تبليغاتX
در دانشگاه تبریز چه خبر است؟
طبق رای و نظر کمیته ی انضباطی دانشگاه تبریز حکم تجدید نظر مهندس سجاد رادمهر دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک صادر شد. در این حکم که ۲۹ خرداد ماه ابلاغ شده است رای کمیته ی انضباطی بدوی به صورت معلق در آمده است.

گفتنی است مهندس رادمهر در رای کمیته ی انضباطی بدوی به یک ترم منع موقت از تحصیل بدون احتساب سنوات محکوم شده بود و اتهام ایشان را اخلال در نظم دانشگاه عنوان نموده اند.

علی رغم اینکه کمیته انظباطی در رای بدوی صادره تکرار مجدد هرگونه تحريك دانشجویان را در تشدید حکم صادره متذکر شده بود ولی گویا اعتراضات دانشجویی دانشگاه تبریز و فضای کلی اعتراضات در سایر دانشگاه ها در کاهش حکم تجدید نظر بی تاثیر نبوده است.

آنچه که در رای بدوی کمیته ی انضباطی با عنوان اخلال در نظم دانشگاه یاد شده است اشاره دارد به اعتصاب غذا ی سجاد رادمهر در ۲۲ اردیبهشت ماه در اعتراض به کارشکنی مسئولین دانشگاه تبریز که مانع برگزاری جلسه دفاعیه پایان نامه کارشناسی ارشد شده بودند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

 خبرنامه امیر کبیر: محمدعلی دادخواه، وکیل دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر که وکالت اکثر دانشجویان محروم از تحصیل را برعهده داشته، با قاطعیت از طرح همیشگی شکایت‌ها در مرجع قضایی صحبت می‌کند، اما طرح شکایت را خط پایانی برای محرومیت از تحصیل دانشجویان نمی‌داند.

 آیا دولت‌ها نسبت به ایجاد حق آزاد تحصیل برای ملت‌ها موظف هستند؟

 پیش از آنکه دولت‌ها در قوانین اصلی خود به فکر ایجاد و ارائه حق تحصیل برای ملت‌های خود باشند، حق تحصیل و آموزش به عنوان حقوق اصلی و بنیادین بشر در اعلامیه جهانی حقوق بشر به صراحت اعلام شده است، آنچنان که در ماده ۲۶ این اعلامیه آمده است: «هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره‌مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید رایگان باشد. آموزش ابتدایی اجباری است. آموزش حرفه‌ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل به روی همه باز باشد تا همه بنا به استعداد خود بتوانند از آن بهره گیرند». تصریح‌کنندگان حقوق بشر حتی پا را هم از این فراتر گذاشته‌اند و آنچه که باید به ملت‌ها آموزش داده شود را هم تشریح کرده‌اند: «آموزش و پرورش باید طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر فرد را به حد کمال رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی‌های بشر را تقویت کند. آموزش و پرورش باید حس تفاهم، گذشت و احترام به عقیده مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت‌های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت‌های ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهیل نماید».

 بنابراین تنها موضوعی که باید مورد توجه دولت‌ها قرار گیرد، توجه به شناسایی استعداد‌ها و راهنمایی آنها برای قرار گرفتن در مسیر رشد است؟

 بله! براساس این مفاد، تنها معیار تعیین میزان آموزش بشر لیاقت آنها است، یعنی باید به استعدادها و توانایی‌های فکری بشر در هر میزان با توجه به تعاریف مشخص دقت شود.

 و این موضوعی است که همه کشورها باید از آن تبعیت کنند؟

 بله! ایران در سال ۱۳۵۴ رسما اعلامیه جهانی حقوق بشر را پذیرفته و بنابراین در راستای تعهدات بین‌المللی موظف است که همه قوانین، آیین‌نامه و اصول قانونی خود را با توجه به این اصول قانونی تدوین و تعیین کند. در کنار همه این موضوعات با توجه به صراحت ماده ۲۷ کنوانسیون وین که در ماه می ‌۱۹۶۹ مصوب شده است، هیچ دولتی حق ندارد به استناد و قوانین داخلی خود معاهدات جهانی را نادیده بگیرد. آموزش و پرورش هم از این قبیل موضوعات است که حذف و یا تهدید و تحدید آن نقض حقوق بشر است.

 حتی اگر کشورها معتقد باشند که براساس اصول مشخصی باید حدود آن را تعیین کنند؟

 آموزش و پرورش و حق تحصیل از معیارهای اصلی عملکرد دولت‌ها است که براساس قواعد و اصولی که به آن اشاره شد هیچ دولتی حق عدول از آن را ندارد، یعنی امتیازات و امکانات اجتماعی باید در تعامل تنگاتنگ با این حقوق اصلی انسان‌ها باشند. و این شرایط باید به گونه‌ای تعریف شود که هیچ یک از حقوق اولیه انسان‌ها را نادیده نگیرد.

 در قوانین مصوب ایران آیا این حقوق نادیده گرفته شده و یا به صراحت تعریف شده است؟

 خیر! در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رسما بر حق تحصیل و منع تبعیض نسبت به افراد ملت تاکید شده، ‌در کنار قانون، اصول دینی و شرع مقدس اسلام نیز به صراحت بر علم‌آموزی مسلمانان تاکید کرده است، و با توجه به اصل چهارم قانون اساسی که قانونگذاران را مکلف کرده: «کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد». هیچ قانون، آیین‌نامه و یا دستوری نمی‌تواند با این تعابیر و تعاریف مغایر باشد. وقتی پیامبر بزرگ اسلام بر کسب علم حتی از دورترین نقطه جهان تاکید کردند و یا حتی تحصیل را فضیلتی برای رفع پستی‌های ملت‌ها دانسته‌اند پس کسب دانش و فراهم کردن امکانات آن وظیفه دولت‌هاست.

 بنابراین برای کسب علم و دانش حدودی تعیین نشده است؟

 در کلیت نظام جمهوری اسلامی ایران و در جهان‌بینی حقوق اساسی برای آموزش و تعلیم و تربیت حد و اندازه‌ای و یا معیاری برای اتمام آن تعیین نشده است. ضمن اینکه در فصل سوم قانون اساسی آموزش و پرورش از حقوق اصلی ملت ذکر شده و تکلیف دولت‌ها را در برابر آن مشخص کرده است: «آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح، و تسهیل و تعمیم آموزش عالی». این عنوان یعنی به دولت‌ها یادآوری می‌کند که هیچ دلیل و برهانی برای جلوگیری از تحصیل آزادنه فرزندان ایران وجود ندارد.

 با این تعاریف شرایط امروز دانشگاه در پذیرش دانشجو و یا ارائه فهرستی مشخص از دانشجویانی که امکان تحصیل ندارند و یا تحصیل آنها مشروط به کسب اجازه است، چگونه است؟

 وزارت علوم و یا هر دستگاه اجرایی دیگر حق ندارند به مراجع تصمیم‌گیری یا دستگاه‌های سنجش رتبه‌های علمی دانشجویان اعلام کند که برخی دانشجویان از تحصیل محروم می‌شوند. این تصمیم و عملکرد می‌تواند مصداق کامل نقض حقوق بشر تلقی شود.

 اما مدیران دولتی معتقدند که اجازه ادامه تحصیل و یا حضور دانشجویان در مدارج بالای تحصیلی امتیازی است که دولت برای ملت‌ها در نظر می‌گیرد و با توجه به عملکرد آنها می‌تواند امتیاز را از برخی دریغ کند؟

 این ادعا در صورتی درست بود که ایران قانون اساسی مکتوب و رای‌گیری شده توسط مردم را نداشت و یا به پیمان‌نامه‌ها و کنوانسیون‌های بین‌المللی نپیوسته بود و همچون جزیره‌ای دورافتاده اداره می‌شد. این تعریف بدعتی جدید در نظام قانونگذاری است که به هیچ شکل مورد پذیرش نیست. ارائه تحصیل به عنوان امتیاز با آنچه که عدالت نامیده می‌شود مغایر است و حقوق اولیه مردم را مخدوش می‌کند.

 یعنی هیچ یک از مقامات آموزشی نمی‌توانند با استفاده از احکام قضایی صادر شده برای دانشجویان حکم به منع تحصیل آنها دهند؟

این موضوع در هیچ یک از قوانین اصلی جمهوری اسلامی ایران نیامده است، یک نکته را نباید فراموش کنیم، مردم‌سالاری وقتی به خوبی اجرا می‌شود که هر یک از قوا براساس مسوولیت و حدود قانونی خود فعالیت کنند. این یعنی هیچ دستگاهی به غیر از مجلس شورای اسلامی حق قانونگذاری ندارد؛ قانونی که نه تنها با حدود اسلامی بلکه با حقوق اولیه انسانی همخوانی و هماهنگی داشته باشد.

 و اگر این تخلف از قانون دیده شود آیا مرجعی برای رسیدگی وجود دارد؟

 مطابق قانون، دیوان عدالت اداری موظف است به تخلفات دستگاه‌های اجرایی رسیدگی کرده و پس از قضاوت با صدور حکم دستگاه‌ها را مجبور به رعایت اصول قانونی و حقوق ملت کند.

 آیا تاکنون در این مورد پرونده‌ای در این مرجع مطرح شده؟

 بله، فراوان!

 نگاه قضات دیوان عدالت اداری به این موضوع چگونه بوده؟

 در بسیاری از موارد قضات پس از بررسی پرونده حکم به بازگشت دانشجو به کلاس‌های درس دادند.

 احکام صادره اجرا شدند؟

 به سختی و پس از پیگیری‌های فراوان بله، اما در برخی موارد محدود هم اجرا نشده است.

این یعنی، پله آخر؟ یا همچنان هم مرجعی وجود دارد که به حقوق مردم رسیدگی کند؟

 این از اصلی‌ترین حقوق نمایندگان ملت در برابر موکلانشان است، اعضای کمیسیون اصل ۹۰ باید مطابق قانون از دستگاه اجرایی متخلف تحقیق و تفحص کنند و با حساسیت نسبت به تضییع حقوق ملت، از متخلف و یا متخلفان توضیح بخواهند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

اين مطلب از وبلاگ شخصی حامد توفیق نقل مي شود. حامد توفیق، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی، از فعالین دانشجویی و دانشجوی مهندسی برق دانشگاه تبریز می باشد.

حامد توفیق تابستان سال گذشته پس از چندین بار احضار به کمیته ی انضباطی حکم منع موقت از تحصیل را دریافت کرد و ترم پاییز 86 را در محرومیت از تحصیل سپری نمود.

 

امین امامی در مهندسی ساخت و تولید، ناهید بابازاده در علوم تربیتی، صمد پاشایی در مهندسی کشاورزی و نادر مهد قره باغ در رشته مهندسی برق، دانشجویان دانشگاه تبریز هستند که با ارائه نشدن کارنامه اولیه آزمون کارشناسی ارشد آنها، از ادامه تحصیل باز مانده اند

محدوده عمل نهادهای امنیتی در ساختار وزارت علوم تا حدی گسترش یافته است که به سادگی در امور آموزشی دانشجویان دخالت می کنند و بی توجه به شایستگی های علمی افراد، گزینش عقیدتی می نمایند. مسئولین وزارت علوم نیز تا کنون وجود دانشجویانی را که به دلیل عدم احراز صلاحیت عقیدتی از اخذ کارنامه خود محروم مانده اند، تأیید نکرده است. در حقیقت می توان این چنین تصور کرد که مسئولین وزارت علوم و دانشگاه ها خود گماشته مأموران امنیتی هستند که غالباً از تحصیلات مناسب آکادمیک نیز بی بهره مانده اند

همینک می توان ظهور و پیشرفت سریع طیفی را در دانشگاه ها مشاهده نمود: اساتید چکمه پوش
این اساتید یا از ابتدا چکمه پوش بوده اند یا اینکه به دلیل باقی ماندن در پست های دانشگاهی اخیراً به جرگه مأموران دانشگاهی پیوسته اند. در بررسی این طیف چند نکته قابل توجه است
یک - با گسترش محدودیت های سیاسی عقیدتی در جذب اعضا هیئت علمی دانشگاه ها و بازنشستگی اساتید با سابقه که بر مبنای شایستگی علمی به دانشگاه راه یافته بودند، طیف اساتید چکمه پوش به تدریج به اکثریت اعضا هیئت علمی تبدیل می گردند که کلیه نهادهای تصمیم گیری دانشگاه را به تسخیر خود در می آورند

دو- نحوه انتصاب رؤسای دانشگاه های عمده کشور نشان داده است داشتن سابقه امنیتی اجرایی یکی از مهمترین ملاک های انتصاب بوده است. مصداق های این مسئله در بسیاری از دانشگاه های تهران و همچنین دانشگاه های مناطق آذربایجان قابل مشاهده است

سه- شدت یافتن جریان انحصارگرا در دانشگاه ها، موجب گردیده است تا برخی دیگر از اساتید خواسته یا نا خواسته و بدون توجه به شأن دانشگاهی خود در مسیر حرکت این جریان نظامی گونه قرار گیرند

چهار- بزرگترین قربانی این جریان بی شک دانشجویان منتقد هستند که اینک با قدرتمند شدن طیف اساتید چکمه پوش، شاهد مداخله های خارج از عرف آکادمیک در مسائل آموزشی خود هستند
پنج- مهمترین خطر این گروه از اساتید، باز گذاشتن عرصه دانشگاه برای چکمه پوشانی است که بدون سابقه آکادمیک به دانشگاه راه یافته اند، چه در گروه اول می توان به ذات رابطه بر پایه تسامح استاد و شاگردی امیدوار بود اما در مورد گروه دوم باید منتظر تنبیهات پادگانی و اوامر فرمانده مآبانه بود
شش- رویدادها و جریانات اخیر دانشگاه تبریز نیز به نوعی نشانگر قدرت گرفتن طیف اساتید چکمه پوش و اقتدار همراهان بی سواد آن ها است

در چنین موقعیتی به نظر می رسد تلاش در جهت برقراری آزادی های آکادمیک و حفظ عرصه دانشگاهی یکی از مهمترین وظایف فعالین دانشجویی است. در این راستا می توان با حمایت از اساتیدی که در این جریان قرار نگرفته اند، حمایت های حقوقی از تضییع حقوق تحصیلی دانشجویان و آشکار نمودن مصداقی این جریان خطرناک در دانشگاه ها از گسترش آن جلوگیری نمود.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

قرن بیستم زمان کشمکش توتالیتاریسم و دموکراسی در میدان سیاسی و اقتصاد متمرکز و اقتصاد بازار در اقتصاد بوده و در سایه ی تلاش مبارزان آگاه و دلسوز بشریت این مبارزه با موفقیت نسبی دموکراسی و اقتصاد بازار که مشخصه ی اصلی هر دو رقابت و در نتیجه گردش قدرت برای سر بلندی انسان است، پایان یافت و نکته ی مهم این که در نیمه ی دوم این قرن فیلسوفان و دانشمندان سعی در نظریه پردازی جهت دموکراتیک کردن قدرت کردند.

میشل فوکو و یورگن هابرماس پیشروان این امر شدند. فوکو بررسی قدرت را تبدیل به مسئله ای برای فلسفه کرد و سعی نمود که مهار و تحلیل قدرت را به شیوه ای بنیادی انجام دهد. اما هابرماس که به نظر می رسد در نظریه پردازی اش موفق تر از فوکو بود با مطرح کردن نظریه کنش ارتباطی، نظر فیلسوفان سیاسی را به این جلب کرد که قدرت باید با یک نظریه ی انتقادی که تفاوت های هنجارین بین استفاده ی مشروع و نا مشروع ار آنرا تمییز می دهد. مهار و تعدیل شود. در نظریه هابرماس سه نوع عقلانیت وجود دارد- به ترتیب سیر تکوین- عقلانیت ابزاری، عقلانیت ارتباطی و عقلانیت رهایی بخش. سلطه ی حاصل عقلانیت ابزاری است که همه چیز را به چشم ابزار می بیند. علم حقوق که انسان و آفریده هایش را ( از جمله تکنولوژی ) از سردرگمی خارج می کند، نتیجه ی عقلانیت ارتباطی است. اما اما آنچه بشر را از شر نتایج آفریده هایش، نگرانی هایش و زیاده خواهی هایش نجات خواهد داد، عقلانیت رهایی بخش است. خلاصه ی مطلب اینکه این دانشمندان به ما آموخته اند که قدرت و سلطه متفاوت اند. اولی نتیجه ی طبیعی کنش ها در حیات بشری است که باید آن را تعدیل و نظارت کرد و دومی انحرافی است در زندگی اجتماعی که همچون غده ای سرطانی همه چیز را نابود می کند.

و اما باز هم دانشگاه تبریز...

امروز نه تنها در دانشگاه تبریز بلکه در تمام جوامع دانشگاهی ایران شاهد نوعی فرهنگ به طور نسبی دموکراتیک در روابط بین دانشجویان و اساتید و کارکنان هستیم که ویژگی اصلی اش تساهل و مدارا است. ساختار بوروکراتیک آن، که در راسش اساتید و هیئت علمی در پوشش مسئولین دانشگاه هستند توانایی نسبی اداره ی منظم دانشگاه را داراست. اما عده ای که نه سابقه ی آکادمیک و نه صلاحیت لازم برای اداره ی دانشگاه را دارند، نه تنها داعیه ی اداره ی دانشگاه را دارند، بلکه عملا تمام ساختار و سازمان های دانشگاه را زیر مجموعه ی خود می دانند. رفتار های آنها مشخصات اعمال ناشی از عقلانیت ارتباطی را ندارد چرا که به علم حقوق و قوانین و حتی روابط بوروکراتیک اعتقاد ندارند و اصلا کسی را بجز خود و شبکه شان- که مشابه اش تنها در بلوک از هم گسیخته ی شرق قابل مشاهده بود- نمی بیند تا با آن ارتباط داشته باشند. با این که از تکنولوژی که نتیجه ی عقلانیت ابزاری است استفاده می کنند و سلطه گرا هستند، اما با مفاهیم عقلانیت ابزاری هم نمی توان رفتار های آنها را تحلیل کرد و در حقیقت اعمال آنها ناشی از هیچ نوع عقلانیت نیست. بهتر است برای روشن شدن موضوع، مثالی بزنیم:

کشورهایی که منطقشان در روابط بین الملل ناشی از عقلانیت ابزاری است، به مفهومی بنام مذاکره معتقدند- هرچند به صورت ابزار-. درحقیقت مذاکره برای آنها ابزاری است برای رسیدن به سود بیشتر که عقلانیت آنها را تایید می کند. به خاطر همین عقلانیت است که گاهی حتی قدمی به عقب می گذارند چرا که عقب نشینی تاکتیکی در موقعی که رقیب قدرتمند شده است شرط عقلانیت است. اما رفتار حراست و نیروهایش را تنها می توان در چند جمله خلاصه کرد:"حمله به جلو حتی اگر پوزیسیون دفاع داشته باشیم" نباید تعجب کرد که نیروهای حراستی متوجه نیستند که این روش  به شکست و فرسایش انرژی آنها در مقابل آگاهی و یا حتی خشم دانشجویان کاسه صبرشان شده است.

نباید از خود و آگاهان پرسید که چرا نیروهای حراست از اشتباهات خود پند نمی گیرند. زیرا که تحلیل و پند گیری و اندیسیدن چاره و تاکتیک برای جبران اشتباهات تنها از عقل ناشی می شود در حالی که رفتارهای نیروهای امنیتی دانشگاه شکل سنتی و روانی دارند.مارکس وبرنیز سه نوع رفتار را برای تحلیل کنش های انسانی مطرح می کند نوع اول رفتارهایست که در جوامع سنتی رخ می دهد که در واقع رفلکس روانی و عاطفی است و دو نوع دیگر کنش های ناشی از عقلانیت معطوف به ارزش و عقلانیت معطوف به هدف است. اعمال نیروهای امنیتی دانشگاه در حقیقت نوع رفلکس روانی است که ناشی از احساس خطر است و در پس خود هیچ عقلانیتی ندارد و برای تحلیل رفتارهای این افراد باید از روانشناسان کمک گرفت.

افرادی که قدرت طلب، بی منطق و ترسو هستند و دفاع آنها در پوشش حمله ظاهری ترسناک دارد اما همه می دانند که انسانهای عاقل برای اداره ی ارگانی که به آنها وگذار  شده - حال به هر دلیلی- از تئوری های مدیریت بهره می گیرند و نه از ایجاد فضای رعب و وحشت.

 پس از تحصن دانشجویی که به دستور حراست از دفاع از پایان نامه ی ارشد خود محروم شده بود. مسئولین امنیتی دانشگاهد هشدار داده و توصیه نمودیم که برای اداره ی دانشگاه باید قوانین را رعایت کنند و دانشجویان را در اداره ی دانشگاه دخالت دهند خوشبختانه دیگر مسئولین دانشگاه این مسئله را درک می کنند اما صد حیف که نیروهای امنیتی دانشگاه هنوز در توهم قدرت خود سرگردانند ولی کاش که هرچه سریعتر موارد هشدار داده شده را درک کنند چرا که دیگر کسی توان فرونشاندن خشم دانشجویان را نخواهند داشت.

تحصن های پی در پی و خود جوش در ماههای اخیر ثابت کننده ی این مدعاست. در چنین شرایط حساس و بغرنجی که به سود هیچ یک از طرفین نیست حراست دانشگاه تبریز در اقدامی دور از خرد، چهار تن از دانشجویان این دانشگاه را ستاره دار کرده اند تا از ادامه ی تحصیل در مقطع کارشناس ارشد باز مانند.

به مسئولین حراست اخطار می دهیم که بدانند این مورد برای ما به هیچ وجه قابل قبول نیست و دیگر انتظار نداشته باشند که در این مورد هم صبر پیشه کنیم. ما تا جاییکه در توان داریم تلاش خواهیم کرد که این دانشجویان از ادامه ی تحصیل باز نمانند و برای این کار به هر اقدام قانونی دست خواهیم زد و به صورت خستگی ناپذیر این مسئله را پیگیری خواهیم کرد تا زیاده خواهان بدانند که دانشجو آگاه است و دانشگاه هنوز هم زنده است.

با صدای بلند به آنانکه به تعبیر قرآن کریم گوش دارند ولی نمی شنوند ، چشم دارند اما نمی ببینند، زبان دارند اما زبانی که حقیقت ها را نمی گوید، می گوییم که این عمل مغایر با انسانیت و شرف است.

به آنهایی که هنوز بدیهی بودن حق تحصیل را درک نکرده اند می گوییم که اگر در خیال باطلشان فکر می کنند که در مورد ستاره دار شدن دانشجوی دانشگاه تبریز و حتی دیگر دانشگاه های سراسر ایران کوتاه خواهیم آمد بدانند که کاملا در اشتباهند. این مورد برخلاف دیگر موارد قبلی به هیچ وجه قابل بخشش نیست. اگر فکر می کنند که همچون تاریخ ملعون 2500 ساله ی شاهنشاهی واستبداد در ایران خواهند توانست حق تحصیل را به یک طبقه ی خاص محدود کنند سخت در اشتباه هستند. دستاورد های اجتماعی و حقوقی را نمی توان به پس رفت دچار کرد.

ما تصمیم خود را گرفته ایم حال شما هم تصمیم بگیرید که البته دو راه بیشتر هم ندارید، یا سر عقل بیایید و خود کرده را این بار تدبیر کنید و ضرر را هرچه سریعتر بگردانید و یا اینکه منتظر اقدامات به حق و قانونی ما در راستای وظایف مدنی و انسانی مان باشید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

یکی از حقوق مسلم بشری حق تحصیل و فراگیری علم می باشد. این حق در قوانین الهی و بشری برای بالا رفتن بینش انسان همواره مورد تاکید قرار گرفته است. ولی شاهد سلب این حق توسط حاکمیت موجود در ایران هستیم.  نمونه ای از این تعدی به حق را نسبت به دانشجویان قبول شده آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه تبریز شاهد هستیم. در سالهای گذشته نیز در مقاطع مختلف دانشگاهی با گزینش ها و تحقیق های غیرقانونی همواره عده زیادی از جویندگان علم از ادامه تحصیل محروم شده اند. این در حالیست که در قوانین جاری کشور و کنوانسیون های حقوق بشر بصراحت ذکر شده است که هیچ مرجعی نمی تواند کسی را از حق تحصیل محروم نماید چرا که حق تحصیل جزء حقوق شهروندی هر فرد می باشد.

در سالهای اخیر نیز شاهد به وجود آمدن لیستی با عنوان دانشجویان ستاره دار هستیم که در آزمون قبلی به جهت اعتراض های شدید به این قضیه، اینبار سازمان سنجش با هماهنگی ارگانهای امنیتی به طور غیرقانونی و غیررسمی و غیر علنی  از صدور کارنامه قبولی و ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد عده ای از دانشجویان امتناع ورزیدند. برخی از این دانشجویان از فعالین جنبش دانشجویی آذربایجان (در دانشگاه تبریز) می باشند که با وجود قبولی در کنکور کارشناسی ارشد از ادامه تحصیل در مقطع مذکور منع شده اند. در موردی دیگر نیز مکرراً شاهد لغو جلسه دفاع از پایان نامه و نهایتاً تعلیق از تحصیل یکی از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک دانشگاه تبریز بودیم. دانشجویان مذکور همگی از فعالین جنبش دانشجویی آذربایجان می باشند. با نگاهی به رفتارهای مذکور از طرف حراست دانشگاه تبریز، ارگانهای امنیتی و نهایتاً سازمان سنجش به این نتیجه می رسیم که  حاکمیت با اعمال مذکور سعی در فشار بیشتر بر جنبش دانشجویی آذربایجان را دارد.

انجمن حقوقی آذیاسا کلیه اعمال مذکور توسط حاکمیت و ایادی آن در حراست و کمیته های انضباطی دانشگاهها را کاملا غیرقانونی و در تناقض با قوانین جاریه کشور و کنوانسیونهای حقوق بشر می داند و بطور کامل آن را محکوم می کند.  انجمن حقوقی آذیاسا با درک موضوع و مشاهده بی عدالتی کامل در مورد دانشجویان مذکور، استنادات حقوقی خود را که اثبات کننده غیرقانونی و غیرانسانی بودن اعمال یاد شده می باشند را در روزهای آتی به اطلاع عموم آزادی خواهان و فعالین حرکت ملی آذربایجان، علی الخصوص فعالین جنبش دانشجویی آذربایجان ارائه خواهد کرد.  

 

انجمن حقوقی آذیاسا

(اولین مرجع آموزشهای حقوقی برای فعالین حرکت ملی آذربایجان)

www.azyasa.blogfa.com

azyasa2005@yahoo.com

22/3/1387

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

مخاطب این مطلب نهاد های امنیتی مسئولی است که پیشنهاد هایی چند برای سامان دادن به حراست دانشگاه برای آنان داریم.

دانشگاه، همواره در جهان محل مناقشه آمیزی شده است. دلایل زیادی برای این مطلب آورده شده و مکرارا بحث های تفصیلی زیادی، این موضوع را تحلیل کرده است. اما آن چه که جالب به نظر می آید این است که با اینکه ایجاد تنش های سیاسی و یا غیر سیاسی رابطه نزدیک و معکوسی با درجه آزادی در اجتماع دارد. اما حتی اگر در آزاد ترین جامعه ممکن نیز دانشگاهی با این روال تاسیس شود الزاما تنش هایی در آن وجود خواهد داشت. به عبارت دیگر تنش های حداقلی همواره وجود دارند و بسته به درجه آزادی تنش های ثانویه نیز به این تنش های حداقلی اضافه می شوند. در جوامعی مانند ایران که درجه آزادی پایین تر از حد استاندارد می باشد این تنش های ثانویه نیز امریست طبیعی. تنش بر پایه تعریف مهندسی زاییده ی فشار است. یعنی اگر فشاری خارج از حالت طبیعی جسم بر آن وارد شود، درون جسم پر تنش خواهد بود. برای کم کردن این تنش در مهندسی متد های متنوعی وجود دارد، اما به طور خلاصه به دو متد زیر اشاره می کنیم:

1- از بین بردن یا کاهش- تا حد امکان-  محل هایی که باعث ایجاد تمرکز تنش اند.

2- عدم چفت کردن جسم به صورتی که منافذی برای جذب حرکات و تنش های اضافه موجود نباشد.

اینک به توضیح مصداقی مختصر می پردازیم:

مواردی در دانشگاه تبریز که باعث ایجاد تمرکز تنش اند:

معمولا افراد و شخص ها مسبب این نوع تنشند. این شخص ها نوعا افراد مزاحمی به حساب می آیند. چون اگر حتی سیستم کلی نیز درست باشد، این افراد باعث ایجاد مشکل اند. البته در سیستم های اصولی این نوع از زیرمجموعه ها در اسرع وقت دفع می شوند اما در سیستم های غلط این افراد جذب شده و به مشاغل بالاتر هم دست می یابند. از افراد تمرکز تنش دار حراست دانشگاه می توان از مرد کوتاه قد طبقه چهارم ساختمان ریاست نام برد. سید سجاد حسینی از جمله افراد نامنتظمی است که برای اصلاح وی، نهاد های امنیتی مسئول باید به فکر چاره باشند. دو موتور سوار بی ادب حراست نیز از جرگه ی این افرادند. آن ها هم مسئله دارند. برخی از دربان های حراست هم زیاد افراد با نزاکتی نیستند. مدریت فرهنگی و رئیس معاون نمایش همچون همتای قبلیش نیز مورد دار است. آخرین مورد عینی تنش زایی که به علت تمرکز تنش روی یک شخص رخ داد بحث تحصن دانشجویان کرد و ترک با هم بود که در اعتراض به شخص رئیس حراست فیزیکی دانشگاه برگزار شده بود. وی طی یک نقشه برنامه ریزی شده قصد ایجاد یک دعوای صوری بین دانشجویان کرد و ترک در خوابگاه شهرک امام را داشت که لو رفت.

پیشنهاد می کنیم تمرکز تنش ها را کم کنید.

مواردی برای عدم چفت کردن و ایجاد منافذ:

به رغم مورد فوق که مربوط به اشخاص بود، این مورد مربوط به سیاست های کلی و سیستم حراست می شود. سیاست های کلی حراست دانشگاه تبریز که به صورت مستقیم مربوط به مدریت آن می شود، سیاست های اشتباهی است. قلدری مفهومی در مدیریت ندارد. حتی اگر مدریت حراست باشد. آن هم حراست دانشگاه. دانشجویان افراد عاقلی هستند و از بهره هوشی بالایی نیز برخوردارند پس پیشنهاد می شود حراستی ها هم عاقل باشند و عاقلانه مدیریت کنند.

اینکه بر تمام افراد، تشکل ها، نشریات و ... فشار حداکثری وارد کنیم، عمیقا کار اشتباهی کرده ایم. زیرا می خواهیم همه جارا چفت کنیم. دود این آتش به چشم چه کسانی می رود؛ الله اعلم؟!!

کمیته انضباطی دانشگاه مثل دادگاه صحرایی انقلابات چریکی شده است. اعضای این کمیته ها معمولا از افراد بی تربیت تشکیل شده اند.

دانشجویان ارشد و دکترا- که ارکان آینده دانشگاهند- با حادث شدن مشکل آموزشی از جانب حراست برای مهندس رادمهر دانشجویی ارشد مکانیک شدیدا نسبت به حراست احساس بدبینی حتی تنفر پیدا کرده اند.

اساتید و مقامات  آکادمیک دانشگاه نیز به دلیل دخالت های بی جای حراست در امور دانشگاه حساسیت شدیدی به این گروه پیدا کرده اند.

بین فعالینی که با ستاره دار شدن چهار نفر از دوستانشان امید به ادامه تحصیل کم رنگ شده، فضایی رادیکال در حال غلبه کردن است.

به دلیل ورود به زور مامورین حراست به اتاق دانشجویان بدون کسب اجازه از آنان و بدون مجوز مسئولین مربوطه- در حالی که دانشجویان در حال استراحت بودند- فضای نا امنی مزمنی را در فضای خوابگاهی رقم زده است. خوابگاهی ها علت به هم خوردن  احساس امنیت حریم خصوصیشان را متوجه حراست می دانند.

پیشنهاد می کنیم نهاد های امنیتی مسئول به فکر اصلاح سیاست های کلی حراست هم باشند. شاید تعجیل در این امر به منفعت افراد زیادی باشد.

خلاصه...

جان کلام اینکه ایده آل ما دانشگاهی آرام با تنش های حداقلی و با تشکل ها و منافذی دارای حاشیه امنیت بالا و تعامل با مسئولین است.

اما همه می دانند اگر دو سوی شلنگ آب را چفت کنید، شلنگ دیگر از وسط پاره نمی شود بلکه ناگزیر از همان ابتدا و از شیر آب خود را می رهاند.     

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

نیروهای حراست دانشگاه تبریز که اکثر آنها دارای مدارک تحصیلی اهدایی و اعطایی هستند به خیال اینکه تحصیل همه مانند آنها سهل است چهار نفر را از ادامه تحصیل محروم کرده اند و امکان دفاع از پایان نامه ی کارشناسی ارشد یکی از دانشجویان دانشکده ی مکانیک را سلب نموده اند. جالب است  که در بین تمام اعضای رده بالای حراست دانشگاه تبریز نمی توان کسی را یافت که دارای مدرک تحصیلی از دانشگاه معتبری باشد.

عزیزان! دیگران برای ادامه تحصیل زحمت می کشند و با اتکا به توانایی های ذهنی خود مراحل آموزشی را طی می کنند. کاش می توانستید اینها را درک کنید. و اگر هم  نمی توانید این مسائل را درک کنید حداقل انصاف و آخرت را از یاد نبرید هر چند که عقوبت این اعمالتان را در این دنیا هم خواهید دید.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

دومين بيانيه دانشجويان دانشگاه اورميه در حمايت از مهندس سجاد رادمهر و آيدين خواجه اي و 4 دانشجوي ستاره دار دانشگاه تبريز 

" لقد كرمنا بني آدم في البر و البحر "

"با مردم به مهرباني رفتار كن و چون حيوان درنده به جان آنها نيفت ، چرا كه مردم دو دسته اند ، يا برادران ديني تو هستند و يا همانند تو انسانند."( فرموده حضرت علي به مالك اشتر )

در انديشه ديني ، انسان كسي هست كه خداوند متعال به او كرامت اعطا كرده و بر ساير موجودات برتري داده است. بنابراين انسانها صرفنظر از نژاد ، زبان ، مذهب ، جنسيت ، مليت ، موقعيت و ساير علايق داراي حقوقي هستند كه به اعتبار انسان بودن به آنها اعطا شده است. اعلاميه جهاني حقوق بشر كه يكي از افتخارات انسان متمدن است ، اين حقوق را كه حقوق ذاتي و غير قابل سلب و غير قابل اسقاط انسانها است مورد بحث قرار داده است. حق ابراز عقيده ، حق آزادي ، امنيت ، منع شكنجه ، حق دادخواهي ، حق مشاركت در اداره عمومي كشور ، حق مالكيت ، زنا شويي و تشكيل خوانواده ، حق برخورداري از آموزش و پرورش ، از جمله حقوق انساني محسوب مي شوند. انسانها نمي توانند محتويات اين اعلاميه را براي خود دفع كنند و نه ميتوانند سلب كنند و نهادهاي حقوقي و قضايي ( داخلي و بين الملي ) ميبايد از آن دفاع كنند. 

در پي اولين بيانيه دانشجويان دانشگاه اورميه در حمايت از مهندس سجاد رادمهر و 4 دانشجوي ستاره دار دانشگاه تبريز و با توجه به ناديده گرفتن آن از سوي مسئولين امر و اعلام حكم كميته انضباطي مبني بر يك ترم تعليق از تحصيل براي مهندس سجاد رادمهر دانشجوي ترم آخر كارشناسي ارشد مكانيك  و توبيخ كتبي درج در پرونده براي آيدين خواجه اي ترم 6 رشته حقوق (با يك ترم تعليق از تحصيل در ترم 5 ) و نيز تشديد جو سنگين حاكم بر دانشگاه از سوي حراست ، اينك ما دانشجويان دانشگاه اورميه با استناد به گفته جناب آقاي احمدي نژاد در دانشگاه كلمبياي آمريكا مورخه 2/7/1386 با مضمون :" ما آزادترين دانشگاههاي جهان را داريم ." ، بدينوسيله اين حكم بي شرمانه كميته انضباطي دانشگاه تبريز را محكوم كرده و خواستار لغو هرچه سريعتر اين حكم مي باشيم.و حمايت همه جانبه خود را از اين دانشجويان ، صريحاً اعلام مي داريم .چرا كه رهروي فاطمه اي هستيم كه لاي درش گذاشتند چون معترض بود به حق خورده شده همسرش علي ، سرور آزادگان جهان . 

اسامي امضا كنندگان : 1.آیسان جعفری  2. سعید منصوری 3. بهزاد سليمان پور 4. محمد آزاد 5. حسن شیری 6. وحيد يحيوي آذر 7. الهه رادمهر 8. رقيه جاويدي 9. فرشته ابراهيمي 10. سهيلا دولتي 11. فاطمه قهرماني 12. ناصر هادي دهقان 13. بهلول ابراهيمي 14. زینب ستاری 15. سميه بهروزي 16. سحر عبادي 17. جواد قاسمي 18. شبنم عبدي 19. سميرا قديمي 20. بهاره سرخوشي 21. نوشين فتحي 22. وحيد امين 23. شيوا اسفرم 24. علي دولتي 25. سارا عليزاده 26. نفيسه گلزار محسن 26. ستاره مشروطي 27. هادي ماكويي 28. عطا آغاسي 29. زهرا ميرزايي 30. معصومه محمدي 31. سامان هوشمند 32. سئودا آقابالازاده 33. زهرا صادقي 34. بهزاد مهريورز 35. مسعود حاتمي 36. حسين احدي فر 37. مينا حقي 38. سميه پيغمبري 39. هادي ابتهاج 40. معصومه رجبي 41. مجتبي ملكي 42. پرستو خدايي 43. فريد اصغري 44. حامد شافعي 45. هاجر محبي 46. زهرا محمدي 47. احد عليپور 48. فريد درگاهي 49. رعنا ميرزاده 50. فريد غلامزاده 51. معصومه عبدي 52. رسول حسني 53. بهنام صمد پور 54. ناصر تيموري 55. وحيده جليلي 56. اكبر نيكخواه 57. طيبه پهلواني 58. هادي فتح الهي 59. جواد ميرزايي 60. نسرين انتظاري 61. حامد احمدي 62. سحر قرباني 63. موسي دبيري 64. شبنم اصغرزاده 65. حامد مجیدی 66. فريده عشايري 67. سعيد صحرايي 68. مهسا هادی 69. بهراد پورعبداله 70. شهين شيريني 71. حسن قيزيل باش 72. فريده حسين زاده 73. عبداله طالعي 74. حامد افزون 75. مجتبي حسيني 76. وحید رجعتی 77. آرش  مرادي 78. سحر توحيدي 79. ژاله خطيبي 80. عليرضا غفاري 81. شفق عسگرزاده 82. سجاد آقابالازاده 83. فاطمه نهاوندي 84. بهنام شكري 85. سجاد مقدسي 86.حجت محمودي 87. آرزو احتشامي 88. سعيد متللبي 89.صابیر خلیلی 90. عيسي اباذري 91. رویا نورمحمدی. 92. پرویز سلطانی 93. امیر فرجی 94. محمد رئیسی۹۵.سویل اهرلی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

بیانیه دانشجویان هویت طلب دانشگاه تبریز در حمایت از حق تحصیل دانشجویان هویت طلب محروم شده از تحصیل دانشگاه تبریز

 

دانشگاه تبریز همواره بعنوان یکی از مهمترین سنگرهای آزادی خواهی در ایران و آذربایجان مطرح بوده و هست. در هیچ برهه ای از تاریخ فشارهای امنیتی قادر به سرکوب کامل جنبش دانشجوئی آذربایجان در این دانشگاه نبوده و نخواهد بود. دانشجویان آذربایجانی  این دانشگاه از سالها پیش تا امروز و حداقل در دو دهه ی گذشته به لحاظ مسئولیتهای سنگین تاریخی و اجتماعی خویش در صف اول و خط مقدم مبارزه برای آزادی های ملی بوده اند. اگرچه در سالهای اخیر فشارهای امنیتی بر دانشجویان آذربایجانی چندین برابر گشته و بسیاری از فعالیتهای مدنی دانشجویان آذربایجانی از سوی حراست و عوامل امنیتی محدود گردیده است، اما جنبش دانشجوئی آذربایجان به ویژه دانشجویان دانشگاه تبریز، بنا به رسالت تاریخی و مسئولیت اجتماعی خویش سکوت در برابر تمامیت خواهی و تبعیض قومی را به هر شکل و نوعی که باشد، برنتافته و تاکنون علیرغم تمامی ناملایمات بر خواسته های مدنی و انسانی خود پافشاری نموده و  بی هیچ ترس و واهمه ای پافشاری خواهد نمود.

آنچه اینک در دانشگاه تبریز اتفاق می افتد ظلم مضاعفی است که به دانشجویان فعال آذربایجانی وارد می شود و آنها را از ابتدائی ترین حقوق انسانی خود یعنی حق تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد علیرغم کسب رتبه قبولی به جرم دفاع از هویت ملی و انسانی یک ملت مظلوم، محروم می نمایند. تاسف آور اینکه هیات رئیسه ی دانشگاه تبریز تن به خفتی بی سابقه داده و به آلت دست نیروهای حراستی و امنیتی خارج از دانشگاه تبدیل شده است. در تاریخ مبارزات دانشجوئی در دانشگاه تبریز تاکنون چنین انفعالی از سوی هیات رئیسه ی دانشگاه ملاحظه نشده بود. دانشجویان هویت طلب دانشگاه تبریز ضمن محکوم نمودن عملکرد حراست و هیات رئیسه ی دانشگاه موارد زیر را به اطلاع می رساند:

1- تحصیل در مقاطع عالی و تکمیلی به مانند تمامی دانشجویان، حق انسانی و قانونی دانشجویان دانشگاه تبریز بوده و هیچ مقامی به هیچ عنوان توان سلب این حق از دانشجویان را نداشته و از اینرو بایستی هرچه سریعتر امکان ادامه تحصیل برای چهار دانشجوی دانشگاه تبریز به نامهای نادر مهد قره باغ دانشجوی مهندسی برق، ناهید بابازاده دانشجوی علوم تربیتی، صمد پاشایی دانشجوی مهندسی کشاورزی و امین امامی دانشجوی مهندسی مکانیک  فراهم گردیده و امکان دفاع از پایان نامه برای مهندس سجاد رادمهر دانشجوی رشته ی مهندسی مکانیک که در آستانه ی فارغ التحصیلی به ناحق حکم یک ترم تعلیق دریافت کرده مهیا گردد. همچنین مراتب اعتراض خود نسبت به حکم توبیخ کتبی درج در پرونده ی آیدین خواجه ای دانشجوی کارشناسی حقوق را اعلام می داریم.

2- فعالیت های سیاسی و فرهنگی بر علیه هر نوع تبعیض قومی حق مسلم هر انسان آذربایجانی به ویژه دانشجویان آذربایجانی است. مسئولین دانشگاه تبریز بایستی امکان فعالیتهای مدنی را به دانشجویان هویت طلب داده و از دانشجویان در مقابل فشارهای امنیتی خارج از دانشگاه حمایت نمایند.

3- مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ایران کشوری کثیرالمله بوده و هیچ ملتی را نمی توان از پرداختن به زبان، هویت و مطالبات اقتصادی خویش بازداشت، از این روی مبارزات مدنی دانشجویان هویت طلب آذربایجانی علیه تبعیض قومی، مصداق هیچ گونه جرمی نبوده و ایجاد هرنوع محدودیت و فشار برای دانشجویان به جرم دفاع از حقوق ملی و انسانی خویش کاملا غیرقانونی می باشد.

4- در صورت عدم رفع محرومیت های تحصیلی برای دانشجویان نامبرده، هر گونه اعتراض مدنی نسبت به این موضوع در سراسر دانشگاههای کشور از سوی فعالین جنبش دانشجوئی آذربایجان حق مسلم و قانونی ایشان بوده و مسئولیت هرگونه پیامدی ناشی از اعتراضات دانشجوئی متوجه مسئولین دانشگاه خواهد بود .

 

در پایان از تمامی دانشجویان دانشگاه تبریز و سایر دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای کشور و همچنین از تمامی پیشگامان جنبش های دانشجویی با هر ایده و مرامی  درخواست می شود با حفظ وحدت خویش از حق تحصیل دوستان دانشجوی خود دفاع نموده و به نحو مقتضی مراتب اعتراض خویش را نسبت به این اقدام غیر قانونی مسئولین وزارت علوم اعلام دارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

نکته ای که باید در جامعه ی ما جا افتد اینست که قدرت با سلطه متفاوت است. این تفاوت هم مبنای علمی و عینی دارد و هم مبنای فلسفی. توضیح  و تبیین تفاوت های ماهوی قدرت و سلطه از نظر فلسفی و علمی  نیاز به مقاله ی مفصل تری دارد. اما به طور ساده می توان گفت که قدرت دارای چارچوب و مبنای ضروری است ولی سلطه دارای هیچ چارچوبی نیست و به وجود آورنده ی آن بیشتر خواست ها و امیال سخیف و سرکوب شده ی انسان ( علی الخصوص انسان بدون آموزش) است. در جوامع بدوی سلطه دارای نمودهای ساده ای است ولی با پیچیده شدن ساختارها، سلطه نیز شکل پیچیده تری به خود می گیرد و در شکل سلطه ی ساختاری پدیدار می شود یعنی آنچه که امروزه در دانشگاه تبریز اتفاق می افتد. سلطه حراست دانشگاه تبریز با استفاده از ساختارهای بوروکراتیک دانشگاه شکل ساختاری گرفته است.هر چند که به سبب تفاوت ماهوی سلطه و ساختارهای بوروکراتیک در بعضی مواقع تناقضات ساختاری آشکار می شود( که در این هنگام سلطه اصلی و بدوی حراست عیان می شود با عمل مستقیم و فیزیکی سعی در برطرف نمودن آن می کند.) اما بیم آن می رود که با ادامه این روند سلطه ی نیرو های امنیتی بر دانشگاه تبریز تکمیل شود که البته مسلماً نیروهای حراست فکر آن را در سر دارند و پروژه های مشخصی را برای تکمیل شبکه خود طراحی کرده اند که یکی از این مراحل اصلی آن ستاره دار کردن و حذف فعالان سیاسی در دانشگاه است. اما باید توجّه کرد که همگی این کارها و حتی ارعاب و آزار دانشجویان به بهانه نامناسب بودن ظواهر و پوشش در نهایت به فشار ساختاری منجر خواهد شد که یکی از عوامل پدید آورنده و شتاب دهنده ی جنبش هاست. یعنی در حقیقت این اعمال حراست دانشگاه تبریز دارای کار کردهای نهانی است که منجر به نارضایتی بیشتر و شکل گیری حرکاتی پیچیده علیه حراست خواهد شد. پس بهتر است نیروهای امنیتی دانشگاه تبریز با در نظر گرفتن و تحلیل شرایط اجتماعی و سیاسی به تجدید نظر در اعمال خویش بپردازند.

باشد که هدایت گردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

 

حق:طبق رای کمیته انظباطی دانشجویان ،سجاد رادمهر دانشجوی مقطع کارشناسي ارشد دانشگاه تبریز، به دلیل ایجاد اخلال در نظم دانشگاه و تحريك دانشجویان از طریق اعتصاب غذا، به منع موقت از تحصیل به مدت یک نيم سال (برای ترم جاری و بدون احتساب سنوات) محکوم شد.کمیته انظباطی در رای صادره تکرار مجدد هرگونه تحريك دانشجویان را در تشدید حکم صادره متذکر شده است.

همچنین آیدین خواجه ای دانشجوی رشته حقوق نیز به دلیل آنچه همراهی و همکاری با سجاد رادمهر در برهم زدن نظم دانشگاه و تحریک دانشجویان عنوان شده به توبیخ کتبی با درج در پرونده محکوم شده است.

گفتنی است رادمهر به دلیل کارشکنی مسئولین دانشگاه تبریز در برگزاری جلسه دفاعیه ایشان از پایان نامه کارشناسی ارشد،و در معرض اخراج از دانشگاه قرار گرفتن، ظهر یکشنیه 22 اردیبهشت ماه به نشانه اعتراض با همراهی دیگر دانشجویان به اعتصاب غذا و تحصن در مسجد دانشگاه دست زد که پس از ساعاتی نامبرده در پی موافقت مسئولین دانشگاه با تعیین روز هشتم خرداد(سومین مجوز صادر شده) برای جلسه دفاعیه به اعتراض خود پایان داد وليكن قبل از روز موعود مجددا جلسه دفاعیه لغو گردید.

همچنین چهار دانشجوی دانشگاه تبریز به نامهای نادر مهد قره باغ ،امین امامی،صمد پاشایی و ناهید بابازاده  که پیش از این نیز سابقه ی احضار به کمیته ی انضباطی را داشته و به مدت یک یا دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بودند کماکان با مشکل ورود به دانشگاه و تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد مواجه می باشند و سازمان سنجش تاکنون اقدامی را در جهت رفع مشکل بوجود آمده برای نامبردگان نکرده است.

 

منبع:http://www.haqqimiz1.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

اگر چه در طول سه سال اخیر فضای دانشگاههای کشور متاثر از فضای سیاسی کشور دچار خفقان گردیده است، در این میان اتمسفر حاکم بر دانشگاههای منطقه آذربایجان بویژه پس از حوادث خرداد ماه سال 1385 بسان پادگان نظامی می ماند که امکان هر گونه تحرک، بالندگی، فعالیت فرهنگی و سیاسی را از دانشجویان سلب نموده است. نقش جنبش دانشجویان آذربایجانی به عنوان پیشگامان حرکت هویت طلبی ملت آذربایجان بر کسی پوشیده نیست! انتشار دهها نشریه، برگزاری صدها کلاس آموزش زبان و تاریخ آذربایجان، برگزاری صدها مراسم جشن و شب و شعر، برپایی دهها کنگره عظیم، راه اندازی دهها سایت و صدها وئبلاگ، برگزاری دهها نشست سیاسی و... در کنار تیز بینی بی همتای این جنبش در افشای توطئه ها و سیاستهایی که بر علیه ملت آذربایجان اعمال می شود، می تواند بهترین دلیل برای حمله به جنبش دانشجویی آذربایجان به خیال سرکوب آن باشد. زهی خیال باطل!

همگان باید بدانند در کنار گسترش دانشگاههای مختلف در سطح شهرها، جنبش دانشجویی آذربایجان نیز در تمامی گستره جغرافیایی که ملت آذربایجان زندگی می کنند، گسترش یافته است. فلذا طرح سرکوب دانشجویان دانشگاههای دولتی تبریز و ارومیه برای محدود کردن این جنبش تدبیری بی نتیجه خواهد بود. حرکتهای خودجوش دانشجویی در حوادث خرداد 1385 نشان داد که جنبش دانشجویی آذربایجان در تمامی دانشگاههای دولتی، آزاد اسلامی، پیام نور، علمی کاربردی و غیرانتفاعی نفوذ دارد و بدون شک در زمان مناسب می تواند از تمامی پتانسیل های خود استفاده نماید.

محروم نمودن دانشجویانی که صلاحیت علمی برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد را دارند، بدون هیچ چون و چرایی مغایر با موازین و آموزه های اسلامی، اصول اولیه حقوق بشر و حقوق شهروندی می باشد. صدور احکام سنگین توسط کمیته های انضباطی و محروم نمودن دهها دانشجو از تحصیل آیا شائبه جایگزینی این کمیته ها بجای دادگاههایی که می بایستی تشکیل می گردید تا زهرچشمی از جنبش دانشجویان آذربایجانی بگیرند، را افزایش نمی دهد؟

"مجمع دانشگاهیان آذربایجانی" ضمن محکوم نمودن و غیرقانونی دانستن فشارهای وارده به دانشجویان فعال ملی آذربایجان از همه مسئولان کشوری بویژه مقامات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و رؤسای دانشگاههای منطقه می خواهد ضمن خاتمه بخشیدن به این اقدامات و لغو احکام صادره و رفع ممانعت های بعمل آمده، از تحریک دانشجویان پرهیز نمایند که بی شک می تواند برای همگان حوادث ناگواری را بهمراه داشته باشد.

مجمع دانشگاهیان آذربایجانی

20/3/1387

منبع:http://gis-azbiltop.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  |