشگاه حمایت نمایند.
3- مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ایران کشوری کثیرالمله بوده و هیچ ملتی را نمی توان از پرداختن به زبان، هویت و مطالبات اقتصادی خویش بازداشت، از این روی مبارزات مدنی دانشجویان هویت طلب آذربایجانی علیه تبعیض قومی، مصداق هیچ گونه جرمی نبوده و ایجاد هرنوع محدودیت و فشار برای دانشجویان به جرم دفاع از حقوق ملی و انسانی خویش کاملا غیرقانونی می باشد.
4- در صورت عدم رفع محرومیت های تحصیلی برای دانشجویان نامبرده، هر گونه اعتراض مدنی نسبت به این موضوع در سراسر دانشگاههای کشور از سوی فعالین جنبش دانشجوئی آذربایجان حق مسلم و قانونی ایشان بوده و مسئولیت هرگونه پیامدی ناشی از اعتراضات دانشجوئی متوجه مسئولین دانشگاه خواهد بود .
در پایان از تمامی دانشجویان دانشگاه تبریز و سایر دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای کشور و همچنین از تمامی پیشگامان جنبش های دانشجویی با هر ایده و مرامی درخواست می شود با حفظ وحدت خویش از حق تحصیل دوستان دانشجوی خود دفاع نموده و به نحو مقتضی مراتب اعتراض خویش را نسبت به این اقدام غیر قانونی مسئولین وزارت علوم اعلام دارند.
نکته ای که باید در جامعه ی ما جا افتد اینست که قدرت با سلطه متفاوت است. این تفاوت هم مبنای علمی و عینی دارد و هم مبنای فلسفی. توضیح و تبیین تفاوت های ماهوی قدرت و سلطه از نظر فلسفی و علمی نیاز به مقاله ی مفصل تری دارد. اما به طور ساده می توان گفت که قدرت دارای چارچوب و مبنای ضروری است ولی سلطه دارای هیچ چارچوبی نیست و به وجود آورنده ی آن بیشتر خواست ها و امیال سخیف و سرکوب شده ی انسان ( علی الخصوص انسان بدون آموزش) است. در جوامع بدوی سلطه دارای نمودهای ساده ای است ولی با پیچیده شدن ساختارها، سلطه نیز شکل پیچیده تری به خود می گیرد و در شکل سلطه ی ساختاری پدیدار می شود یعنی آنچه که امروزه در دانشگاه تبریز اتفاق می افتد. سلطه حراست دانشگاه تبریز با استفاده از ساختارهای بوروکراتیک دانشگاه شکل ساختاری گرفته است.هر چند که به سبب تفاوت ماهوی سلطه و ساختارهای بوروکراتیک در بعضی مواقع تناقضات ساختاری آشکار می شود( که در این هنگام سلطه اصلی و بدوی حراست عیان می شود با عمل مستقیم و فیزیکی سعی در برطرف نمودن آن می کند.) اما بیم آن می رود که با ادامه این روند سلطه ی نیرو های امنیتی بر دانشگاه تبریز تکمیل شود که البته مسلماً نیروهای حراست فکر آن را در سر دارند و پروژه های مشخصی را برای تکمیل شبکه خود طراحی کرده اند که یکی از این مراحل اصلی آن ستاره دار کردن و حذف فعالان سیاسی در دانشگاه است. اما باید توجّه کرد که همگی این کارها و حتی ارعاب و آزار دانشجویان به بهانه نامناسب بودن ظواهر و پوشش در نهایت به فشار ساختاری منجر خواهد شد که یکی از عوامل پدید آورنده و شتاب دهنده ی جنبش هاست. یعنی در حقیقت این اعمال حراست دانشگاه تبریز دارای کار کردهای نهانی است که منجر به نارضایتی بیشتر و شکل گیری حرکاتی پیچیده علیه حراست خواهد شد. پس بهتر است نیروهای امنیتی دانشگاه تبریز با در نظر گرفتن و تحلیل شرایط اجتماعی و سیاسی به تجدید نظر در اعمال خویش بپردازند.
باشد که هدایت گردند.
همچنین آیدین خواجه ای دانشجوی رشته حقوق نیز به دلیل آنچه همراهی و همکاری با سجاد رادمهر در برهم زدن نظم دانشگاه و تحریک دانشجویان عنوان شده به توبیخ کتبی با درج در پرونده محکوم شده است.
گفتنی است رادمهر به دلیل کارشکنی مسئولین دانشگاه تبریز در برگزاری جلسه دفاعیه ایشان از پایان نامه کارشناسی ارشد،و در معرض اخراج از دانشگاه قرار گرفتن، ظهر یکشنیه 22 اردیبهشت ماه به نشانه اعتراض با همراهی دیگر دانشجویان به اعتصاب غذا و تحصن در مسجد دانشگاه دست زد که پس از ساعاتی نامبرده در پی موافقت مسئولین دانشگاه با تعیین روز هشتم خرداد(سومین مجوز صادر شده) برای جلسه دفاعیه به اعتراض خود پایان داد وليكن قبل از روز موعود مجددا جلسه دفاعیه لغو گردید.
همچنین چهار دانشجوی دانشگاه تبریز به نامهای نادر مهد قره باغ ،امین امامی،صمد پاشایی و ناهید بابازاده که پیش از این نیز سابقه ی احضار به کمیته ی انضباطی را داشته و به مدت یک یا دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بودند کماکان با مشکل ورود به دانشگاه و تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد مواجه می باشند و سازمان سنجش تاکنون اقدامی را در جهت رفع مشکل بوجود آمده برای نامبردگان نکرده است.
منبع:http://www.haqqimiz1.blogfa.com
اگر چه در طول سه سال اخیر فضای دانشگاههای کشور متاثر از فضای سیاسی کشور دچار خفقان گردیده است، در این میان اتمسفر حاکم بر دانشگاههای منطقه آذربایجان بویژه پس از حوادث خرداد ماه سال 1385 بسان پادگان نظامی می ماند که امکان هر گونه تحرک، بالندگی، فعالیت فرهنگی و سیاسی را از دانشجویان سلب نموده است. نقش جنبش دانشجویان آذربایجانی به عنوان پیشگامان حرکت هویت طلبی ملت آذربایجان بر کسی پوشیده نیست! انتشار دهها نشریه، برگزاری صدها کلاس آموزش زبان و تاریخ آذربایجان، برگزاری صدها مراسم جشن و شب و شعر، برپایی دهها کنگره عظیم، راه اندازی دهها سایت و صدها وئبلاگ، برگزاری دهها نشست سیاسی و... در کنار تیز بینی بی همتای این جنبش در افشای توطئه ها و سیاستهایی که بر علیه ملت آذربایجان اعمال می شود، می تواند بهترین دلیل برای حمله به جنبش دانشجویی آذربایجان به خیال سرکوب آن باشد. زهی خیال باطل!
همگان باید بدانند در کنار گسترش دانشگاههای مختلف در سطح شهرها، جنبش دانشجویی آذربایجان نیز در تمامی گستره جغرافیایی که ملت آذربایجان زندگی می کنند، گسترش یافته است. فلذا طرح سرکوب دانشجویان دانشگاههای دولتی تبریز و ارومیه برای محدود کردن این جنبش تدبیری بی نتیجه خواهد بود. حرکتهای خودجوش دانشجویی در حوادث خرداد 1385 نشان داد که جنبش دانشجویی آذربایجان در تمامی دانشگاههای دولتی، آزاد اسلامی، پیام نور، علمی کاربردی و غیرانتفاعی نفوذ دارد و بدون شک در زمان مناسب می تواند از تمامی پتانسیل های خود استفاده نماید.
محروم نمودن دانشجویانی که صلاحیت علمی برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد را دارند، بدون هیچ چون و چرایی مغایر با موازین و آموزه های اسلامی، اصول اولیه حقوق بشر و حقوق شهروندی می باشد. صدور احکام سنگین توسط کمیته های انضباطی و محروم نمودن دهها دانشجو از تحصیل آیا شائبه جایگزینی این کمیته ها بجای دادگاههایی که می بایستی تشکیل می گردید تا زهرچشمی از جنبش دانشجویان آذربایجانی بگیرند، را افزایش نمی دهد؟
"مجمع دانشگاهیان آذربایجانی" ضمن محکوم نمودن و غیرقانونی دانستن فشارهای وارده به دانشجویان فعال ملی آذربایجان از همه مسئولان کشوری بویژه مقامات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و رؤسای دانشگاههای منطقه می خواهد ضمن خاتمه بخشیدن به این اقدامات و لغو احکام صادره و رفع ممانعت های بعمل آمده، از تحریک دانشجویان پرهیز نمایند که بی شک می تواند برای همگان حوادث ناگواری را بهمراه داشته باشد.
مجمع دانشگاهیان آذربایجانی
20/3/1387
منبع:http://gis-azbiltop.blogfa.com
مهندس سجاد رادمهر دانشجوی کارشناسی ارشد رشته ی مکانیک که به دستور حراست دانشگاه ازبرگزاری جلسه ی دفاع از پایان نامه اش منع گردیده بود و به خاطر اعتصاب غذا و اعتراض به این عمل غیر قانونی حراست دانشگاه تبریز د ر12 خرداد ماه به کمیته ی انضباطی فراخوانده شده بود به یک ترم منع موقت از تحصیل بدون احتساب سنوات محکوم شده است.
در حکم مهندس رادمهر که 19 خرداد صادر گشته است اتهام ایشان اخلال در نظم دانشگاه ذکر شده است.
گفتنی است در حکمی دیگر که 21 خرداد ماه برای آیدین خوجالی دانشجوی حقوق دانشگاه تبریز صادر شده است ایشان نیز به علت همراهی مهندس رادمهر به توبیخ کتبی درج در پرونده محکوم شده اند.
آیدین خوجالی از فعالین دانشجویی هویت طلب است که به علت شرکت در اعتراضات خرداد ماه سال گذشته نسبت به دستگیری غیرقانونی نادر مهد قره باغ به دو ترم منع موقت از تحصیل محکوم گشت که یک ترم محرومیت از تحصیل را پاییز سال گذشته پشت سر گذاشت.
جنبش دانشجویی زاییده مدرنیسم است یا به بیان بهتر و دقیق تر دانشگاه زاییده افکار نسل اول مدرنیسم و جنبش دانشجویی نیز زاییده افکار، ایده ئولوژی ها و تحولات ساختاری و نیز فشارهای ساختاری تولید شده در دانشگاه است. به نظر برخی در کشورهای توسعه یافته (علی الخصوص به خاطر توسعه سیاسی) جنبش دانشجویی از بین رفته. این بیان دقیق نیست و نیاز به توضیح دارد. باید توجه کرد که مدرنیسم از آنجا شروع شد که انسان با افزودن به بضاعت و جسارت فکری خود شروع به پاسخ یابی برای سؤالات اساسی ای کرد که قرن ها حتی از فکر کردن به آنها واهمه داشت اما با پیشرفت مدرنیسم، انسان به پرسش از مدرنیسم برخواست که منجر به پرورش گفتمان پست مدرنیسم شد که در آن اصلی ترین وظیفه فکری در حیات بشری ایجاد پرسش های جدید است و پاسخ گویی به این پرسش ها در اولویت دوم است. پس شاید بتوان گفت که در کشورهای پیشرفته جنبش دانشجویی بیشتر سعی در طرح پرسش دارد تا فعالیت سیاسی در جامعه ی ما که هیچ آثاری از توسعه سیاسی در ان دیده نمی شود هنوز هم وظیفه خطیر فعالیت و توسعه سیاسی بر عهده جنبش دانشجویی است که اصلی ترین شاخصه ان آگاهی و وابسته نبودن به طبقه خاص است. پس نیرو های امنیتی که با ستاره دار کردن دانشجویان فعال سیاسی در حذف آنها از جنبش دانشجویی دارند بیشترین و بزرگترین صدمه را به توسعه سیاسی کشور می زنند در نتیجه آنها هیچ ادعایی مبنی بر وجود مصلحت هایی برای اعمالشان نمی توانند داشته باشند. در جامعه ما ذهنیتی اشتباه وجود دارد مبنی بر اینکه قدرت فساد آور است. باید توجه کرد که قدرت در صورت مهار نشدن فساد آور است و نه ذات قدرت. ادعای وجود مصلحت هایی که هیچ کس حق آگاهی از آنها را ندارد نماد بارز قدرت فاسد است. آنچه مسلم است اینکه قدرت بیش از حد نیروهای امنیتی باید مهار شود. باید به این فکر کرد که چگونه می توان قدرت یا بهتر بگوییم سلطه نیرو های امنیتی در دانشگاه تبریز را کاهش داد؟ و از طرفی دیگر به نیرو های امنیتی چند توصیه داریم.
1- در همه جای دنیا رسم است که نیروهای حراست دانشگاه اکثراً از بین افراد مسن و میان سال که دارای روحیه ی تساهل هستند انتخاب می شوند. اما متأسفانه نیروهای امنیتی دانشگاه تبریز از بالاترین رده تا پایین ترین رده ها اکثراً جوان هستند.
2- تمامی نیروهای امنیتی دانشگاه تبریز(حتی اگر مدرک دانشگاهی نا معتبری و اهدایی هم داشته باشند)از سطح سواد حتی متوسطی هم برخوردار نیستند. این در حالی است که آموزش نیروهای امنیتی (علی الخصوص در دانشگاه) در کشورهای دیگر بسیار مهم تلقی می شوند. در چنین شرایطی بهتر ایست نیروهای امنیتی خود به سوادآموزی بپردازند.
3-نیروهای امنیتی دانشگاه باید روحیه ی تساهل و مدارا را در درون خود پرورش دهند برای این کار بهتر است آنها به مطالعه آثار فیلسوفان و اندیشمندان بپردازند تا بدانند که امروزه اندیشه ها وجود دارند نه یک اندیشه.
4-دانشگاه تبریز باید با برگزاری کلاس های آموزش تحلیل سیاسی، قوه ی تحلیل نیروهای رده بالای حراست را افزایش دهد تا روحیه ی دگماسیستی آنان کاهش یابد.
5- نیروهای حراست باید توجه کنند که از لحاظ قانونی آنان زیر مجموعه ای از سیستم دانشگاه تبریز و در سطح کلان وزارت علوم هستند و در حقیقت کار گزار تصمیمات مسئولین دانشگاه و نه کار فرمایی برای مسئولین و نه حتی نهادی موازی تصمیم گیرندگان دانشگاه.
6- با اینکه اکثر مسئولین و کارشناسان حراست دانشگاه تبریز ادعا می کنند که رشته ی تحصیلی آنها حقوق است ( کسانی که این ادعا را دارند عبارتند از : محمود عادلی، وحید باغبان، سید سجاد حسینی، فرهاد اسماعیلی و...) اما آنها علی الخصوص در مواقعی که عصبانی می شوند آشکارا ادعا می کنند که قانون چیزی جز دستورات حراست نیست. توصیه ی به آنها اینست که با پرورش قوه ی عقلانیت در خود از نشان دادن عکس العمل های روانی بکاهند و با مطالعه کتاب های درسی رشته ای که ادعای تحصیل در آن را دارند به خود بقبولانند که قانون نه تنها چارچوب که بالاتر از همه چیز است.
7- ایجاد فضای گفتمان با دانشجویان برای مفاهمه ی بیشتر.
8- احترام به قانون، دانشجو، مسئولین دانشگاه علی الخصوص رئیس دانشگاه.
9- عدم صدور نیروهای امنیتی به دیگر ارگان ها و مراکز دانشگاه.
حراست دانشگاه تبریز با فشار ب مسئولان سعی در نفوذ دادن نیروهای خود به مراکز تصمیم گیر و فرهنگی دانشگاه تبریز دارن. حضور جواد حقیقیان( کارشناس الهیات) در سمت معاونت مدیر فرهنگی دانشگاه تبریز و فرهاد اسماعیلی کارمند سابق دبیرخانه های دانشگاه در سمت مسئول نشریات مدیریت فرهنگی نشان از چارچوب نشناسی و سلطه حراست در دانشگاه تبریز دارد. دخالت های آشکار حراست در تصمیم گیری های کمیته انضباطی نیز از دیگر اعمال غیر قانونی حراست دانشگاه تبریز است.
10- شفاف و قانونی نمودن اعمال و روندهای اجرایی اداره ی حراست دانشگاه تبریز.
بیانیه ی حمایتی تشکل آرمان دانشجو در حمایت از دانشجویان هویت طلب دانشگاه تبریز:شاید بتوانیم متوقفشان کنیم
از کجا بنویسم؟از چه بنویسم؟ از کدامین تخلف فریاد زنم؟....
دوباره بوی تعفن آزار دانشجو فضای دانشگاه ها را پر کرده است.
فضای امنیتی دانشگاهها را به پادگانی عالی تبدیل کرده است، حال اگر این دانشگاه در آذربایجان واقع شده باشد که پادگان سهل است جایی برای پادگانی کردن دانشجو و صدور حکم برای او و حتی اجرای آن. علاوه بر آن کارشکنی های مختلف مسئولان دانشگاه ها نیز جلوه ای خاص به خود گرفته است.
تشکل آرمان خود نیز از این عنایات بی نصیب نبوده و همانطور که قبلا به اطلاع دانشجویان رسید چپاول نشریه تشکل آرمان از چاپخانه توسط وزارت ارشاد با همکاری مهره های معلوم الحالی از دانشگاه و سپس کارشکنی های غیرقانونی آنها که تا لحظه این لحظه نیز ادامه دارد باعث شده است که تشکل آرمان نزدیک به دو ماه از انتشار نشریه اش محروم بماند.
در این اثنا دانشجویان هویت طلب دانشگاه تبریز نیز از این عنایات بی بهره نبودند ابتدا تعطیلی غیر قانونی انجمن ادبی سهند نشانگر توطئه های بعدی در دانشگاه تبریز بود. اخیرا شاهد حمله ی ماموران حراست به خوابگاه دانشجویان هویت طلب و تفتیش اتاق و چپاول اموال شخصی آنها بودیم. در واقعه ای دیگر یکی از دانشجویان هویت طلب که در مقطع کارشناسی ارشد رشته ی مهندسی مکانیک مشغول تحصیل است چندین بار بود که از طرف مسئولان دانشگاه تاریخ تشکیل جلسه ی دفاعیه پایان نامه ی خود را لغو شده می دید، تا جایی که مجبور به تحصن و اعتصاب غذا شد که وقتی مسئولین دانشگاه با این اعتراض ایشان مواجه شدند قول مساعد به حل مشکل دادند، اما باز هم مطلع شدیم که در تاریخ مقرر شده پس از تحصن برای دفاعیه مسئولین دوباره کارشکنی کرده و زمان ازائه پایان نامه را به تعویق انداخته اند.
این بار نوبت اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد پس ازسه ماه!!! بودیم که چهار تن از دانشجویان هویت طلب دانشگاه تبریز از دریافت کارنامه ی خود محروم شدند و به دانشجویان ستاره دار پیوستند و در سازمان سنجش با این پاسخ مواجه شدند که با توجه به نتیجه ی استعلامهایتان، شما صلاحیت تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد را ندارید و...
حال جای این سئوال وجود دارد که آیا با انجام این قبیل اعمال مسئله حل خواهد شد؟
آیا جریان هویت خواهی با این عکس العمل ها حل و متوقف خواهد شد؟
تشکل آرمان دانشجو اعتراض شدید خود را نسبت به این اعمال شرم آور و غیر انسانی اعلام می دارد و مسئولیت هرگونه عکس العمل از طرف دانشجویان را متوجه مسئولان دانشگاه تبریز می داند
تشکل آرمان دانشجو
20خرداد ماه 1387
سؤال فوق مبهم است اما شاید با پاسخ به چند سؤال دیگررفع ابهام شود:
1.عاقبت ستاره دار ها چه می شود؟
2.آن ها چه کسانی هستند؟
3.چه کسانی آن ها را ستاره دار کرده است؟
و اینک با پاسخ هایی کوتاه و روشن سعی در رفع ابهام سوال داریم:
عاقبت ستاره دار ها چه می شود؟
طول عمر کلمه ی "دانشجوی ستاره دار" زیاد طولانی نیست. دانشجوی ستاره دار از لغت های تازه اختراع شده ای است که چند سالی شدیدا کاربرد داشته است. دانشجویان ستاره دار در صورت قبولی از کنکور کارشناسی ارشد به صلاحدید صلاح دانان اجازه ادامه تحصیل نمی یابند. یعنی هیچ کارنامه ای برای آن ها صادر نشده و از انتخاب رشته منع می گردند. مرجع استعلام سازمان سنجش برای ستاره دار کردن،نهادهای امنیتی خارج از دانشگاه و حراست در داخل دانشگاه است.اما آن چه امسال دیده می شود، فقط از استعلام حراست دانشگاه استفاده شده است.شنیده ها حاکی از آن است که علاوه بر منع از حق مسلم ادامه تحصیل،فشارهای دیگری نیز متوجه ستاره دارها است.
آن ها چه کسانی هستند؟
ستاره دار ها دانشجویانی هستند که منتقدند، آن هم از نوع صریح الهجه. البته حب و بغض های شخصی عده ای نیز بی تاثیر نیست. ستاره دارها به صلاحدید حراست دانشگاه از بین دانشجویان منتقد، کسانی که حکم کمیته انضباطی دارند، کسانی که حکم دادگاه های قضایی دارند و اعضای فعال تشکل ها و نشریات منتقد گلچین می شوند.
و اما در دانشگاه تبریز…
امسال و برای اولین بار دانشگاه تبریز ستاره دار شد. چهار دانشجوی دانشگاه با نام های صمد پاشائی(ورودی 82،کشاورزی)،ناهید بابازاده(ورودی 82،علوم تربیتی)،امین امامی(ورودی 81،ساخت و تولید)،نادر مهدقره باغ(ورودی 83،الکترونیک)دانشجویان ستاره دار دانشگاه تبریزند. ظاهرا علت این مرحمت برای سه ئانشجو(صمد پاشائی،ناهید بابازاده و امین امامی)احکام کمیته انضباطی است که به ترتیب به قرار 1ترم تعلیق، توبیخ کتبی و توبیخ کتبی می باشد.علت احکام کمیته انضباطی نیز تحصن سال 86 در اعتراض به بازداشت غیرقانونی نادر مهدقره باغ دیگر دانشجوی ستاره دار عنوان شده است.نادر مهدقره باغ در وقایع خرداد سال قبل تبریز دستگیر شد که همزمان با حکم ستاره دار شدنش، حکم تبرئه شدن وی از جانب دادگاه صادر گشت. نادر مهدقره باغ به جرمی که دادگاه او را از آن تبرئه کرده است،اکنون نمی تواند ادامه تحصیل دهد.
چه کسانی آن ها را ستاره دار کرده اند؟
این که علت چه کسانیند، امریست روشن.گاها گفتن و نوشتن جملات برابهام مطلب می افزاید. کافی است به این نکته توجه کنیم که در بسیاری از دانشگاه ها و دانشجویان هم شرایط با دوستان ما هیچ اتفاقی نیافتاده است.حتی دانشجویان بسیار منتقد تر از دوستان ما در سایر دانشگاه ها که مثلا در پرونده شان احکام متعدد کمیته انضباطی یا حکم دادگاه انقلاب را داشتند، از حق ادامه تحصیل برخوردار شده اند. به بیان بهتر این موضوع را نباید به پای کل نظام و یا نهادهای امنیتی نوشت. تعداد اندک ستاره دارهای امسال نیز، نشان از این مسئله دارد. مورد 4 نفر از دوستان ما موردی کاملا درون دانشگاهی و استوار بر حب و بغضهای شخصیست. کانون های قدرت دانشگاه- که معمولا در سایه اند نه در اتاق رئیس اند و نه در کمیته ی انضباطی-در ادامه ی ایجاد و گسترش فضای خفقان خواسته اند تا ستاره دار کردن دانشجو را هم تجربه کنند.مبارک است آقایان، رفته رفته با تجربه تر می شوید.
مخلص کلام این که از تمام نهاد های آزاداندیش دانشگاهی، اساتید، دانشجویان و مقامات مسئول خارج از دانشگاه، انتظارعکس العمل می رود.
این بند ها را از آخر به اول مرور می کنیم!:
ز_بر خورداری از توانایی جسمی
تا جایی که من چهار دوست محروم از تحصیلم را می شناسم شاید قادر نباشند با موتور به تعقیب و گریز بپردازند اما حواس پنج گانه شان به طور کامل کار می کند و می توانند راه بروند و دست های خود را نیز تکان دهند!
و _عدم اشتهار به ارتکاب اعمال خلاف شئون شغلی و تحصیلی
تشخیص اشتهار به عهده ی چه کسی است؟ اصلا اشتهار به چه معنی است؟ به لغت نامه که مراجعه کنیم نوشته است «معروف بودن» اگر شخصی شهرتی داشته باشد ابتدا باید میان دوستان و اطرافیانش شناخته شده باشد نه اینکه عده ای دور هم بنشینند و بر اساس شنیده هایشان اشتهار یک نفر را تعیین کنند. اصلا این دوستان که برای دیگران شهرت تعیین میکنند خود به چه اشتهار دارند؟
ه_عدم احراز به فساد اخلاقی
نمی دانم، شاید مطالعه و فعالیت های فرهنگی، اخیرا به فساد اخلاقی تعبیر می شوند.
د_نداشتن سابقه ی عضویت در ساواک
حتی اگر سن دوستان محروم از تحصیل مان را دو برابر کنیم، فکر نمی کنم که شرایط سنی شان برای عضویت در ساواک مناسب باشد. البته شاید اکنون دستگاههای امنیتی
نیروهای خود را قبل از تولد استخدام می کنند و این ظن را به اسلاف خود نیز دارند.
ج_عدم احراز عناد(نه اعتراض) نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران
اگر کسی در داخل کشور باشد و نسبت به نظام عناد داشته باشد، بر اساس تعریف جرم سیاسی که اخیرا در قوه قضاییه ارائه شد، مجرم سیاسی است و با رای دادگاه تا هفت سال حبس را نیز می تواند محکوم شود.به نظر می رسد برخی آقایان که خود را مدیر دانشگاه می دانند کم کم خود را در جایگاه قاضی نیز متصور می شوند.اگر روزی برسد که آقایان خود را در مشاغل دیگر هم چون سلاخ یا قصاب متصور شوند چه پیش خواهد آمد.
ب_ملتزم بودن به احکام عملی اسلام
جای تبریک دارد که مسئولین توانسته اند تمام شئون زندگی صد ها هزار دانشجو را دنبال کنند و چند نفر را که ملتزم به احکام نیستند قربانی کنند.
الف_اعتقاد به اسلام یا یکی از ادیان تصریح شده در قانون اساسی
به نظر می رسد که آقایان به مشاغل مادی قانع نبوده و با قدرت متا فیزیکی به اعتقاد افراد راه پیدا کرده و آن را تحلیل می کنند و تشخیص می دهن که عده ای به ادیان الهی معتقد نیستند.
مطمئن نیستم که کدام یک از بند های فوق شامل دوستانمان شده اند. شاید هم بند هایی باشد که فقط با چشمان آقایان قادر به دیدن آنها باشیم.
نه لیبرال ها را سازشکار بنامیم، نه چپی ها را ساخته حاکمیت، نه هویت طلبی را تجزیه طلبی و نه فمنیست ها را خیال پرداز...
جنبش دانشجویی در شرایط ویژه ای قرار دارد. با گریزی از عصیان های دانشجویی می 68 فرانسه نگاهی به شرایط امروز جنبش دانشجویی انداخته و با دیدی انتقادی- پیشنهادی در صدد بازگشایی مباحث در این بحث هستیم.
40 سال پیش در چنین روز هایی فرانسه حال و هوای دیگری داشت. فرانسه در گیر یک شورش تمام عیار بود. دسته دسته ی دانشجویان، 5 هفته تمام، دانشگاه ها و خیابان ها را به اشغال خود در آورده بودند و با سنگربندی آماده جنگ با ساختار منجمد ساخته دوگل بودند. ژنرال "شارل آندره ماری دوگل" قهرمان جنگ فرانسویان بود. دوگل در اوج جنگ جهانی دوم زمانیکه فرانسه به دامان نازیسم می خزید، بر سر کار آمد. ژنرال فرانسه را نجات داد و تا سال 69 در مسند ریاست جمهوری باقی ماند. دوگل غرور فرانسویان – که از مغرور ترین افراد جهانند- را به آنان باز گرداند. وی شاید از معدود سران جنگ باشد که سال های متمادی پس از آن نیز با محبوبیت و اقتدار در مسند قدرت ماند.
این محبوبیت و اقتدار حزب محافظه کار و در راس آن دوگل در مدت بیش از دو دهه در فرانسه آن هم در شرایط پس از جنگ، نوعی نظم نسبتا خشکی را به فرانسه تحمیل کرده بود. ژنرال پیر محافظه کار به عنوان پدر فرانسه توجهی به جوانان و زنان نشان نمی داد. این نظم منجمد کارگران و سندیکاهایشان را هم تحت فشار گذاشته بود.
تا اینکه همه چیز از 22 مارس 1968 از دانشگاه نانتر در حومه پاریس شروع شد. دانشجویان متحصن اتاق کنفرانس اساتید را اشغال کرده و در بیانیه ی خود این اقدام را انقلابی از نوع جدید نامیدند. آنها انقلاب خود را مبارزه با بی عدالتی خواندند و عامل اصلی بدبختی مردم را امپریالیسم اعلام کردند. آن هم نه فقط آمریکا یلکه همتای آن یعنی شوروی نیزدر مظان اتهام بود. این عمل در نوع خود اقدامی جدید به حساب می آمد. زودتر از آن که تصور می شد شورش دانشجویان نانتر به دانشگاه های دیگر نیز کشید. دانشگاه سوربن برآیند جنبش های دانشجویی آن زمان فرانسه بود. اما زمانیکه با در خواست ریاست دانشگاه، پلیس قصد تخلیه هزاران دانشجوی متحصن در آن را داشت، خشونت گسترده ای رخ داد. ده ها تن از طرفین زخمی شدند. صدای تیراندازی های غیر مستقیم و گاز های اشک آور که از طرف نیرو های ضد شورش باتوم به دست شلیک می شدند؛ دانشجویان را مجبور به عکس العمل کرد. آنها دانشگاه ها و شهر را سنگربندی کردند و با قلوه های سنگ به حمله به پلیس پرداختند. 15 می سندیکا های کارگری نیز به دانشجویان پیوستند و دانش آموزان نیز کلاس های درس خود را تعطیل کرده و شبانه روز خود را در سنگر های خیابانی و دانشگاهی گذراندند. روشنفکران بزرگی چون ژان پل سارتر نی با حمایت علنی خود در میتینگ های شورشیان، همه را در مقابل محافظه کاری دعوت به مبارزه کردند. اعتصاب های عمومی شروع شد. اعتصاب 10 میلیون نفر در فرانسه ژنرال را تا مرز استعفا کشاند. حتی چندین شبکه تلویزیونی نیز به اعتصاب پیوستند.
این که در نهایت این طغیان به کجا رسید، بحث دیگریست و درمجال این سخن نیست. اما خود این شورشها و ماهیت آنارشیستیشان نکته ای جالب برای جنبش دانشجویی دارد. اینکه ما صاحب یک ایدوئولوژی سیاسی بوده و با حساب کتاب آن به فعالیت سیاسی بپردازیم یک اصل اجتناب نا پذیر است. اما گاها نیز خارج از مباحث تئوریک، اعتراض به مناسبات خلاف شئونات انسانی نیز از ملزومات عمل مبارزان مدنیست. اینکه ما چپی هستیم یا لیبرال، ترک هستیم یا کرد، هویت طلبیم یا سانترالیست، بحثی جدا و محترم است اما فارغ از مسائل فوق ما نکات مشترک فراوانی داریم. ما همه در عین واحد انسانیم. و انسان بودن و انسان ماندن ملزوماتی دارد. انسان موجودی محترم است. انسان حق آزادی دارد. انسان حق دارد بر علیه هر نوع قیمی از قبیل دینی، ملی، عرفی و ... قیام کند. انسان حق برابری دارد و در مسائل ریزتر انسان حق ادامه تحصیل دارد، انسان حق شهروندی دارد و... . شاید جوهره ی تمام حقوق و مقدمه دستیابی به آن، حق اعتراض است. اصلا شاید انسان برای انسان ماندنش وظیفه اعتراض دارد.
دانشجو نماینده ایده آل انسان امروزی است. در قیدوبند خانواده نیست و خانواده ای را در قیدوبند ندارد. لزوما فضای دانشگاهی ایجاب می کند ذهن بازی داشته باشد وبرای پر کردن این ذهن باز شده اش بخواند. پس آگاهی او افزوده می شود. در نتیجه وظیفه او اعتراض است. لا اقل اعتراض به نفی مقدمات انسان بودن. اینکه چندین نفر را از حق طبیعی تحصیلشان محروم کنیم سخن بس گرانیست. گستاخی آن که آن بالا نشسته به کنار اما آرامش جنبش دانشجویی چیز عجیبی ست. اینکه ما در اتاق های دانشجویی بنشینیم و از عدم اجرای سنت های فردی لیبرالی داد سخن برانیم و یا چشمانمان را خیس حمله امپریالیسم جهان خوار به ملل تحت ستم کنیم و از طرف دیگر حق ابتدایی دوستانمان را بخورند و ساکت باشیم، معادله ي عجیبی رخ نداده؟
اینکه بنشینیم و از حقوق ملت های تحت ستم ایران بنالیم و به سرانجام یک فرد فعال سیاسی و دانشجو از همان ملت تحت ستم، بی تفاوت باشیم و خود رامسئول کارهای بزرگتر بدانیم، یک فرد بی مصرف هستیم.
پایان سخن اینکه بدون دست کشیدن از مبانی تئوریکیمان، باید در مباحث مشترک و ابتدایی به صف اعتراض همگانی بپیوندیم و با ایجاد صف های متشکل معترضین تمامی تفکرات، برآیند خوبی از اعتراضات سیاسی در مقابل استبداد حاکمان زورمدار باشیم. البته اولین بند این اتحاد، احترام متقابل تفکرات به هم دیگر است. یعنی تمام تفکرات به عنوان افراد معترض به ستم، به رسمیت شناخنه شده و از حاشیه پرهیز شود. یعنی نه لیبرال ها را سازشکار بنامیم، نه چپی ها را ساخته حاکمیت، نه هویت طلبی را تجزیه طلبی و نه فمنیست ها را خیال پرداز.مسئله دانشجویان ستاره دار و دانشجویان دیگر که به طرق مختلف از ادامه تحصیل باز می مانند و مباحثی چون احکام کمیته های انضباطی دانشگاه ها، بهانه خوبي برای شروع همکاری هاست.
با توجه به نص صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر آموزش و پرورش رایگان برای همه در تمامی سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی (بند سوم از اصل سوم قانون اساسی) و رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمامی زمینه های مادی و معنوی (بند 9 از اصل سوم)، با مشاهده و پیگیری اتفاقات اخیر دانشگاه تبریز که با ایجاد جریان مسمومی از طرف مسئولین این دانشگاه که سعی در ممانعت از تحصیل دانشجویان هویت طلب را دارند نقض آشکار قانون اساسی و حقوق قانونی و طبیعی دانشجویان این دانشگاه را شاهد هستیم:
1. عدم صدور کارنامه از سوی سازمان سنجش برای 4 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز به نامهای نادر مهدقره باغ، صمد پاشایی، ناهید بابازاده و امین امامی و ممانعت از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد بنا بر آنچه که سازمان سنجش از آن به عنوان دانشجوی ستاره دار نام می برد. اسامی این دانشجویان توسط حراست دانشگاه تبریز به خاطر فعالیت های هویت طلبانه دوران دانشجویی شان به سازمان سنجش اعلام شده است.
2. ممانعت هئیت رئیسه و مسئولین حراست دانشگاه تبریز از برگزاری جلسه دفاعیه پایان نامه کارشناسی ارشد مهندس سجاد رادمهر دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک دانشگاه تبریز؛ این در حالی صورت می گیرد که پس از اعتصاب غذای به حق ایشان در اعتراض به رفتارهای غیرقانونی مسئولین امر و با وجود قول کتبی رئیس دانشگاه مبنی بر برگزاری جلسه دفاعیه در تاریخ 8/3/1387 نه تنها این جلسه برگزار نمی شود، که در نهایت آقای رادمهر به همراه آیدین خواجه ای به اتهام اغتشاش و برهم زدن نظم دانشگاه به کمیته انضباطی فراخوانده می شوند.
3. اقدام به بازرسی و تفتیش اتاق های دانشجویان و ضبط و مصادره اموال شخصی آنان توسط حراست دانشگاه
4. تهدید به احضار دانشجویان به کمیته انضباطی در صورت اقدام به هرگونه اعتراض نسبت به وقایع اخیر
این در حالی است که سال گذشته نیز 6 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز در اعتراض به برخوردهای خودسرانه و غیرقانونی مأمورین حراست با دانشجویان هویت طلب هر کدام یک یا دو ترم از حضور بر سر کلاس درس محروم شدند. تجربه ثابت نموده است که این گونه اقدامات مذموم از طرف نهادهای امنیتی دانشگاه و هئیت رئیسه حاکم بر آن در زمان امتحانات با سوء استفاده از حضور کم تعداد دانشجویان صورت می گیرد تا از هر گونه اقدام اعتراضی دانشجویان جلوگیری شود.
ما دانشجویان دانشگاه اورمیه ضمن محکوم کردن برخوردهای امنیتی و غیر قانونی مسئولین دانشگاه تبریز با دانشجویان هویت طلب این دانشگاه تا رفع کامل موانع تحصیلی که بر این دانشجویان اعمال شده، هر گونه حرکت اعتراضی دموکراتیک از طرف دانشجویان دانشگاه تبریز را بر حق دانسته، همبستگی و حمایت خود را از آنان اعلام می نماییم.
اين مطلب از وبلاگ "سكوت" نوشته ي مهندس حامد محقق نقل مي شود. مهندس محقق، دبیر سابق تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی ، دانش آموخته دانشکده فنی دانشگاه تبریز در رشته مهندسی مکانیک و عضو شورای مرکزی ائتلاف اصلاح طلبان شهرستان میانه و از فعالين سابق دانشجويي مي باشند.
دانشگاه كانون پرورش نيروي مدنيّت و قانونمندي و نيز جايگاه و پايگاه تمرين روحيه مدنيّت و قانون گرايي در جامعه است. دانشگاه بارزترين نماد فرهنگي جامعه و دانشجويان به عنوان اصلي ترين كُنِش گران آن مطرح هستند. دانشگاه از يك سو تربيت كننده مدير براي جامعه است و از سوي ديگر بهترين مكان براي تمرين مدنيت و نيز مقابله با تحجّر ، تعصّب و جمود است.
در اين بين هر عنصري كه فرهنگ گفتمان و تفكّر را ترويج مي كند و كاركرد آگاهي بخشي و اطّلاع رساني و نيز راهبرد نقّادي و پرسشگري را اصل خود دانسته و اعتقاد قلبي به آن دارد ، بيشك مي تواند يك الگوي رفتاري قدرتمند محسوب شده و به عنوان يك مرجع قابل اعتنا مورد توجه قرار گيرد . دانشجويان نيز به خاطر اين خصايص ذاتي ، همواره مُبدِع و مبتكر بسياري حركات اصلاحي بوده اند . به دليل همين جايگاه برجسته دانشجويان است كه عده اي با اعمال خارج از قانون خود و به خاطر مطامع ناپايدار رياست و قدرت دنيوي چون دانشجويان را مانع جدي در سر راه خود مي انگارند ، همواره در تلاشند تا هزينه هاي سنگيني براي دانشجويان منتقد تدارك ببينند تا زهر چشمي از آنان بگيرند تا با آرامش به مديريت مدبرانه !خود تداوم بخشند و لوح بهترين بهترينها را به كلكسيون افتخارات خود بيفزايند. اما زهي خيال باطل...
كساني كه روياي تبديل دانشگاه به دبيرستان بزرگ را در سر مي پرورانند و با ولعي خاص بذر انفعال و بي تفاوتي دانشجويان را در دانشگاهها مي كارند و با كميته هاي انظباطي ، تعليق، جلوگيري از ادامه تحصيل و ... آن را آبياري مي كنند و چون ماكياوليست هاي عصر جديد از هر وسيله اي براي خاموش كردن صداي منتقدان استفاده مي كنند و با اشتياقي وصف ناپذير به صندلي هاي لرزان رياست و مهتري خود چسبيده اند و شهد شيرين قدرت به مذاقشان خوش آمده و چشم دلشان را كور كرده است ، بايد بدانند و با تكرار به خاطر بسپارند كه در سرابي زود گذر و در چرخه اي از اوهام اسير گشته اند بطوري كه اصلا نمي توان آينده اي برايشان متصور بود.
افراد انتصابي كه با فعاليت هاي نامعقول و نامانوس خود در مقاطعي خاص با تفاخر از عملكرد خود دفاع مي كنند و كارنامه اي سرشار از نمره هاي عالي را به رخ مي كشند و مدالهاي پر زرق و برقشان را زينت بخش اتاقهايشان كرده اند، بايد بدانند و به هوش باشند كه ما دانشجويان ديروز ، امروز و فردا با باريك بيني و كياست خاص خود كليه اعمال ، گفتار و كردار چنين افرادي را با دقيق ترين جزئيات در حافظه ماندگار و شعور باطني خود ثبت و ضبط كرده ايم و خواهيم كرد و در زمان مقتضي كارنامه واقعي و نه ساختگي و مجعول حضرت ايشان را نه با شيوه هاي خودشان بلكه بر عكس با حفظ كرامت والاي انساني و به دور از اعمال منافي شخصيت و روشهاي غير مدنيِ غير قانوني و فرا قانوني در پيشگاه مردم به دستانشان خواهيم داد تا همگان قضاوت كنند و سره را از ناسره تميز دهند و بدانند كه بر سر فرزندان راستين عقيده و فكر و ديگر خواهي و ديگر باشي چه ها كه نياوردند. فرزنداني كه بي هيچ رياكاري مزورانه ، با خلوص نيّت فعاليت نقّادانه اي را در چار چوب قانون شكل مي دادند و با مظاهر زر و زور و تزوير در اشكال مختلف مقابله مي كردند تا شايد عده اي را از خواب سنگين غفلت بيدار كنند و با رايت نوخواهي و نوگرايي ، منادي و دعوت كننده به تعاطي افكار باشند.
آنهايي كه در تاريك خانه اذهانشان در برابر دانشجويان نو انديش سوداي بهره گيري از جبر و زور و فشار از طريق خانواده را دارند و به خيال خام خودشان دستيابي به روياي تك صدايي و ايجاد فضاي سكوت و فترت را ارمغان ثمين مديريت خود در محيط دانشگاهها مي دانند بايد درك كنند كه تاريخ نشان داده است چنين سياست هايي محكوم ، مختوم و محتوم به شكست تحقير آميزي است چرا كه انديشه و تفكر ، به عنوان اجزاي لاينفك وجود انسانها را نمي توان با جبر زايل كرد.
ختم كلام اين كه اگر فضاي آزاد براي بيان عقيده دانشجويان وجود نداشته باشد، اگر دانشجو فرصت و اَبزارِ اِبراز وجود و انديشه هاي خود را نداشته باشد بيشك عقده هاي مانا در او شكل گرفته و كينه اي عميق در دل با خود همراه خواهد داشت بطوري كه بعد از مدتي اين عقده هاي فرو خفته بدل به آتشفشاني خواهند شد و فعاليت را از مسير منطقي ، مدني و عقلاني خارج خواهند كرد و حركت هاي زير زميني و راديكال شكل خواهند گرفت كه آفتي جدي براي نظام و دانشگاه است.
و جالب آنكه اگر تا ديروز فعالين دانشجو ي آرمان خواه علي رغم فشار هاي حكومتي، مطالبات مردمشان را پيگيري مي نمودند اينك شرايطي پيش آمده است كه دانشجويان براي حق ادامه ي تحصيلشان مبارزه ميكنند! بحث دانشجويان ستاره دار و محروم از تحصيل به علت كثرت شهرت بي نياز از تكرار است.
مطالعه ي حركت هاي اخير جنبش دانشجويي در روز هايي كه مي گذرد حاوي يك پيام پنهان است:"موج جديد اعتراضات دانشجويي در راه است" در دانشگاه تبريز كه همواره به عنوان طلايه دار و سنگر جنبش هاي آزادي خواهانه بوده است نيز وضعيت اين گونه است. و علي رغم افزايش فشار ها در جهت سركوب جنبش دانشجويي، همچنان بر قد و قامت خويش ايستاده است.
بعد از محروميت از تحصيل 5 نفر از فعالين دانشجويي هويت طلب دانشگاه تبريز، اعتراضاتي در اين دانشگاه شروع شد و بالا گرفت كه بنا بر پيش بيني ها در روزهاي آتي نيز ادامه خواهد داشت.
بيانيه ي انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده ي فني در دفاع از حق تحصيل دانشجويان دانشگاه تبريز، انتشار نشريه ي چالش با محوريت موضوع پيگيري مسئله محروميت از تحصيل دانشجويان، پخش گسترده ي تراكت هاي اعتراضي در سطح دانشگاه، حجم گسترده ي smsهاي اعتراضي، اعلام حمايت مجموعه ي دفتر تحكيم وحدت از دانشجويان محروم از تحصيل و تشكيل كميته پيگيري حق تحصيل دانشجويان، پوشش خبري گسترده ي رسانه هاي داخلي و سايت هاي اينترنتي و اعلام آمادگي اكثر دانشجويان دانشگاههاي مختلف در حمايت از دانشجويان دانشگاه تبريز از جمله تلاش هايي است كه در روزهاي گذشته صورت پذيرفته است.
" اينجا پادگان نيست
متحد شويد تا از حقوقمان دفاع كنيم
براي دفاع از دوستانتان دانشگاه را ترك نكنيد.
دانشگاه آخرين سنگر است."

« قلبم تا حلقوم بالا آمده است» خفقان! خفقان!
چه دشوار شده است دم زدن در اینجا که هر درختی مرا قامت تفنگی است و ....
صدای هر گامی غم! غم!»
یا فریاد است یا سکوت ، یا طغیان است یا عطش. راه سومی نیست، اگر زخم تازیانه های این خفقان امروز بر تن من و تو نیست، چه ضمانتی از فردایمان است؟!
اگر سکوت را بر می گزینیم به فکر تشنگی فردایمان هستیم؟! سخن گفتن جسارت می طلبد! اعتراض جرم می شود و حرکت...
باور نکنیم که در دریای روز مرگی ها، امواج سکوت ما را به ساحلی برسانند!
ستاره ها که همیشه امتیاز آورند در دانشگاه هایمان ، کسبشان صلب امتیاز می کند!
چرا؟!
چون ستاره هایمان به دست کسانی افتاده است که تنها هنر را در صلب کردن ، خفه کردن ، سر کوب کردن می دانند. علم عدالت علی بر داشته اند، نیزه بر فرزندان علی می زنند!!
چهار نفر از ادامه تحصیل در مقطع کار شناسی ارشد محروم می شوند! برای دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد روز هشتمی از هفت روز هفته جهت ارائه ی پایان نامه جستجو می کنند!!
ای عدالت مجروح، من از نگاههای معصوم تو که بر دستان با توم دار و سخنان تعلیق دار اینان خیره مانده ای ، شرم دارم!
دلم برای حلقوم لطیف تو که صدای ظالمانه پس می دهد، می سوزد. می دانم که تاریخ می نگرد، بر واقعیت ها می نگرد و برای حقیقت می گرید!
« ای آزادی تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می ورزم . بی تو زندگی دشوار است، بی تو من هم نیستم، هستم، اما من نیستم.
ای آزادی از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بی زارم، زندگیم به خاطر توست ، جوانیم به خاطر توست، و بودنم به خاطر توست»
ماده 570
هر یک از مقامات و مامورین وابسته به نهاد ها و دستگاه های حکومتی که بر خلاف قانون آزادی شخصی افراد ملت را سلب کند یا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران محروم نماید علاوه بر انفصال از خدمت و محرومیت یک تا پنج سال از مشاغل حکومتی به حبس از 2 ماه تا 3 سال محکوم خواهد شد.
ماده 580
هر یک از مستخدمین یا مامورین قضایی یا غیر قضایی یا کسیکه خدمت دولتی به او ارجاع شده باشد بدون ترتیب قانونی به منزل کسی بدون اجازه و رضای صاحب منزل داخل شود به حبس از 1 ماه تا 1 سال محکوم خواهد شد مگر اینکه ثابت نماید به امر یکی از رؤسای خود که صلاحیت حکم را داشته است مکره به اطاعت امر او بوده ، اقدام کرده است که در این صورت مجازات مزبور در حق آمر اجرا خواهد شد و اگر مرتکب یا سبب وقوع جرم دیگری شده باشد مجازات آن را نیز خواهد دید و چنانچه این عمل در شب واقع شود مرتکب یا آمر به اشد مجازات مقرر محکوم خواهد شد.
ماده 691
هر کس به قهر و غلبه داخل ملکی شود که در تصرف دیگری است اعم از آن که محصور باشد یا نباشد و یا در ابتدای ورود به قهر و غلبه نبوده ولی بعد از اخطار متصرف به قهر و غلبه مانده باشد، علاوه بر رفع تجاوز حسب مورد به 1 تا 6 ماه حبس محکوم می شود. هر گاه مرتکبین 2 نفر یا بیشتر بوده و لااقل یکی از آنها حامل سلاح باشد به حبس از یک سال تا سه سال محکوم خواهند شد.
ماده 694
هر کس به منزل یا مسکن دیگری به عنف یا تهدید وارد شود به مجازات 6 ماه تا 3 سال حبس محکوم می شود و در صورتی که مرتکبین دو نفر یا بیشتر بوده و لااقل یکی از آنها حامل سلاح باشد به حبس از 1 سال تا 6 سال حبس محکوم خواهند شد.
ماده 699
هر کس عاملا و عامدا به قصد متهم نمودن دیگری آلات و ادوات جرم یا اشیایی را که یافته شدن آن در تصرف یک نفر موجب اتهام او می گردد بدون اطلاع آن شخص در منزل یا محل کسب یا جیب یا اشیایی که متعلق به اوست بگذارد یا مخفی کند یا به نحوی متعلق به او قلمداد نماید و در اثر این عمل شخص مذبور تعقیب گردد پس از صدور قرار منع تعقیب و یا اعلام برائت قطعی آن شخص، مرتکب به حبس از 6 ماه تا 3 سال و یا تا 74 ضربه شلاق محکوم می شود
جامعه آنجایی است که در آن آزادی باشد و آزادی آنجایی است که در آن جامعه باشد! سخن را در همین ابتدا صریح و روشن می گویم. جاییکه در آن خفقان باشد جامعه نیست حال پس چیست؟ من دقیقا نمی دانم ولی در مقام قیاس می توان آن را درک کرد و البته در کشور ما می توان آن را حس هم کرد.
جامعه جاییست که در آن آزادی است و آزادی عبارت است از اندیشه، رقابت، مفاهمه و گردش آزاد اطلاعات. به نظر من جاییکه در آن چنین خصوصیاتی نباشد جامعه نیست و اگر جامعه نباشد انسانی هم نخواهد بود چرا انسان موجودی اجتماعی است. حال آن موجود که بالقوه دارای انسانیت است در راه ارتقای انسانیت خود سرخورده می شود و خصوصیات انسانیش تعالی نمی یابد. این موجود جامعه ای تشکیل نخواهد داد. پس چون جامعه نیست و فقط خفقان است جامعه شناسی هم نخواهد بود و چون جامعه شناسی نیست هیچ چیز هم قابل پیش بینی نخواهد بود. پس وای به حال آینده! و همان هایی که خفقان ایجاد کرده اند چوب آن را خواهند خورد. دود این خفقان به چشم همه خواهد رفت علی الخصوص پدید آورندگان خفقان که اولین قربانیان آن خواهند بود.
چاره کار چیست؟
باید به فکر ایجاد جامعه بود یعنی جاییکه در آن نیاز های اولیه انسان تامین شده و ئر نتیجه بتواند به اندیشیدن بپردازد و تولید اندیشه کند و برای بروز خصوصیات اجتماعیش تشکل ها و احزابی را تشکیل دهد و در فقالب آن وبا در نظر گرفتن قواعد از پیش تایین شده به رقابت بپردازد تا نیاز های اقتصادی، سیاسی و اجتماعیش را برطرف کند و از طرفی برای حفظ قوائد بازی به تشکیل گروه های ناظر بپردازد و با گردش آزاد اطلاعات داده ها و تحلیل خود را ارتقا بخشد تا این چرخه اجتماعی بهتر بچرخد.
چاره کار تنها این است و دانشگاه هم از این امر مستثنی نیست و حتی دانشگاه باید پیشتاز این چرخه باشد. افسوس که امروز پروژه سد کردن چرخه اجتماعی از دانشگاه شروع شده است پس وای به حال همه علی الخصوص نهاد های قدرت دانشگاه.
پی نوشت: این مطلب در نشریه ی چالش خبرنامه ی داخلی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز منتشر گشته است.
گاهی قلم نیز شرم دارد از بی شرمی ناکسان، گاهی بغض های فروخورده مان هم یارای بدوش کشیدن تمام غم هایمان را ندارد. این روز ها هوا بس نا جوانمردانه سرد است. و روزی نیست که دست نوازش دوستان ما را ننوازد. تمام این ها داغ حسرتی را در من تازه می کند، حسرت روز های طلایی نسل دانشجو. روز هایی که چندان دور نیستند و دور شدند، گویا دیگر باید افسانه دانشجو را در کتاب های داستانمان سراغ گرفت. افسانه ای در باره مردان وزنانی که در برابر تمام زورمداری ها و کج روی ها قفل سکوت جامعه را می شکست، کسانیکه از هر نوع محدودیت و خفقان بی زار بودند و شفته آزادی ...
آیا این همه فراموشمان شده است؟ و اگر این گونه نیست پس چرا به همین سادگی قبول می کنیم که هر چه پیش آید خوش آید!
روزی دانشجویی را از دفاع از پایان نامه خود باز می دارند...
دگر روز دوستانمان را با هزاران دلایل واهی روانه کمیته انضباطی می کنند...
و آخر بار خبر می رسد چهار تن از دانشجویان ستاره دار شدند و از ادامه تحصیل محروم. آیا این همه کافی نیست تا مهر سکوتمان را بشکنیم و اعتراض نماییم؟ پس اگر اعتراض نکنیم و یا اگر حق اعتراض را هم از ما بگیرند دانشگاه و دانشجو چه معنایی خواهد یافت؟
این شماره از نشریه که در تیراژ وسیعی پخش شده بود حاوی مطالب زیر می باشد:
*اگر حسینی نیستید لااقل یزیدی نباشید!
*آیا ما هم دانشجو به حساب می آییم؟
*فراز هایی از قانون مجازات اسلامی در رابطه با ورود غیر قانونی حراست به اتاق دانشجویی
و...
می باشد. در بخشی از این شماره ی نشریه می خوانیم:
"آیا ما هم دانشجو به حساب می آییم؟
دانشجو آرمان گراست. دانشجو عدالت خواه است. دانشجو ... است.
به هر نوشته ای بنگریم با چنین جملاتی روبرو می شویم
. اما اگر به هم کلاسی هایمان بنگریم با عکس این مطالب مواجه می شویم. مگر نه این است که دانشجو مشت گره کرده ایست در برابر ظلم. مگر نه این است که دانشجو تیشه ایست بر ریشه جور و ستم. مگر نه این است که دانشجو باید فریاد بزند.موقع امتحانات برای
16 نفر تعلیق می زنند. 4 نفر با عنوان ستاره دار از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم می شوند. دانشجویی حق دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشدش را ندارد و یکی به خاطر حمایت از این دوستان به کمیته انضباطی فراخوانده می شود. آری این وقایع در دانشگاه و آن هم در دانشگاه تبریز اتفاق افتاده است. راستی معلم این کلاس کیست که این گونه استادانه معادله ترس را بر ما اثبات کرده است. تا کی می خواهیم از گفتن جمله "به کدامین گناه" هراس داشته باشیم. چرا باید به ما بگویند:" که شما می ترسید و ما می ترسانیم". چرا به دانشجویان این دانشگاه؟؟؟اگر بی عدالتی بر دوستانمان است اگر ظلم بر همکلاسی هایمان است اگر آنها می زنند و می برند روزی ما را نیز خواهند زد و خواهند برد
.بیایید دست در دست هم ریشه ترس، این علف هرز را خشکانده و با هم سرود یار دبستانی را سروده و بگوییم که دانشگاه زنده است
. زنده است."

بيانه شماره 2 انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده فني دانشگاه تبريز
در حمايت از حق تحصيل دانشجويان دانشگاه تبريز
ساختار هاي دانشگاهي در ايران از بدو تاسيس، همواره به گونه اي بوده است که نوعي از فرهنگ دموکراتيک متکي به تساهل و مدارا بر اساس رابطه استاد و دانشجو بر سيستم مديريتي دانشگاه حاکم بوده است. در اين ساختار اساتيد و هيئت علمي به عنوان مسئولين دانشگاهي با اتکا به سابقه خود در تحصيل و تدريس، از توانايي هاي نسبي در اداره منظم دانشگاه برخوردارند. در چنين فضايي است که مي توان انتظار داشت تا تلاش هاي اصحاب دانشگاه در جهت توليد علم و شکوفايي قرار گيرد. اما آن چه اينک در دانشگاه تبريز مي گذرد بسيار متفاوت است. در دانشگاه تبريز نه اصحاب دانشگاه که اساتيد و دانشجويان باشند، بلکه گروهي غير دانشگاهي داعيه اداره دانشگاه را دارد. عده اي که سابقه آکادميک و صلاحيت لازم براي اداره دانشگاه را ندارند اينک ساختار و سازمان هاي آن را زير مجموعه خود مي دانند. اين گروه که قبلا نحوه تردد دانشجويان را کنترل مي کردند، در سکوت معنی دار مسئولين آکادميک دانشگاه تا حدي اختيار خود را افزايش دادند که حتي در مسائل آموزشي دانشجويان دخالت مي کنند که گوشه هايي از آن در بيانيه شماره يک آمده است. پس از جلوگيري آنان از برگزاري جلسه دفاع پايان نامه يکي از دانشجويان کارشناسي ارشد مکانيک، هنگامي که با اعتراض اين دانشجو و همراهي دانشجويان با وي مواجه شدند سر تسليم فرود آوردند، اما اينک و با نزديک تر شدن به پايان سال تحصيلي صداقت سخن خود را مشخص ساخته و نه تنها در برگزاري جلسه دفاع وي کارشکني کرده اند، بلکه اين دانشجو و يکي از همراهان وي را به کميته انضباطي احضار مي کنند.
دخالت هاي اين عده در امور آموزشي بر اين موضوع ختم نمي شود و اين بار چهار تن از دانشجويان دانشگاه تبريز را از حق تحصيل در مقطع کارشناسي ارشد محروم نموده اند.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده فني ضمن محکوم نمودن اقدامات اين گروه غير دانشگاهي موارد زير را لازم به توضيح مي داند:
1- با در نظر گرفتن معاهده هاي بين المللي حقوق بشر و قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران حق تحصيل در تمامي مقاطع بر اساس شايستگي هاي علمي يک فرد از حقوق اوليه ي انساني او بوده و نمي توان بر اساس داشتن عقيده يا طرز تفکري خاص وي را از اين حق محروم ساخت.
2- مسئولين آموزشي دانشکده ها و دانشگاه بايد با استفاده از اختيارات قانوني خود، مانع از دخالت اين گروه غير آکادميک در مسائل آموزشي دانشجويان گردند. از سوي ديگر همکاري مسئولين آموزشي با افراد غير مسئول در محروم ساختن دانشجويان از حق تحصيل، دور از شان و جايگاه دانشگاهي آنان بوده و منزلت آنها را ميان اصحاب دانشگاه به کمترين حد تنزل خواهد داد.
3- مسئولين دانشگاهي در جهت رشد علمي دانشجويان دانشگاه تبريز بايستي با حمايت رسمي از چهار دانشجوي محروم از تحصيل، زمينه پيشرفت آنان را در مقطع کارشناسي ارشد فراهم آورند.
4- تعرض به حق تحصيل جمعي از دانشجويان دانشگاه تبريز، با توجه به اعمال لجام گسيخته ي اين گروه غير دانشگاهي، متوجه همه دانشجويان بوده و لذا هر گونه اقدام قانوني در برابر تضييع حقوق دانشجويي، کاملا منطقي و در دفاع از حريم دانشگاه محسوب مي شود.
و در پايان انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده فني يادآور مي گردد که رفتار هاي غير عقلاني، ظالمانه و مغرضانه مسئولين در انحصاري کردن حق تحصيل، موجب دلسردي دانشجويان از تلاش هاي علمي شده و آنان را در برابر نظام مدريت غير منطقي دانشگاه قرار خواهد داد.
والسلام.
انجمن اسلامي دانشجويان
دانشکده فني
بنا به اخبار دریافتی از دانشگاه تبریز این احتمال می رود که با در پیش رو داشتن ایام امتحانات دانشجویان، نیروهای امنیتی و حراستی دانشگاه فشار بر دانشجویان را بیشتر نمایند. این احتمال از این رو بیان می شود که سال گذشته نیز در جریان اعتراضات دانشجویی به بازداشت غیر قانونی نادر مهد قره باغ، 16 دانشجوی دانشگاه تبریز با احکام سنگین کمیته های انضباطی در ایام امتحانات روبرو گشتند. البته علی رغم صدور حکم در ایام امتحانات، ابلاغ آن به بعد از اتمام امتحانات موکول شده بود تا هم فرصت اعتراض 10 روزه ی تجدید نظر اتمام شود و هم امکان هر گونه اعتراض دانشجویی نیز در فرصت تابستانی سلب گردد و در کل این حق دانشجو بود که تضییع می گشت.
گویی امسال نیز این سناریو بار دیگر در حال شکل گیری است. ابتدا نیروهای امنیتی با همکاری حراست دانشگاه به اتاق های دانشجویان حمله می برند و به تفتیش لوازم شخصی دانشجویان، می پردازند و با فراخواندن دانشجویان به دفتر مدیریت حراست به تهدید و ارعاب می پردازند.
در ادامه مهندس سجاد راد مهر دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک از برگزاری جلسه ی دفاع از پایان نامه ی کارشناسی ارشد منع می شود. و اعتراض وی به این عمل مغایر قانون آموزشی مسئولین دانشگاه، به فراخواندن ایشان به کمیته ی انضباطی و تهدید دوباره منجر می شود.
بعد از اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد دانشگاهها نیز، 4 دانشجوی دانشگاه تبریز از مشاهده ی نتیجه ی آزمون محروم شده اند و بعد از اعتراضات دانشجویی به این عمل غیر قانونی این 4 دانشجو تهدید شده اند که به کمیته ی انضباطی احضار خواهند شد و احکام سنگینی در انتظارشان است.
آیدین خواجه ای دانشجوی رشته ی حقوق که یک ترم تعلیق از تحصیل را پشت سر گذاشته است و یک ترم تعلیق معلق را در پرونده ی خود دارد در روزهای اخیر به کمیته ی انضباطی احضار شده است. آیدین خواجه ای از اعضای شورای مرکزی انجمن ادبی سهند بود، انجمنی که در مهر ماه سال 86 به علت فشار غیر متعارف دانشگاه علی رغم 9 سال سابقه ی فعالیتی تعطیل گشت. این احتمال وجود دارد که این دانشجوی به علت حضور در بست نشینی و اعتصاب غذای مهندس سجاد رادمهر، حکم تعلیق معلق اش اجرا گردد.
گمامه زنی های حاکی از آن است که عصبانیت نیروهای حراستی و ناتوانی آنان از کنترل اعتراضات دانشجویان باعث تحمیل هزینه به دانشجویان در ایام تعطیلی نابستانی خواهد شد.
گفتنی است که اساتید دانشگاه که در بدنه ی مدیریتی دانشگاه قرار دارند توان تصمیم گیری و برخورد با مانور قدرت نیروهای امنیتی سرخود را ندارند و با بیان این مطلب به دانشجویان احتمال استعفا از حیطه ی مدیریتی شان را نیز عنوان می نمایند.
محمود عادلی ریاست حراست دانشگاه تبریز که مدتی است دبیر همایش "کمیته دفاع پدافند غیر عامل" شده است و حقیقیان معاون سابق حراست دانشگاه و معاونت فرهنگی فعلی دانشگاه در انجام اعمال غیر قانونی در دانشگاه و فشار و تهدید دانشجویان نقشی پر رنگ دارند.