تبليغاتX
در دانشگاه تبریز چه خبر است؟
روزنامه ی اعتماد(13 خرداد 1387):چهار دانشجوي دانشگاه تبريز به دليل ارائه نشدن کارنامه آزمون کارشناسي ارشد آنها از سوي سازمان سنجش از تکميل تحصيلات شان محروم شدند و همزمان يک دانشجو نيز اجازه برگزاري جلسه دفاع از پايان نامه خود را نيافت. نادر مهدقره باغ، صمد پاشايي، ناهيد بابازاده و امين امامي چهار دانشجوي تبريزي در پي اين اتفاق به اداره گزينش استاد و دانشجوي وزارت علوم مراجعه کردند و در نهايت نوربخش مسوول اين اداره در جواب پيگيري هاي آنان، «فعاليت هاي سياسي» را علت محروميت اين چهار نفر عنوان کرد. همچنين سجاد رادمهر دانشجوي کارشناسي ارشد رشته مهندسي مکانيک که به دليل ممانعت مسوولان دانشگاه تبريز از برگزاري جلسه دفاع از پايان نامه ارشد خود محروم شده بود هفته پيش به کميته انضباطي دانشگاه تبريز احضار شد. دليل اين احضار تجمع چند ساعته مهندس رادمهر در صحن دانشگاه اعلام شده است. رادمهر در اعتراض به مخالفت هاي چند ماهه مسوولان دانشگاه در به تعويق انداختن جلسه دفاع پايان نامه اش اقدام به تجمع در محوطه دانشگاه کرد که با حمايت گسترده دانشجويان مواجه شد.به دنبال افزايش تعداد دانشجويان محروم از تحصيل در مقطع کارشناسي ارشد، انجمني با عنوان «حاميان حق تحصيل» براي پيگيري موارد محروميت از تحصيل ايجاد شده است. اين انجمن در نخستين اقدام خود بعد از تاسيس، با صدور اطلاعيه يي از دانشجويان خواست مدارک محروميت از تحصيل خود را در اختيار انجمن قرار دهند.
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

« قلبم تا حلقوم بالا آمده است» خفقان! خفقان!

چه دشوار شده است دم زدن در اینجا که هر درختی مرا قامت تفنگی است و ....

صدای هر گامی غم! غم!»

یا فریاد است یا سکوت ، یا طغیان است یا عطش. راه سومی نیست، اگر زخم تازیانه های این خفقان امروز بر تن من و تو نیست، چه ضمانتی از فردایمان است؟!

اگر سکوت را بر می گزینیم به فکر تشنگی فردایمان هستیم؟! سخن گفتن جسارت می طلبد! اعتراض جرم می شود و حرکت...

باور نکنیم که در دریای روز مرگی ها، امواج سکوت ما را به ساحلی برسانند!

ستاره ها که همیشه امتیاز آورند در دانشگاه هایمان ، کسبشان صلب امتیاز می کند!

چرا؟!

چون ستاره هایمان به دست کسانی افتاده است که تنها هنر را در صلب کردن ، خفه کردن ، سر کوب کردن می دانند. علم عدالت علی بر داشته اند، نیزه بر فرزندان علی می زنند!!

چهار نفر از ادامه تحصیل در مقطع کار شناسی ارشد محروم می شوند! برای دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد روز هشتمی از هفت روز هفته جهت ارائه ی پایان نامه جستجو می کنند!!

ای عدالت مجروح، من از نگاههای معصوم تو که بر دستان با توم دار و سخنان تعلیق دار اینان خیره مانده ای ، شرم دارم!

دلم برای حلقوم لطیف تو که صدای ظالمانه پس می دهد، می سوزد. می دانم که تاریخ می نگرد، بر واقعیت ها می نگرد و برای حقیقت می گرید!

« ای آزادی تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می ورزم . بی تو زندگی دشوار است، بی تو من هم نیستم، هستم، اما من نیستم.

ای آزادی از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بی زارم، زندگیم به خاطر توست ، جوانیم به خاطر توست، و بودنم به خاطر توست»

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

ماده 570

هر یک از مقامات و مامورین وابسته به نهاد ها و دستگاه های حکومتی که بر خلاف قانون آزادی شخصی افراد ملت را سلب کند یا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران محروم نماید علاوه بر انفصال از خدمت و محرومیت یک تا پنج سال از مشاغل حکومتی به حبس از 2 ماه تا 3 سال محکوم خواهد شد.

 

ماده 580

هر یک از مستخدمین یا مامورین قضایی یا غیر قضایی یا کسیکه خدمت دولتی به او ارجاع شده باشد بدون ترتیب قانونی به منزل کسی بدون اجازه و رضای صاحب منزل داخل شود به حبس از 1 ماه تا 1 سال محکوم خواهد شد مگر اینکه ثابت نماید به امر یکی از رؤسای خود که صلاحیت حکم را داشته است مکره به اطاعت امر او بوده ، اقدام کرده است که در این صورت مجازات مزبور در حق آمر اجرا خواهد شد و اگر مرتکب یا سبب وقوع جرم دیگری شده باشد مجازات آن را نیز خواهد دید و چنانچه این عمل در شب واقع شود مرتکب یا آمر به اشد مجازات مقرر محکوم خواهد شد.

 

ماده 691

هر کس به قهر و غلبه داخل ملکی شود که در تصرف دیگری است اعم از آن که محصور باشد یا نباشد و یا در ابتدای ورود به قهر و غلبه نبوده ولی بعد از اخطار متصرف به قهر و غلبه مانده باشد، علاوه بر رفع تجاوز حسب مورد به 1 تا 6 ماه حبس محکوم می شود. هر گاه مرتکبین 2 نفر یا بیشتر بوده و لااقل یکی از آنها حامل سلاح باشد به حبس از یک سال تا سه سال محکوم خواهند شد.

 

ماده 694

هر کس به منزل یا مسکن دیگری به عنف یا تهدید وارد شود به مجازات 6 ماه تا 3 سال حبس محکوم می شود و در صورتی که مرتکبین دو نفر یا بیشتر بوده و لااقل یکی از آنها حامل سلاح باشد به حبس از 1 سال تا 6 سال حبس محکوم خواهند شد.

 

ماده 699

هر کس عاملا و عامدا به قصد متهم نمودن دیگری آلات و ادوات جرم یا اشیایی را که یافته شدن آن در تصرف یک نفر موجب اتهام او می گردد بدون اطلاع آن شخص در منزل یا محل کسب یا جیب یا اشیایی که متعلق به اوست بگذارد یا مخفی کند یا به نحوی متعلق به او قلمداد نماید و در اثر این عمل شخص مذبور تعقیب گردد پس از صدور قرار منع تعقیب و یا اعلام برائت قطعی آن شخص، مرتکب به حبس از 6 ماه تا 3 سال و یا تا 74 ضربه شلاق محکوم می شود      

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

جامعه آنجایی است که در آن آزادی باشد و آزادی آنجایی است که در آن جامعه باشد! سخن را در همین ابتدا صریح و روشن می گویم. جاییکه در آن خفقان باشد جامعه نیست حال پس چیست؟ من دقیقا نمی دانم ولی در مقام قیاس می توان آن را درک کرد و البته در کشور ما می توان آن را حس هم کرد.

جامعه جاییست که در آن آزادی است و آزادی عبارت است از اندیشه، رقابت، مفاهمه و گردش آزاد اطلاعات. به نظر من جاییکه در آن چنین خصوصیاتی نباشد جامعه نیست و اگر جامعه نباشد انسانی هم نخواهد بود چرا انسان موجودی اجتماعی است. حال آن موجود که بالقوه دارای انسانیت است در راه ارتقای انسانیت خود سرخورده می شود و خصوصیات انسانیش تعالی نمی یابد. این موجود جامعه ای تشکیل نخواهد داد. پس چون جامعه نیست و فقط خفقان است جامعه شناسی هم نخواهد بود و چون جامعه شناسی نیست هیچ چیز هم قابل پیش بینی نخواهد بود. پس وای به حال آینده! و همان هایی که خفقان ایجاد کرده اند چوب آن را خواهند خورد. دود این خفقان به چشم همه خواهد رفت علی الخصوص پدید آورندگان خفقان که اولین قربانیان آن خواهند بود.

چاره کار چیست؟

باید به فکر ایجاد جامعه بود یعنی جاییکه در آن نیاز های اولیه انسان تامین شده و ئر نتیجه بتواند به اندیشیدن بپردازد و تولید اندیشه کند و برای بروز خصوصیات اجتماعیش تشکل ها و احزابی را تشکیل دهد و در فقالب آن وبا در نظر گرفتن قواعد از پیش تایین شده به رقابت بپردازد تا نیاز های اقتصادی، سیاسی و اجتماعیش را برطرف کند و از طرفی برای حفظ قوائد بازی به تشکیل گروه های ناظر بپردازد و با گردش آزاد اطلاعات داده ها و تحلیل خود را ارتقا بخشد تا این چرخه اجتماعی بهتر بچرخد.

چاره کار تنها این است و دانشگاه هم از این امر مستثنی نیست و حتی دانشگاه باید پیشتاز این چرخه باشد. افسوس که امروز پروژه سد کردن چرخه اجتماعی از دانشگاه شروع شده است پس وای به حال همه علی الخصوص نهاد های قدرت دانشگاه.

 

پی نوشت: این مطلب در نشریه ی چالش خبرنامه ی داخلی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز منتشر گشته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

گاهی قلم نیز شرم دارد از بی شرمی ناکسان، گاهی بغض های فروخورده مان هم یارای بدوش کشیدن تمام غم هایمان را ندارد. این روز ها هوا بس نا جوانمردانه سرد است. و روزی نیست که دست نوازش دوستان ما را ننوازد. تمام این ها داغ حسرتی را در من تازه می کند، حسرت روز های طلایی نسل دانشجو. روز هایی که چندان دور نیستند و دور شدند، گویا دیگر باید افسانه دانشجو را در کتاب های داستانمان سراغ گرفت. افسانه ای در باره مردان وزنانی که در برابر تمام زورمداری ها و کج روی ها قفل سکوت جامعه را می شکست، کسانیکه از هر نوع محدودیت و خفقان بی زار بودند و شفته آزادی ...

آیا این همه فراموشمان شده است؟ و اگر این گونه نیست پس چرا به همین سادگی قبول می کنیم که هر چه پیش آید خوش آید!

روزی دانشجویی را از دفاع از پایان نامه خود باز می دارند...

دگر روز دوستانمان را با هزاران دلایل واهی روانه کمیته انضباطی می کنند...

و آخر بار خبر می رسد چهار تن از دانشجویان ستاره دار شدند و از ادامه تحصیل محروم. آیا این همه کافی نیست تا مهر سکوتمان را بشکنیم و اعتراض نماییم؟ پس اگر اعتراض نکنیم و یا اگر حق اعتراض را هم از ما بگیرند دانشگاه و دانشجو چه معنایی خواهد یافت؟

 

پی نوشت: این مطلب در شماره ی هشتم نشریه ی چالش منتشر گشته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

در ادامه ی پیگیری مسئله ی محرومیت از تحصیل برخی از دانشجویان دانشگاه تبریز و فشار بر فعالین دانشجویی شماره ی نهم "چالش" نشریه ی داخلی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ی فنی، کشاورزی، علوم طبیعی و خوابگاه شهرک امام دانشگاه تبریز منتشرشد.

این شماره از نشریه که در تیراژ وسیعی پخش شده بود حاوی مطالب زیر می باشد:

*اگر حسینی نیستید لااقل یزیدی نباشید!

*آیا ما هم دانشجو به حساب می آییم؟

*فراز هایی از قانون مجازات اسلامی در رابطه با ورود غیر قانونی حراست به اتاق دانشجویی

و...

می باشد. در بخشی از این شماره ی نشریه می خوانیم:

"آیا ما هم دانشجو به حساب می آییم؟

دانشجو آرمان گراست. دانشجو عدالت خواه است. دانشجو ... است.

به هر نوشته ای بنگریم با چنین جملاتی روبرو می شویم. اما اگر به هم کلاسی هایمان بنگریم با عکس این مطالب مواجه می شویم. مگر نه این است که دانشجو مشت گره کرده ایست در برابر ظلم. مگر نه این است که دانشجو تیشه ایست بر ریشه جور و ستم. مگر نه این است که دانشجو باید فریاد بزند.

موقع امتحانات برای 16 نفر تعلیق می زنند. 4 نفر با عنوان ستاره دار از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم می شوند. دانشجویی حق دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشدش را ندارد و یکی به خاطر حمایت از این دوستان به کمیته انضباطی فراخوانده می شود. آری این وقایع در دانشگاه و آن هم در دانشگاه تبریز اتفاق افتاده است. راستی معلم این کلاس کیست که این گونه استادانه معادله ترس را بر ما اثبات کرده است. تا کی می خواهیم از گفتن جمله "به کدامین گناه" هراس داشته باشیم. چرا باید به ما بگویند:" که شما می ترسید و ما می ترسانیم". چرا به دانشجویان این دانشگاه؟؟؟

اگر بی عدالتی بر دوستانمان است اگر ظلم بر همکلاسی هایمان است اگر آنها می زنند و می برند روزی ما را نیز خواهند زد و خواهند برد.

بیایید دست در دست هم ریشه ترس، این علف هرز را خشکانده و با هم سرود یار دبستانی را سروده و بگوییم که دانشگاه زنده است. زنده است."

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

بيانه شماره 2 انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده فني دانشگاه تبريز

در حمايت از حق تحصيل دانشجويان دانشگاه تبريز

 

 

ساختار هاي دانشگاهي در ايران از بدو تاسيس، همواره به گونه اي بوده است که نوعي از فرهنگ دموکراتيک متکي به تساهل و مدارا بر اساس رابطه استاد و دانشجو بر سيستم مديريتي دانشگاه حاکم بوده است. در اين ساختار اساتيد و هيئت علمي به عنوان مسئولين دانشگاهي با اتکا به سابقه خود در تحصيل و تدريس، از توانايي هاي نسبي در اداره منظم دانشگاه برخوردارند. در چنين فضايي است که مي توان انتظار داشت تا تلاش هاي اصحاب دانشگاه در جهت توليد علم و شکوفايي قرار گيرد. اما آن چه اينک در دانشگاه تبريز مي گذرد بسيار متفاوت است. در دانشگاه تبريز نه اصحاب دانشگاه که اساتيد و دانشجويان باشند، بلکه گروهي غير دانشگاهي داعيه اداره دانشگاه را دارد. عده اي که سابقه آکادميک و صلاحيت لازم براي اداره دانشگاه را ندارند اينک ساختار و سازمان هاي آن را زير مجموعه خود مي دانند. اين گروه که قبلا نحوه تردد دانشجويان را کنترل مي کردند، در سکوت معنی دار مسئولين آکادميک دانشگاه تا حدي اختيار خود را افزايش دادند که حتي در مسائل آموزشي دانشجويان دخالت مي کنند که گوشه هايي از آن در بيانيه شماره يک آمده است. پس از جلوگيري آنان از برگزاري جلسه دفاع پايان نامه يکي از دانشجويان کارشناسي ارشد مکانيک، هنگامي که با اعتراض اين دانشجو و همراهي دانشجويان با وي مواجه شدند سر تسليم فرود آوردند، اما اينک و با نزديک تر شدن به پايان سال تحصيلي صداقت سخن خود را مشخص ساخته و نه تنها در برگزاري جلسه دفاع وي کارشکني کرده اند، بلکه اين دانشجو و يکي از همراهان وي را به کميته انضباطي احضار مي کنند.

دخالت هاي اين عده در امور آموزشي بر اين موضوع ختم نمي شود و اين بار چهار تن از دانشجويان دانشگاه تبريز را از حق تحصيل در مقطع کارشناسي ارشد محروم نموده اند.

انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده فني ضمن محکوم نمودن اقدامات اين گروه غير دانشگاهي موارد زير را لازم به توضيح مي داند:

1-      با در نظر گرفتن معاهده هاي بين المللي حقوق بشر و قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران حق تحصيل در تمامي مقاطع بر اساس شايستگي هاي علمي يک فرد از حقوق اوليه ي انساني او بوده و نمي توان بر اساس داشتن عقيده يا طرز تفکري خاص وي را از اين حق محروم ساخت.

2-      مسئولين آموزشي دانشکده ها و دانشگاه بايد با استفاده از اختيارات قانوني خود، مانع از دخالت اين گروه غير آکادميک در مسائل آموزشي دانشجويان گردند. از سوي ديگر همکاري مسئولين آموزشي با افراد غير مسئول در محروم ساختن دانشجويان از حق تحصيل، دور از شان و جايگاه دانشگاهي آنان بوده و منزلت آنها را ميان اصحاب دانشگاه به کمترين حد تنزل خواهد داد.

3-      مسئولين دانشگاهي در جهت رشد علمي دانشجويان دانشگاه تبريز بايستي با حمايت رسمي از چهار دانشجوي محروم از تحصيل، زمينه پيشرفت آنان را در مقطع کارشناسي ارشد فراهم آورند.

4-      تعرض به حق تحصيل جمعي از دانشجويان دانشگاه تبريز، با توجه به اعمال لجام گسيخته ي اين گروه غير دانشگاهي، متوجه همه دانشجويان بوده و لذا هر گونه اقدام قانوني در برابر تضييع حقوق دانشجويي، کاملا منطقي و در دفاع از حريم دانشگاه محسوب مي شود.

و در پايان انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده فني يادآور مي گردد که رفتار هاي غير عقلاني، ظالمانه و مغرضانه مسئولين در انحصاري کردن حق تحصيل، موجب دلسردي دانشجويان از تلاش هاي علمي شده و آنان را در برابر نظام مدريت غير منطقي دانشگاه قرار خواهد داد.

 

والسلام.

 

انجمن اسلامي دانشجويان

دانشکده فني                                                                            

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

 

بنا به اخبار دریافتی از دانشگاه تبریز این احتمال می رود که با در پیش رو داشتن ایام امتحانات دانشجویان، نیروهای امنیتی و حراستی دانشگاه فشار بر دانشجویان را بیشتر نمایند. این احتمال از این رو بیان می شود که سال گذشته نیز در جریان اعتراضات دانشجویی به بازداشت غیر قانونی نادر مهد قره باغ، 16 دانشجوی دانشگاه تبریز با احکام سنگین کمیته های انضباطی در ایام امتحانات روبرو گشتند. البته علی رغم صدور حکم در ایام امتحانات، ابلاغ آن به بعد از اتمام امتحانات موکول شده بود تا هم فرصت اعتراض 10 روزه ی تجدید نظر اتمام شود و هم امکان هر گونه اعتراض دانشجویی نیز در فرصت تابستانی سلب گردد و در کل این حق دانشجو بود که تضییع می گشت.

گویی امسال نیز این سناریو بار دیگر در حال شکل گیری است. ابتدا نیروهای امنیتی با همکاری حراست دانشگاه به اتاق های دانشجویان حمله می برند و به تفتیش لوازم شخصی دانشجویان، می پردازند و با فراخواندن دانشجویان به دفتر مدیریت حراست به تهدید و ارعاب می پردازند.

در ادامه مهندس سجاد راد مهر دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک از برگزاری جلسه ی دفاع از پایان نامه ی کارشناسی ارشد منع می شود. و اعتراض وی به این عمل مغایر قانون آموزشی مسئولین دانشگاه، به فراخواندن ایشان به کمیته ی انضباطی و تهدید دوباره منجر می شود.

بعد از اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد دانشگاهها نیز، 4 دانشجوی دانشگاه تبریز از مشاهده ی نتیجه ی آزمون محروم شده اند و بعد از اعتراضات دانشجویی به این عمل غیر قانونی این 4 دانشجو تهدید شده اند که به کمیته ی انضباطی احضار خواهند شد و احکام سنگینی در انتظارشان است.

آیدین خواجه ای دانشجوی رشته ی حقوق که یک ترم تعلیق از تحصیل را پشت سر گذاشته است و یک ترم تعلیق معلق را در پرونده ی خود دارد در روزهای اخیر به کمیته ی انضباطی احضار شده است. آیدین خواجه ای از اعضای شورای مرکزی انجمن ادبی سهند بود، انجمنی که در مهر ماه سال 86 به علت فشار غیر متعارف دانشگاه علی رغم 9 سال سابقه ی فعالیتی تعطیل گشت. این احتمال وجود دارد که این دانشجوی به علت حضور در بست نشینی و اعتصاب غذای مهندس سجاد رادمهر، حکم تعلیق معلق اش اجرا گردد.

گمامه زنی های حاکی از آن است که عصبانیت نیروهای حراستی و ناتوانی آنان از کنترل اعتراضات دانشجویان باعث تحمیل هزینه به دانشجویان در ایام تعطیلی نابستانی خواهد شد.

گفتنی است که اساتید دانشگاه که در بدنه ی مدیریتی دانشگاه قرار دارند توان تصمیم گیری و برخورد با مانور قدرت نیروهای امنیتی سرخود را ندارند و با بیان این مطلب به دانشجویان احتمال استعفا از حیطه ی مدیریتی شان را نیز عنوان می نمایند.

محمود عادلی ریاست حراست دانشگاه تبریز که مدتی است دبیر همایش "کمیته دفاع پدافند غیر عامل" شده است و حقیقیان معاون سابق حراست دانشگاه و معاونت فرهنگی فعلی دانشگاه در انجام اعمال غیر قانونی در دانشگاه و فشار و تهدید دانشجویان نقشی پر رنگ دارند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

خبرنامه ی امیر کبیر: دانشجویان تبریز گزارش دادند، نادر مهد قره باغ، صمد پاشایی، ناهید بابازاده و امین امامی چهار دانشجوی دانشگاه تبریز هستند که با ارائه نشدن کارنامه آزمون کارشناسیس ارشد آن ها از سوی سازمان سنجش عملاً از تحصیلات تکمیلی محروم گشته اند.

 

این دانشجویان جهت پیگیری وضعیت خود به اداره گزینش استاد و دانشجوی وزارت علوم مراجعه کرده بودند که در نهایت مسئول این اداره آقای نوربخش دلیل محرومیت از تحصیل این دانشجویان را در مقطع کارشناسی ارشد، فعالیت های سیاسی آن ها در دوره کارشناسی اعلام کرده است.

 

اگرچه برخی مسئولین سازمان سنجش و وزارت علوم این مسئله را در مراجعات حضوری تأیید می کنند اما تاکنون مقامات وزارت علوم در مصاحبه های رسمی وجود چنین دانشجویانی را رد کرده اند.

 

همچنین سجاد رادمهر دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی مکانیک که بدلیل ممانعت مسئولین امنیتی دانشگاه تبریز از برگزاری جلسه دفاع پایان نامه ارشد خود محروم شده بود هفته پیش به کمیته انضباطی دانشگاه تبریز احضار شد.

 

دلیل این احضار اعتصاب چند ساعته مهندس رادمهر در صحن دانشگاه اعلام شده است.

 

مهندس رادمهر که در اعتراض به کارشکنی های چند ماهه مسئولین دانشگاه در به تعویق انداختن جلسه دفاع پایان نامه اش اقدام به تحصن در محوطه دانشگاه نمود که با حمایت گسترده دانشجویان مواجه گردید. مسئولین حراست دانشگاه تبریز در اقدامی زیرکانه و با نوشتن نامه ای کتبی قول برگزاری جلسه دفاع را در روز ۸ خرداد دادند که در نهایت اجازه برگزاری در روز ۸ خرداد نیز برگزار نگردید سجاد رادمهر از دانشجویان با سابقه و هویت طلب دانشگاه تبریز است.

 

دانشجویان دانشگاه تبریز در اعتراض به اقدامات مسئولین دانشگاهی در تعرض به حق تحصیل دانشجویان اقدام به توزیع گسترده ویژه نامه ها و تراکت در سطح دانشگاه نموده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

شماره ی هشتم چالش نشریه ی داخلی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ی فنی، کشاورزی، علوم طبیعی و خوابگاه شهرک امام دانشگاه تبریز منتشرشد. مطالب این شماره ی نشریه عمدتا حول پیگیری مطالبات دانشجویان و اعتراض به نقض حقوق دانشجویی و محرومیت از تحصیل  و اعتراض به فراخواندن دانشجویان فعال به کمیته ی انضباطی می باشد.

در این شماره از نشریه می خوانیم:

*بحث دفاع از پایان نامه و عجایب دانشگاه تبریز

*چرا آنها را ستاره دار کردند؟

*افسوس که از دانشگاه شروع شده است.....

انتشار این نشریه نیز چون سابق با ممانعت و عصبانیت مدیریت حراست دانشگاه تبریز روبرو گشته است. گفتنی است که در شماره های قبل نشریه ی چالش نیز به بحث پیرامون رفع تعلیق یکی از فعالین دانشجویی پرداخته شده بود.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

روز گذشته در میان دانشجویان دانشگاه تبریز در اعتراض به فشار های وارده بر دانشجویان و اعمال غیر قانونی حراست این دانشگاه و همچنین اعتراض به محرومیت از تحصیل دانشجویان تراکت های اعتراضی پخش شده است.

لازم به ذکر است که بعد از ممانعت از ادامه ی تحصیل ۴ تن از دانشجویان دانشگاه تبریز و همچنین ممانعت از برگزاری جلسه ی دفاع از کارشناسی ارشد یکی از دانشجویان مدتی است که اعتراضات پراکنده ی در دانشگاه تبریز شکل گرفته است.

مسئولین حراست دانشگاه نیز با احساس ترس نسبت به آنچه که شلوغی دانشگاه احتمال می دهند با تماس با فعالین دانشجویی و حتی خانواده های آنها به تهدید و ارعاب می پردازند.

گفتنی است محمود عادلی ریاست حراست دانشگاه تبریز را بر عهده دارد.

* حراست مجرمی در لباس قانون!!!

-ممانعت از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد با ستاره دار کردن چهار دانشجوی دانشگاه تبریز

-سلب آزادی های فردی با ایجاد مزاحمت در روابط خصوصی دانشجویان

-لغو غیر قانونی جلسه دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد فعال سابق دانشجویی

-ایجاد رعب و وحشت و جو پلیسی در محیط دانشگاهی

-تجاوز به حریم خصوصی دانشجویان خوابگاهی

-ایجاد جو خفقان با احضاز پی در پی دانشجویان به کمیته  ی انضباطی

-فشار بردانشجویان فعال سیاسی جهت حذف دانشگاه تبریز از جریانات سیاسی داخل کشور

سکوت تا کی؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

**این مطلب از وبلاگ شب نامه که در حمایت از دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه تبریز نوشته شده است نقل می شود:

سواد آموزی

بچه که بودیم در کتاب های درسیمان حکایتی می خواندیم که برایمان عجیب می نمود، در دوران ساسانی، حق سواد آموزی تنها از آن عده ی محدودي از مردم بود , و تقاضاي كفاش پيري كه حاضر بود تمام زندگي اش را در قبال تحصيل فرزندش از كف بدهد پاسخي جز مرگ نگرفت.معلممان با کلی ذوق از اسلام می گفت که در آن همه حق آموختن دارند، از پيامبر مي گفت كه هيچ محدوديتي براي علم آموزي قائل نبود، از ائمه مي گفت كه همه حق استفاده از كلاس هاي درسشان را داشتند و ما در عالم بچگی باورمان می شد و فکر می کردیم خب وقتی در یک کشور اسلامی زندگی می کنیم پس همه در آن می توانند باسواد شوند.
بزرگتر که شدیم تازه متوجه شدیم که حرف معلم ها همیشه هم درست از آب در نمی آید.آخر پدربزرگ از پسر همسايه می گفت که چون بهایی بود، نتوانسته بود در کنکور شرکت کند و يكي از دوستان كه پدرش از اعدامي هاي 67 بود نيز چنين سرنوشتي برايش رقم خورده بود...خيلي ها از دانشگاه اخراج شدند و حتي خيلي ها را به مدرسه راه نمي دادند. و اينگونه حق آموختن باز هم از عده اي سلب شد.
يكي از بچه هاي بسيجي با قيافه اي حق به جانب مي گفت "نبايد انتظار داشته باشند كه با پول حكومت اسلامي درس بخوانند و بعد هم بشوند دشمن آن!"اما مگراين پول از آن حكومت است؟!اين حق فرد فرد ملت ايران است و هر كسي كه اينجا  متولد مي شود سهمي از آن دارد اما مثل خيلي از حقوق مسلمي كه از ما سلب شده حق باسواد شدن را هم از ما گرفته اند و تنها حق مسلممان شده انرژي هسته اي، ديگر مهم نيست اگر قيمت يك كيلو برنج بشود 7000 تومان يا مواد شوينده ناياب شوند ، گوشت هم که خیلی وقت است از لیست غذایی حذف شده است و میوه و ...
بالاخره نتايج كنكور ارشد اعلام شد، اما در مقابل رتبه ي بعضي از دوستان چيز عجيبي نوشته اند! "طبقه ي دوم سازمان سنجش"!مي گويند به خاطر ستاره هاست.آخر ستاره هميشه نشان بخت و اقبال نيست!در دولت مهرورز ستاره نشاني از مهرورزي است و مهرورزي خيلي وقت است كه معني اش تغيير يافته .

پی نوشت: الملك يبقي باكفر و لا يبقي بالظلم

 

اینجا کجاست؟

نانمان را گرفتند
قلممان را شکستند
کاغذهایمان را پاره کردند
کتابهایمان را سوزاندند
ایمانمان را به صلیب کشیدند
طنابی که به دور هستی ما پیچیده اند هر لحظه تنگ تر می شود و نفس کشیدن دشوارتر.
عقوبت کدامین گناه گریبان گیرمان شده است که صبر خدا از ظلمی که در حقمان روا می دارند تمام نمی شود؟
وای از این خفاشان خون آشام که ذره ذره ی جانمان را می مکند و هنوز سیراب نشده اند!

پی نوشت ۱: ۴ نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز ستاره دار شده اند و از ادامه تحصیل محروم  www.tabriz-un.blogfa.com

پی نوشت ۲: سهمیه بندی جنسیتی رسما تصویب شده و اعمال می گردد ; اینطور می گویند، اما هنوز هم باورش برایم سخت است! آخر چطور ممکن است؟!!؟!؟!!!

پی نوشت ۳: مجلس دیه ی برابر برای زن و مرد را تصویب کرده است، مانده شورای نگهبان ... این هم نیمه ی نصفه ی پر لیوان

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  | 

" دانشجو فریاد بزن!

حراست دانشگاه تبریز با ستاره دار کردن 4 تن از دانشجویان قصد ممانعت از تحصیل آنان در مقطع کارشناسی ارشد را دارد.

به کدامین گناه...!!"

متن اس ام اسی است که دانشجویان دانشگاه تبریز در دفاع از حق تحصیل و آموزش دوستانشان منتشر نموده اند.

نادر مهد قره باغ دانشجوی مهندسی برق، ناهید بابازاده دانشجوی علوم تربیتی، صمد پاشایی دانشجوی مهندسی کشاورزی و امین امامی دانشجوی مهندسی مکانیک از دانشجویانی هستند که به علت گزارش حراست دانشگاه تبریز، سازمان سنجش از ارایه ی کارنامه ی آزمون کارشناسی ارشد آنان امتناع می ورزد این امر در حالی است که وزیر علوم وجود دانشجویان ستاره دار تکذیب می نماید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت   توسط دانشجو  |